جمعه, 03 خرداد 1398
شناسه خبر:3522

دیدار هیئتی از اساتید حوزه علمیه «دارالعلوم زاهدان» از «انوارالعلوم خیرآباد»

  • انداز قلم

در این سفر که به دعوت حوزه علمیه انوارالعلوم صورت گرفته بود، اساتید محترم درسگفتارهایی در زمینه‌های مختلف برای طلاب انوارالعلوم برگزار نمودند.

دکتر عبیدالله بادپا، «استاد حدیث» و «مسئول بخش تخصص في‌الدعوة» دارالعلوم زاهدان در رأس هیئتی با اساتید و طلاب حوزه علمیه انوارالعلوم خیرآباد دیدار کردند.
به گزارش انواروب، در این سفرِ دو روزه دو تن دیگر از اساتید دارالعلوم زاهدان، مولوی ادهم سپاهی مدیر داخلی مرکز تحقیق و ترجمۀ دارالعلوم و مولوی عبدالرحمن گمشادزهی مدیر داخلی مجلۀ الصحوة الاسلامیة ایشان را همراهی می‌کردند.
در این سفر که به دعوت حوزه علمیه انوارالعلوم صورت گرفته بود، اساتید محترم درسگفتارهایی در زمینه‌های مختلف برای طلاب انوارالعلوم برگزار نمودند.

️ دکتر عبیدالله بادپا در جمع طلاب حوزه علمیه انوارالعلوم خیرآباد:  خودشناسی مهمترین ویژگی طلبه است
دکتر عبیدالله بادپا، «استاد حدیث» و «مسئول بخش تخصص في‌الدعوة» دارالعلوم زاهدان، شامگاه دوشنبه (6 فروردین 1397) در جمع طلاب حوزه علمیه انوارالعلوم خیرآباد با اشاره به «مقام رفیع و علم» و «اهمیت وقت برای علما» فرمودند: سخنانی که اینجا بیان می‌شود ظاهراً سخنانی تکراری است، اما از تکرار نهراسید، چون زندگی تکرار است. در قرآن و حدیث هم برخی اوامر و سخنان مکرر بیان شده‌اند و یقینا در آن حکمتی است.
انسان عاقل آن است که همواره دنبال فرصت بوده و برای او چیزی تکراری نباشد، چرا که از هر سخنی معنایِ جدیدی دریافت می‌کند.
ایشان با اشاره به آیه 122 سوره مبارکه توبه فرمودند: هر آیه قرآن عظیم الشأن اهمیت خاص خود را دارد ؛ اما آیه « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ» برای من و شما سرنوشت ساز است. این آیه را خداوند در سوره توبه آورده است، سوره‌ای که همه‌اش احکام جهاد در راه خدا و بیزاری از مشرکین است و در آن احکام جزیه و منافقین بیان می‌شود. معروف است و بارها شنیده‌ایم که در این سوره خداوند در خشم است و ابتدای آن «بسم الله الرحمن الرحیم» را نیاورده است، البته این همه‌ی حکمت آن نیست، حکمت‌های دیگری هم هست که اینجا مجال بیانش نیست.
استاد حدیث دارالعلوم زاهدان افزودند: خداوند در آخر این سوره، آیه‌ی خروج در راه علم را آورده است. توجه بفرمایید که در آن شرایطِ حساسی که پیامبر و مسلمانان داشتند و همواره مشغول جهاد بودند، دستور می‌رسد که عده‌ای به جای جهاد، مشغول آموزش دین شوند و از هر گروه، طایفه و منطقه‌ای، جماعتی برای آموزش دین خروج کنند. ما مشمول این آیه‌ایم ، زیرا برای تعلیم دین خروج کردیم. پس از طرفی جای شکر است و از طرفی نیز جای تفکّر و تأمل.
خداوند در این آیه فرموده است: « لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ » باید تفقّه در دین داشته باشند، یعنی دین را بفهمند. این، معنای بسیار وسیعی دارد. اینکه دین را به خوبی بفهمیم.
ما تا در مدرسه هستیم و مشغول تحصیلیم، مشغول تفقه در دین هستیم و بعد از اتمام درس، قرآن کار ما را مشخص می‌کند و آن، انذار قوم خود است: «لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ» انذار، یکی از صفات انبیاست. برای پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ  در قرآن صفت نذیر آمده است.
حال این صفت چطوری بیاید؟ جای فکر است. اگر می‌خواهیم با صفت «انذار» برگردیم، باید یک صفت دیگر را در زندگی طلبگی خود عملا به نمایش بگذاریم و آن صفت «نظر و دیدن» است، یا به تعبیری خودشناسی. خیلی مهم است که در مدرسه خود را خوب بشناسیم. خود را ببینیم و مقامی را که داریم درک کنیم.
پس قبل از اینکه به صفت انبیا متصف شویم باید هر حرکت خود را خوب ببینیم و خوب دقت کنیم و خوب نظر کنیم. خودشناسی مهمترین ویژگی طلبه است. اینکه از هر نظر خودش را بشناسیم که کی هستیم و از کجا آمده‌ایم و قوم ما چه انتظاری از ما دارند.
حتما کتاب «خود را دریابید»را خوانده‌اید. در ابتدای آن این شعر اقبال آمده است:
برخود نظر گشا ز تهی دامنی مرنج  /  در سینه تو ماه تمامی نهاده‌اند
بزرگ کردن آن ماه که در وجود ماست، به دست خود ماست، اینکه خود را و جایگاه خود را به خوبی بشناسیم و کسالت، سستی، خواب و غفلت را رها سازیم.
مولانا بادپا بیان داشتند: شما پیش خداوند شرف دارید، چرا که اشرف مخلوقات هستید و بعد، مسلمانید و در کشوری اسلامی زندگی می‌کنید. علاوم بر این‌ها، افتخار دیگری که نصیب‌تان شده است این است که در خطه و استان خراسان هستید، جایی که تاریخ درخشانی دارد.
برای رسیدن به این هدف باید برنامه جدی داشته باشیم. چیزی که ما در آن کسالت و تنبلی داریم، «وقت» مال ماست که در واقع زندگی ماست و ما آن را هدر می‌دهیم. امروز و در زمان طلبگی اگر وقت خود را هدر دادیم، فردا وقتی کاری به ما سپرده شود توانایی انجام آن را نداریم، چون اوقات خود را به خوبی مدیریت نکرده‌ایم و آمادگی برای انجام کارها نداریم. ما باید از اوقات پِرت و مرده خود چون «بعد از عصر»، «بعد از ظهر»، «زنگ تفریح» و حتی «وقتی استاد در آمدن به کلاس تاخیر دارد یا زودتر می رود»، استفاده کنیم، اینها همه وقت است.
ما می‌توانیم در همین اوقات که توجهی به آن نمی‌شود، کتاب‌های زیادی را بخوانیم، احادیث ، اشعار و نکات مختلف و متعددی را حفظ کنیم. پس هواسمان باشد که اوقات خود را مدیریت کنیم.
برای اینکه بتوانیم از اوقات خود استفاده کنیم بهترین راه این است که برنامه روزانه خود را بنویسیم، اگر برنامه را نوشتیم، در آن خیر و برکت می‌آید.
من و شما برای نفع رسانی به مردم بیرون شدیم، این علاوه بر مسئولیت، یک افتخار است و چون از جانب خدا گزینش شده‌ایم، حتما خداوند ما را کمک خواهد کرد.
این را باید بدانیم که طبق حدیث رسول اکرم ـ صلی الله علیه و سلم ـ اسلام دنیا را فرا خواهد گرفت و در مشرق و مغرب مستقر خواهد شد و در هر خانه‌ای وارد خواهد شد، اما این توسط انسانها صورت می‌گیرد وخوشا به حال کسی که دستی در این کار داشته باشد.

