چهارشنبه, 26 تیر 1398
شناسه خبر:1283

چراگاه سبز است ولی بزِ ما ناخوش است

  • انداز قلم

این نوشتار را در سفری که برای درمان زانویم به پاریس داشتم می نویسم، و می ترسم که متهم به دوست داشتن غرب شوم، در حالی که دارم گواهی حق و انصاف می دهم، و قسم به خدا که گرد و غبار کفش محمد بن عبدالله از اروپا و آمریکا با هم نیز نزد من دوست داشتنی تر است.
ولی اعتراف به خوبی های دیگران روشی قرآنی است، خداوند متعال می فرماید: «لَیْسُوا سَوَاءً ۗ مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ» یعنی اهل کتاب همه یکسان نیستند و گروهی از آنها در دینداری استوار هستند.


در مدت اقامتم در پاریس به مطب پزشکان و دفاتر متعددی رفت و آمد کردم و و مردم را می دیدم و به رفتار آنها می نگریستم و پیشرفت تمدن و فرهنگ را لمس می کردم، طبیعت هایی آراسته، احساساتی نرم و لطافت گونه، خوشحالی و سرور در دیدارها، ادب نیکو در رفتار با دیگران، صداهایی آرام، زندگی منظم، پایبندی به قرارها، ترتیب و اولویت در امور روزمره زندگی . . .
اما عرب هایی همچون ما، قبل از اینکه من چیزی بگویم، ابن خلدون ما را به وحشیگری و خشونت توصیف نموده است و من افتخار می کنم که عرب هستم زیرا که پیامبر صلی الله علیه و سلم عرب بود و قرآن نیز عربی است و اگر وحی،  پیروان پیامبر صلی الله علیه و سلم را تربیت نکرده بود هنوز چراگاه های هبل، عزی، لات و منات را در نور می دیدیم. ولی ما امت عرب به همان اندازه که از شریعت پاک الهی فاصله گرفته ایم، به همان میزان سنگدل و خشن باقی مانده ایم، و در کل ما امتی خشک و خشن هستیم مگر آن کسی که رحمت و لطف خدا شامل حالش شده است. برخی از مشایخ و طلاب که من نیز یکی از آنها هستم، رفتاری خشک و مرامی بیابانی و صحرایی دارند، تا جایی که برخی علما در مقابل پرسش مردم، عبوس، ترشرو و تیره رو می گردند. پلیس کارش را با خشونت انجام می دهد و با پوشش خود بر مردم کبر می ورزد، برخی از مردان در مقابل همسران خود شجاع و ترسناک و شیری درنده هستند ولی در بیرون خانه همچون شترمرغی پیر و درهم شکسته هستند، و برخی از زنان نیز در مقابل همسران خود بسان عقربی گزنده و ماری تند و تیز هستند، و برخی از مسئولین همچون نمرود بن کنعان دل و قلبی لبریز از غرور و تکبر دارند تا جایی که وقتی با مردم می نشینند فکر می کنند هر چیز خوب و زیبایی از آنِ اوست و اگر هم کاری برای مردم می کند از فضل و کرمش است، پلیس الفاظی آزاردهنده به کار می برد، استاد با دانشجویان رفتاری خشک و غیردوستانه دارد . . . ما به مدارسی برای آموزش خوش اخلاقی و خوش رفتاری به مردم، و موسسه ای  برای آموزش مسئولینی مهربان، متواضع و نرم خو، و مرکزی برای پلیس هایی سخت کوش و مؤدب،  و دانشکده ای برای آموزش هنر زندگی زناشویی به مردان و زنان، نیاز مبرم داریم.
جامعه ما نیازمند اجرای شریعت به شکلی قاطع، دقیق و درست است تا خود را از این سنگدلی، جفا و خشکی که بر رفتار و سیمای ما چنگ انداخته است برهانیم.  در بلاد عربی ملتی را می بینی که بر اثر حزن و اندوه، کبر و غرور، تحقیر و شکست، فشار زندگی، سرگردانی و اضطراب، گرد و غبار و لایه های تیره و سیاه بر سیمای آنها سایه انداخته است. خود و مردم و زندگی و حیات را در تنگنا قرار داده ایم، و این گونه است که بسیاری از مردم را می بینی که در ماشین های خود انواع چوب دستی و میله های آهنی جا سازی کرده اند تا در وقت نیاز و زمان درگیری با دیگران آن را به عنوان برگ برنده رو کنند.
