شنبه, 16 اسفند 1399
شناسه خبر:3479

آدم برفی

  • انداز قلم

آسمان هم شده امسال بخیل
مادرم چیست بر این کار دلیل؟
از دل مادرش آهی برخاست
«طفلکم این همه از کرده‌ی ماست»

کودکی گفت به مادر حرفی
شد کجا مادرم آدم برفی؟
برف، هر سال پدر می‌انداخت
در حیاط آدمِ برفی می‌ساخت
نیست امسال زباران اثری
یا که از آدمِ برفی خبری
چیست مادر، خبری نیست هنوز؟
از رفیقم اثری نیست هنوز؟
نکند آدمِ برفی قهر است؟
یا که امسال برون از شهر است
یا شده از من و تو ناراحت
کرده از منطقه‌ی ما هجرت؟
آسمان چهره سیه گرداند
 بارشی هیچ نمی‌باراند
با تمنا کنم هر روز نظر
نیست از برفِ زمستانه خبر؟
سوزشی سرد فقط می‌بینم
مادرم از ته دل غمگینم
سال ها پیش دعا می‌کردیم
دست چون سوی خدا می‌کردیم
آسمان تا که دعاها می‌دید
برف و باران زدلش می‌بارید
چه شد امسال دعای باران
بی‌اثر شد همه ای مادرجان
چکمه، پارو همه بیکار شده
دل مردم همه غمدار شده
آسمان هم شده امسال بخیل
مادرم چیست بر این کار دلیل؟
از دل مادرش آهی برخاست
«طفلکم این همه از کرده‌ی ماست»

 

مسعود امیری