دوشنبه, 27 خرداد 1398
شناسه خبر:3281

رسول اکرم صلی الله علیه و سلم اینگونه حکمرانی می کرد

  • انداز قلم

خداوند متعال حضرت محمد (ص) را فرستاد تا مردم را از تاریکی های جهل و گمراهی به روشنایی علم و ایمان هدایت کند و ایشان را مامور کردند تا در میان مردم به عدالت قضاوت کند ، خداوند در باره رسالت پیامبرش محمد می فرماید : (( وَإِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ )) ۱ واگر در میانشان داوری کردی، دادگرانه داوری کن .
از آنجا که قضاوت رسول خدا (ص) برخاسته از وحی می باشد بنابراین کسی که به قضاوت آن حضرت راضی نباشد مسلمان نیست.



همانطور که خداوند متعال می فرماید : (( فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا )) ۲

امّا، نه! به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن بشمار نمی‌آیند تا تو را در اختلافات و درگیریهای خود به داوری نطلبند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و کاملاً تسلیم (قضاوت تو) باشند.

ویژگی ها و خصوصیات اخلاقی پیامبر صلی الله علیه و سلم به عنوان حاکم چگونه بود ؟

۱-عدالت

هیچ پیامبری فرستاده نشده است مگر بخاطر برپایی عدالت در جامعه (( لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ  )) ۳

ما پیغمبران خود را همراه با دلائل متقن و معجزات روشن (به میان مردم) روانه کرده‌ایم و با آنان کتاب های (آسمانی و قوانین) و موازین (شناسائی حق و عدالت) نازل نموده‌ایم تا مردمان (برابر آن در میان خود) دادگرانه رفتار کنند.

پس کتاب هایی که خداوند آن ها را فرو فرستاده دستورهای عادلانه و منبع هدایت هستند و هر رسول کتابی داشته است .

 خداوند می فرماید : (( وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ )) ۴

و به من دستور داده شده است که در میان شما دادگری کنم.

 مگر می شود پیامبر خدا (ص) در میان مردم عدالت را رعایت نکنند در حالی که  خودش همواره می فرمود : «ما من أمیر عشره إلا یؤتى به یوم القیامه مغلولا لا یفکه إلا العدل أو یوبقه الجور» ۵

هیچ امیر قومی نیست مگر این که در روز قیامت در غل و زنجیر آورده می شود ، جز با عدالت آزاد نمی شود و ستم او را هلاک می کند .

همینطور از جابر (رض) روایت است که رسول خدا (ص) هنگامی که غنائم را تقسیم می کردند مردی به وی گفت : ای محمد عدالت را رعایت کن و رسول خدا (ص) فرمودند : اگر من عادل نباشم حتما بدبخت و گمراه خواهم شد . ۶

۲- رسول خدا (ص) گرایشی به طرفداری از نزدیکان خود نداشتند

از حضرت عایشه (رض) روایت است : که زنی اهل قبیله مخزوم مرتکب دزدی شده بود و قریشیان طوری می خواستند که رسول خدا (ص) را قانع کنند که او را محاکمه نکند ، پس گفتند بجز اسامه محبوب پیامبر چه کس دیگری جرئت این درخواست را دارد ، پس اسامه در این رابطه با پیامبر صحبت کرد ؛ که آن حضرت در واکنش فرمودند : آیا شفتاعت حدی از حدود خداوند را می کنی – آیا مانع پیاده شدن یکی از قوانین خدایی می شوی؟- سپس رسول خدا (ص) برخاستند و در میان مردم سخنرانی کردند و گفتند: ای مردم چیزی که موجب شد امت های قبل از شما را نابود کند این بود که هر گاه فرد شریفی از آنها دزدی می کرد با او کاری نداشتند اما هر گاه مستضعفی از آنها دزدی می کرد او را مجازات می کردند و قسم به خدا اگر فاطمه دختر محمد دزدی کند ؛ بدانید که محمد دستش را حتما قطع می کند . ۷

همچنین زمانی که خداوند فتح مکه را نصیب پیامبرش کرد ایشان در مسجد نشستند و حضرت علی در حالی که کلید مکه را در دست داشتند به حضور رسول خدا (ص) آمدند و گفتند: ای رسول خدا برایمان پرده دار و دربانی قرار بده ، اما رسول خدا (ص) عثمان بن طلحه را فراخواندند و کلید کعبه را به او باز گرداند و گفتند : امروز روز وفاداری و نیکی است .