برخی از دعوتگرانی که با من همراه بودند نیز این برداشت و دیدگاه من را تأیید می کردند و زمانی که از آنها جویای علت این تفاوت می شدم، در پاسخ فقط این را می گفتند که تمدن و فرهنگ است که طبیعت ها را نرم می کند و تفاوت را رقم می زند.
از داخل خودروی خود از یک فرانسوی نشانی مکانی را می پرسم و او خودروی خود را گوشه ای نگه می دارد و نقشه ای را بیرون می آورد و پیاده می شود و با دقت و حوصله ای مثال زدنی نشانی را برای ما شرح می دهد در حالی که ما در خودرو و در جای خود هم چنان نشسته ایم.
مشغول راه رفتن در خیابان هستم و باران باریدن گرفته است که ناگهان می بینم یکی از عابران چترش را بالای سرم نگه داشته است!
زمان ورود به هتل و بیمارستان که ازدحام و شلوغی ایجاد می شود با کلمه ببخشید و بفرمائید شما را بر خودشان مقدم می دارند.
بسیاری از احادیث پیامبر صلی الله علیه و سلم را می بینی که اینجا اجرا می شود؛ احترام متبادل، عبارات و اصطلاحاتی بلند منشانه، روش هایی متمدنانه در رفتار و منش . . .
ولی فرزندان عرب و مسلمان را ببین که زمان خشم و ناراحتی، لب به لعن و نفرین و دشنام و فحش می گشایند،  پس برنامه و منهج قرآنی چه شد؟؟؟
«وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» یعنی به بندگانم بگو همیشه بهترین را بر زبان جاری سازند.
«وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا» یعنی بندگان واقعی خدا کسانی هستند که زمانی که نادانان آنها را مورد خطاب قرار می دهند می گویند بدرود.
«فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ» یعنی از زندگی دنیا برای خود صفحاتی زیبا رقم بزن.
«وَلَا تُصَعِّرْ‌ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْ‌ضِ مَرَ‌حًا ۖ إِنَّ اللَّـهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ‌  وَاقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِکَ ۚ إِنَّ أَنکَرَ‌ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ‌» یعنی روی خود را از مردم برنگردان و در زمین متکبرانه راه نرو که خداوند هیچ متکبر فخر فرشی را دوست نمی دارد،  و در راه رفتن میانه رو و متعادل باش و صدایت را فرو ببر که زشت ترین صداها همانا صدای الاغ است.
و در فرمایش پیامبر صلی الله علیه و سلم آمده است:
«الراحمون یرحمهم الرحمن» یعنی خدای رحمان به حال رحم کنندگان رحم می کند.
«المسلم من سلم المسلمون من لسانه و یده» یعنی مسلمان کسی است که سایر مسلمانان از زبان و دست او در امان باشند.
«و لاتباغضوا و لاتقاطعوا و لاتحاسدوا» یعنی بغض و کینه نورزید و قطع صله خویشاوندی نکنید و حسد نورزید.
ما دین و شریعتی خدایی و پر برکت داریم، اما در اجرای آن ناکارآمد و ضعیف هستیم.
دانشمند هندی می گوید: چراگاه سبز است ولی بزِِِ ما ناخوش است.
امیدوارم کسی که این نوشتار را می خواند در رفتار خود و تعامل با خانواده و جامعه اطرافش و مسلمانان و سایر مردم تغییری مثبت و هر چند ناچیز به وجود آورد.
رشد و پیشرفت در تعامل و رفتار با مردم برای ما مسلمانان امری حیاتی و ضروری است، چرا که ما بهترین امتی هستیم که سرازیر این کره خاکی شده ایم.

به قلم: دکتر عائض القرنی
مترجم: رحمت الله خردنیا
منبع: تابش