دوشنبه, 27 خرداد 1398
شناسه خبر:2254

عواملی که موجب عذاب قبر می شوند

  • انداز قلم

 

عذاب قبر دو نوع اسباب مفصل و مجمل دارد، اسباب مجمل را می توان جهل به خدا، پشت سر گذاشتن دستورات و ارتکاب منهیات خداوند نام برد [۱] ولی در مورد اسباب مفصل نصوص فراوانی روایت شده اند که ما به برخی از آنها بسنده می کنیم.


دوری نکردن از پیشاب و سخن چینی

بخاری و مسلم از حضرت ابن عباس رضی الله عنه روایت می كنند که رسول الله صلی الله علیه وسلم از كنار دو قبر رد شدند و فرمودند: (أَمَا إِنَّهُمَا لَیعَذَّبَانِ وَمَا یعَذَّبَانِ فِی كَبِیرٍ أَمَّا أَحَدُهُمَا فَكَانَ یمْشِی بِالنَّمِیمَةِ وَأَمَّا الْآخَرُ فَكَانَ لَا یسْتَتِرُ مِنْ بَوْلِهِ قَالَ فَدَعَا بِعَسِیبٍ رَطْبٍ فَشَقَّهُ بِاثْنَینِ ثُمَّ غَرَسَ عَلَى هَذَا وَاحِدًا وَعَلَى هَذَا وَاحِدًا ثُمَّ قَالَ لَعَلَّهُ أَنْ یخَفَّفُ عَنْهُمَا مَا لَمْ ییبَسَا) [۲]

(صاحبان این دو قبر در حال عذاب هستند، هر چند علت عذاب آنها گناه بزرگی نیست، سپس در ادامه فرمود: یکی سخن چین بود و دیگری هنگام قضای حاجت استتار نمی کرد. رسول الله صلی الله علیه وسلم شاخه ی سر سبز درخت خرما را نصف کرد و روی قبر هرکدام شاخه ای از آنها را کاشت و فرمود: به این امید تا سبز بودن شاخه ها عذاب شان تخفیف یابد).

از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمود: اغلب عذاب قبر بخاطر ادرار و پیشاب است. انس رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین نقل می كند: (تَنَزَّهُوا مِنَ الْبَوْلِ فَإِنَّ عَامَّةَ عَذَابِ الْقَبْرِ مِنْهُ) [۳]

(از آلودگی پیشاب بپرهیزید، چون اغلب عذاب قبر بخاطر پیشاب است.)

سرقت از مال غنیمت

از جمله گناهانی كه موجب عذاب قبر می شود سرقت از بیت المال یا غنیمت مسلمان است. احادیث فراوانی در این مورد روایت شده است، مثلاً ابوهریره رضی الله عنه روایت می کند:

(فَأَهْدَى رَجُلٌ غُلَامًا یقَالُ لَهُ مِدْعَمٌ، بَینَمَا مِدْعَمٌ یحُطُّ رَحْلًا لِرسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ إِذَا سَهْمٌ عَائِرٌ فَقَتَلَهُ فَقَالَ النَّاسُ هَنِیئًا لَهُ الْجَنَّةُ فَقَالَ رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ كَلَّا وَالَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ إِنَّ الشَّمْلَةَ الَّتِی أَخَذَهَا یوْمَ خَیبَرَ مِنْ الْمَغَانِمِ لَمْ تُصِبْهَا الْمَقَاسِمُ لَتَشْتَعِلُ عَلَیهِ نَارًا فَلَمَّا سَمِعَ ذَلِكَ النَّاسُ جَاءَ رَجُلٌ بِشِرَاكٍ أَوْ شِرَاكَینِ إِلَى النَّبِی صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ شِرَاكٌ مِنْ نَارٍ أَوْ شِرَاكَانِ مِنْ نَارٍ) [۴]

(مردی غلامی را به نام «مدعم» به رسول الله صلی الله علیه وسلم هدیه كرد. وقتی كه غلام می خواست سواری پیامبر صلی الله علیه وسلم را جای بگذارد، مورد اصابت تیری ناشناخته قرار گرفت و جان سپرد. مردم گفتند: بهشت برایش مبارک باشد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هرگز! سوگند به خدایی كه جان من در قبضه اوست آتش جهنم را برای خود شعله ور ساخت، چون در جنگ خیبر قبل از تقسیم غنایم پارچه ای را به سرقت برد. وقتی مردم این وعید سخت را شنیدند مردی با یک یا دو بند کفش پیش پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: این هم موجب شعله ور شدن آتش جهنم می شود).