 در طبقات ابن سعد روایت شده که رسول خدا (ص) زمانی که کلید را به عثمان باز گرداند خطاب به او گفتند : این کلید تا ابد پیش تو باشد و هیچ کس حق ندارد آن را از تو باز گیرد مگر انسانی ستمکار و ای عثمان بدان که خداوند شما را بر خانه اش گمارده است پس از هر آنچه که توسط این خانه به شما می رسد به نیکی بخورید . ۸

۳- پیامبر خدا (ص) کارمندانش را از فساد و تباهی بر حذر می داشت

زمانی که رسول خدا (ص) معاذ را به یمن فرستاد به او فرمود : هیچ چیز را بدون اجازه من تصویب نکنی ، زیرا که آن کار غل و زنجیر است و هر کسی ستمی انجام دهد در روز قیامت او را به زنجیر می کشند ، به خاطر همین تو را فرا خواندم پس برو به کارت برس . ۹

۴- رسول خدا (ص) کارگذاران و والیانش را حساب رسی می کردند

از ابی حمید ساعدی روایت است که : رسول خدا (ص) مردی از بنی اسد را بر جمع آوری اموال زکات منصوب کرد پس زمانی که آن شخص برگشت گفت : این برای شما است و این به من هدیه داده شده . پس رسول خدا از جایشان بر خاستند و حمد و ستایش پروردگار را به جای آوردند و سپس فرمودند : کارگزاران ما را چه شده است وقتی آنها را برای کاری می فرستیم  باز می گردند و می گویند : این برای تو و این برای من ، پس چرا در خانه پدر و مادرش نمی نشیند تا ببیند آیا به او هدیه ای داده می شود یا نه ؟ به خدا قسم : هیچ چبزی را برای خودش نمی آورد مگر اینکه در روز قیامت آن را بر گردنش حمل می کند … سپس دستهایش را بلند کرد به اندازه ای که سفیدی زیر بغلش نمایان شد و سه بار فرمودند : آیا پیامم را رساندم . ۱۰

۵- پیامبر خدا (ص) کار گزاران مفسد خود را رسوا و از کار برکنار می کردند

از ابو هریره روایت است که فرمود : زمانی که سرزمین خیبر را فتح کردیم طلا و نقره نصیبمان نشد بلکه شتر و گاو و کالا و زمین ها را به غنیمت گرفتیم ، سپس با رسول خدا به وادی القری برگشتیم که همراه ایشان خدمت گذار شان مدعم  که یک نفر از بنی الضباب او را به پیامبر هدیه داد ، بود که زمانی که او خرجین رسول خدا را پایین می آورد ، تیری به او اصابت کرد پس مردم گفتند : شهادت گوارایش باشد ، اما رسول خدا (ص) در مقابل فرمود : به خدا قسم آن عبایی که از غنیمت های روز خیبر به او رسیده بود سهم او نبود تا  بر او آتش افروخته شود  پس او را رسوا کرد . ۱۱

از ابی رافع خدمتگذار پیامبرخدا (ص) روایت است : که رسول خدا از قبرستان بقیع عبور می کردند و می گفتند : آخ آخ آخ … و هیچ کس بجز من با ایشان نبودند سپس به من نگریستند و من گفتم : پدر و مادرم فدایت باشند . گفت : صاحب این قبر را بر فلان قوم گمارده بودم اما او یک جامه را به ناحق برای خود برداشته بود پس دیدم که آن جامه بر تنش شعله ور شده است ۱۲
حتی پس از مرگش رسول خدا او را رسوا کرد ، زیرا که انسان مفسد هیچ حرمتی ندارد .

منابع:
    سوره : مائده . آیه : ۴۲
    سوره : نساء . آیه : ۶۵
    سوره : حدید . آیه : ۲۵
    سوره : شوری . آیه : ۱۵
    ک : مسند امام احمد بن حنبل . ج : ۱۹ . ص : ۲۴۷ . ح : ۹۲۰۴
    ک : صحیح بخاری . ج : ۱۰ . ص : ۳۸۷ . ح : ۲۹۰۵
    ک : صحیح بخاری . ج : ۲۱ . ص : ۴۹ . ح : ۶۲۹۰
        ک : سنن ترمذی . ج : ۵ . ص : ۱۷۳ . ح : ۱۲۵۵
    ک : صحیح بخاری . ج : ۲۲ . ص : ۱۰۰ . ح : ۶۶۳۹ – ک : صحیح مسلم . ج : ۹ . ص : ۳۵۹ . ح : ۳۴۱۳
    ک : صحیح بخاری . ج : ۱۳ . ص : ۴۱۵ . ح : ۶۲۱۳ – ک : صحیح مسلم . ج : ۱ . ص : ۲۹۱ . ح : ۱۶۶
    ک : معجم کبیر . ج : ۱ . ص : ۴۲۶ .981

نویسنده : دکتر مهران ماهر عثمان
مترجم : عامر رضاییان – حکمت آباد