 گزیده سخنان مولانا دکتر عبیدالله بادپا، استاد حدیث حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان در جمع اساتید حوزه علمیه انوارالعلوم خیرآباد(دوشنبه 6 فروردین 97)

*از قدیم آرزو و تمنای حضور و ملاقات چند روزه با اساتید و طلاب این حوزه در دل بنده بود تا اینکه بحمدالله در این روزهای بهاری توفیق حاصل شد. خداوند را بر این توفیق شاکریم.
* رفت و آمد اساتید حوزه‌ها و مردم مناطق مختلف با هم، به نفع کشور، اسلام و انسانیت است.
* نخستین توصیه‌ای که بزرگان به اساتید می‌کنند این است که حضور در حوزه را برای خود توفیق و سعادتی بدانند و خدا را شکر گویند که الله به آنان توفیق داده است تا معلم باشند. تدریس، آرزوی فارغ التحصیلان است و حال که این توفیق را یافته‌ایم خدا را شکر کنیم.
* مدارس و مراکز آموزشی بر سه رکن استواراند: نظام درسی، طلاب و اساتید. اگر مشکلی در نظام درسی یا فهم طلاب باشد، این اساتید هستند که باید آن کمبود را جبران کنند.
* مدارس رسالتی دارند، اساتید باید بیندیشند که آیا به مقاصد و اهدافی که دارند رسیده‌اند یا نه.
* برخی معتقدند مدارس و جوامع علمی ما عقیم شده‌اند و انتظارات جامعه را برآورده نمی‌کنند. این به هر حال یک نظریه ‌است، البته جای شکر باقی است. ما اکنون صاحب‌نظران، مدرّسان، مصنّفان و مترجمانی که از همین مدارس بیرون شده‌اند را داریم. البته جایی از کار می‌لنگد که باید ببینم کجا می‌لنگد، آن را بیابیم و برای رفع آن چاره جویی کنیم.
* برخی و خصوصا طلابِ دانشگاه رفته ما فورا به نظام درسی ما می‌تازند و آن را ناقص می‌دانند، البته شاید نقصی باشد و ما کاملا منکر آن نیستیم، ولی همه مشکل از نظام درسی نیست.
* نکته دیگر این است که شاید ایراد در طلاب و محصلین ما است که این هم نمی‌تواند باشد، چرا که حتما در بین مثلا ۵۰۰ طلبه چند نفر مستعد هستند.
* متهم سوم، من و شما یعنی اساتید و مدرسین هستیم. باید نقص‌هایی که آن دو (طلاب و نظام درسی) دارند را معلم جبران کند. اگر در فقه کمبود است باید منِ مدرس تکمیل کنم، مثلا اگر کتاب فقهی مسایل روز را ندارد، باید استاد باید جبران کند.
* حتی اگر می بینیم که وضع و حال خوب است، باز هم نباید بسنده کنیم، باید جلو برویم. زمان به سرعت درگذر است و ما باید خود را به آن برسانیم.
* باید به طلاب به چشم فرزند نگریست، اینجا استاد هم مربی، هم پدر و هم مادر است،  طلاب را استعداد یابی کنیم و راهنمایی و جهت دهی نماییم.
* باید ضعف‌ها، مشکلات و کمبودهای علمی و تربیتی را شناخت و جبران کرد.