از حضرت عبدالله بن عمر رضی الله عنه روایت شده که فرمود: فردی به نام کرکره مأمور محافظت از اموال پیامبر صلی الله علیه وسلم بود، کرکره وفات کرد، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: او در آتش است. مردم در صدد تحقیق اموال او بر آمدند، مشاهده کردند که عبایی را از غنیمت به سرقت برده است. [۵]

بدهکاری

بدهکاری و دَین موجب ایجاد ضرر و زیان در قبر می شود، از حضرت سعد بن اطول رضی الله عنه روایت شده که برادرش در حالی فوت كرد که سیصد درهم تركه داشت و زن و فرزند فقیر و بی نوائی را به جا گذاشت. سعد می گوید: خواستم ترکه را برای خانواده ی برادرم خرج کنم، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (إِنَّ أَخَاكَ مَحْبُوسٌ بِدَینِهِ فَاذْهَبْ فَاقْضِ عَنْهُ)

(برادر تو در برابر بدهی هایش در قبر زندانی است. برو بدهی های او را بپرداز.)

سعد می گوید: رفتم بدهی های برادرم را پرداخت نمودم و برگشتم و عرض كردم، ای رسول خدا صلی الله علیه وسلم تمام بدهی هایش را پرداخت کردم فقط دو دینار باقی مانده که زنی مدعی است آنها را به ودیعه به برادرم داده است، ولی دلیلی ندارد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

(أَعْطِهَا فَإِنَّهَا صَادِقَةٌ)

(آنرا هم بپرداز، چون زن راست می گوید) [۶]

رسول الله صلی الله علیه وسلم در این حدیث خبر می دهد كه آن صحابی بخاطر بدهی هایش محبوس است و در حدیثی دیگر كه ممكن است تفسیر این حدیث باشد و مفهوم محبوس بودن را شرح می دهد، چنین آمده است: (إِنَّهُ مَأْسُورٌ بِدَینِه عن الجنةِ)

(او بخاطر دین و بدهی از وارد شدن به بهشت منع شده است.)

——————————————————

[۱].  لوامع الانوار البهیة. ۲/ ۱۷٫
[۲]. كتاب الجنائز.
[۳]. آلبانی در کتاب «ارواء الغلیل» حدیث را نقل کرده است. و روایت را به دار قطنی نسبت داده است. ارواء الغلیل ۱/ ۳۱۱٫ شماره ۲۸۰٫
[۴]. متفق علیه، مشكاة المصابیح: (۲/ ۴۰۱).
[۵]. مشکاة المصابیح ۲/ ۴۰۲٫
[۶]. آلبانی در «احکام الجنائز» ص ۱۵ می فرماید: ابو داود (۲/ ۸۴) و نسائی (۲/ ۲۳۳) و حاکم (۲/ ۲۵، ۲۶) و بیهقی (۶/ ۴/۷۶) و طیالسی در مسندش شماره (۹۸۱ و) ۹۸۲ و امام احمد (۵/ ۱۱، ۱۳، ۲۰) حدیث را نقل کرده اند، برخی از آنها حدیث را از شعبی از سمرة و گروه دیگر سمعان بن مشنج را هم در سند داخل نموده اند. همانگونه که حاکم و ذهبی گفته اند: بنا به سند اول بر اساس شرط شیخین صحیح است و بنا به سند دوم تنها صحیح است نه بر اساس شرط شیخین، آلبانی در آن کتاب کسانی که روایات و زیادات را ذکر کرده اند بیان فرموده است.
======================
منبع: الاصابه