شنبه, 27 مهر 1398
شناسه خبر:3717

قلب های زنده

  • انداز قلم

قلب های زنده، قلب هایی هستند که همواره با نور معرفت الهی روشن بوده و در همه حال به سوی خدا انابت و رجوع می کنند، و منتظر نجات خویشتن هستند و اگر نقصی در مسیر کمال  آنها پیش بیاید آن را حس می نمایند.


اینک چند نمونه از این قلب های زنده
حضرت عمرـ رضی الله عنه ـ روزی برای سرزدن به باغش رفت، ناخواسته نماز عصرش فوت شد، آن باغ را صدقه داد.
سعید بن عبدالعزیزـ رحمه الله ـ اگر نماز جماعت از دستش می رفت، به گریه می افتاد.
امام مزنی ـ رحمه الله ـ اگر نماز جماعت را از دست می داد، آن نماز را 25 مرتبه بجا می آورد.
محمد تیمی ـ رحمه الله ـ می گوید: چهل سال بر تکبیر اولی پایبند بودم و تنها روزی که مادرم فوت کرد، تکبیر اولی را از دست دادم.  و بخاطر کسب ثواب نماز جماعت همان نماز را بیست و پنج مرتبه ادا نمودم.

اینگونه قلب ها از رویاروشدن با محارم در بیم هستند و از گناهان هراسان اند. رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمودند: گناه آن ست که  در درون تو نگرانی ایجاد کند و خوش نداشته باشی که مردم از آن آگاه شوند. و نیز در جایی دیگر فرموده اند: گناه باعث رنج و ناراحتى قلب می گردد. و در جایی دیگر فرموده اند: نیکی آن ست که باعث آرامش نفس شود.

آنها همواره با قلوب خود این نکته را حس می کنند که خداوند ناظر بر اعمال آنهاست. عبدالله بن دینار ـ رحمه الله ـ می گوید: باری با ابن عمر ـ رضی الله عنه ـ در راهی می رفتم، شب در جایی اطراق کردیم. چوپانی از راه رسید. ابن عمر ـ رضی الله عنه ـ بدو گفت: یک گوسفند به ما بفروش. او گفت من چوپان هستم و غلام اربابم هستم. ابن عمر ـ رضی الله عنه ـ  گفت: به اربابت بگو گوسفند را گرگ خورده است. چوپان گفت: پس خدا کجاست؟ ابن عمر ـ رضی الله عنه ـ به گریه افتاد و آن غلام را خرید و آزادش کرد.

منبع: السبیل