چهارشنبه, 30 مرداد 1398
شناسه خبر:3005

اهمیت عقیده و جایگاه آن در دین

  • انداز قلم

نیاز ما به عقیده‌ی صحیح، بیش از هر نیاز دیگر و ضرورت آن بالاتر از هر ضرورت دیگری است. خوشبختی و سعادت قلبی و شادی درونی وجود نخواهد داشت مگر با عبادت پروردگار و خالق متعال.

عقیده‌ی اسلامی، بزرگترین واجب در این دین و مهم‌ترینِ آن است؛ این نخستین چیزی است که کودکان بر آن تربیت می‌شوند و کافران به سوی آن دعوت می‌شوند

چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ می‌فرماید: «دستور داده شده‌ام که با مردم بجنگم تا آنکه گواهی دهند که معبودی به حق نیست جز الله و اینکه محمد، فرستاده‌ی الله است»  و عقیده‌ی اسلامی، تنها عقیده‌ای است که امنیت و استقرار و خوشبختی و سعادت را محقق می‌گرداند، چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:

بَلَىٰ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ [بقره: ۱۱۲]

آری؛ هر که خالصانه رو به الله کند و نیکوکار باشد پاداش او نزد پروردگارش محفوظ است و نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین خواهند.

چنانکه تنها عقیده‌ی اسلامی است که می‌تواند آسایش و رفاه را محقق گرداند:

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ [اعراف: ۹۶

و اگر اهل شهرها ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌ساختند بی‌شک برکاتی از آسمان‌ها و زمین به رویشان می‌گشودیم.

همچنین عقیده‌ی اسلامی سبب به دست آمدن قدرت و تمکین در زمین، و برپایی حکومت اسلام است. خداوند متعال می‌فرماید:

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ [انبیاء: ۱۰۵]
و به راستی که پس از ذکر (تورات) در زبور نوشتیم که: زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.

عقیده‌ی اسلامی اهمیتی بسیار در زندگی انسان و بلکه در زندگی بشریت دارا است؛ برای همین لازم است فرزندان بر اساس آن تربیت شوند و آن را از آلودگی‌ها و شوائب دیگر، پاک داشت.

همه‌ی پیامبران برای دعوت به سوی همین عقیده‌ی صحیح فرستاده شده‌اند. خداوند متعال می‌فرماید:

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ [انبیاء: ۲۵]
و پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم مگر آنکه به او وحی نمودیم که معبودی [به حق] جز من نیست، پس مرا عبادت کنید.

محقق نمودن توحید الوهیت و عبادت کردن الله متعال به تنهایی، هدف نخست از آفرینش انس و جن است. خداوند متعال می‌فرماید:
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ [ذاریات: ۵۶]
و جنیان و انسان‌ها را نیافریدم، جز آنکه مرا عبادت کنند.

پذیرش اعمال نیک متوقف بر تحقق توحید از سوی بندگان است و کامل بودن اعمال نیز به کامل بودن توحید بستگی دارد. بنابراین هر نقصی در توحید بنده ممکن است عمل او را بی‌ارزش و یا ناقص کند. همچنین عقیده، رابطه‌ی میان بنده و پروردگارش را از نظر شناخت و یگانه پرستی و عبادت فراگیر، تعیین می‌کند. اساس سعادت بنده در دنیا، شناخت الله متعال است، زیرا نیاز بنده به الله بالاتر از هر نیاز دیگری است و بنده هیچ آسایش و آرامشی نخواهد داشت، مگر با شناخت پروردگار و عبادت نیکوی او.

تربیت کودکان بر اساس عقیده آنجا اهمیت خود را نشان می‌دهد که این عقیده به همه‌ی سوالاتی که به ذهن کودک و بزرگ خطور می‌کند پاسخ می‌دهد از جمله صفات آفریدگار عزوجل و آغاز و پایان خلقت و دیگر مسائل. برای همین است که تمرکز قرآن و سنت بر بیان و تقریر و تصحیح عقیده است و این را می‌توان به وضوح در همه‌ی نصوص شرعی دید.

هر بنایی ـ چه مادی و چه معنوی ـ به شالوده‌ای نیاز دارد که بر آن ساخته شود؛ دین اسلام نیز بنایی است کامل که همه‌ی زندگی انسان مسلمان، از تولد تا مرگ، و سرنوشت او پس از مرگ را در بر می‌گیرد. این بنای متین بر شالوده‌ی عقیده‌ی اسلامی بنا شده که خاستگاه آن، توحید پروردگار و بزرگداشت وی و حمایت از توحید است:

قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (162) لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ [انعام: 162-163
بگو همانا نمازم و [دیگر] عباداتم و زندگی و مرگم از آن الله، پروردگار جهانیان است (۱۶۲) که شریکی ندارد و به این کار امر شده‌ام و من نخستین مسلمانان هستم.

اسلام برای عقیده اهمیت بسیاری قائل است و از جهت ثبوت آن در نصوص و بیان آن و هم از جهت آثاری که بر درون معتقدان می‌گذارد، به آن ارزش داده است.

برای همین می‌بینیم که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ سال‌ها در مکه ماند و در این مدت قرآن بر وی نازل می‌شد که بیشتر به بنای عقیدتی می‌پرداخت و هنگامی که عقیده در درون مسلمانان رسوخ یافت، تشریعاتِ دیگر، پس از هجرت به مدینه نازل گردید.

عقیده از ضروریات زندگی انسان است که نمی‌توان از آن بی‌نیازی جست، چرا که انسان به حسب فطرت خود گرایش به این دارد که به نیروی برتر پناه بجوید؛ نیرویی که آن را صاحب قدرتی خارق العاده و تسلط کامل بر خود و دیگر مخلوقات می‌داند،  و این اعتقاد باعث محقق شدن میل فطری انسان به دینداری و اشباع آن است. نخستین دستاورد این عقیده، باوری است که با فطرت انسانی در توافق است و به خرد انسانی و جایگاه او در این جهان احترام می‌گذارد. این چیزی است که عقیده‌ی اسلامی به ارمغان آورده است. خداوند متعال می‌فرماید:

الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ [انعام: ۸۲]
کسانی که ایمان آوردند و ایمان خود را با ظلم (شرک) آلوده نساختند، اینان سزاوار امنیت هستند و ایناند که هدایت یافته‌اند.

عقیده‌ی اسلامی و عبادات و معاملات و سلوک در این دین همه یک هدف دارند و آن خالص گرداندن دین برای الله متعال است. این هدف متحد اهمیت بسیاری در فهم دین اسلام و تربیت کودکان بر اساس آن دارد. خداوند متعال می‌فرماید:

وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ [نساء: ۱۲۵]
و دین چه کسی بهتر از آن کسی است که خود را تسلیم الله نموده و نیکوکار است؟.

عقیده اگر بر قلب‌ها چیره شود باعث اطمینان به الله می‌شود و ترس هر چیز دیگر غیر از او را از بین می‌برد و در نتیجه انسان تنها در برابر الله فروتن و خاشع می‌شود.
بقلم: دکتر عریفی
منبع: سایت دکتر عریفی