جمعه, 27 فروردين 1400
شناسه خبر:979

مولوي عبدالحميد در گفتگو با تقريب: محبت به اهل بيت جزو اعتقادات اهل سنت است

  • انداز قلم

  واقعه جانسوز كربلا و شهادت سيد و سالار شهيدان عالم، حضرت حسين بن علي عليه السلام، چراغ راه مسلمانان از ديرباز تا كنون است. امام حسين با قيام تاريخي خود مقابل ظلم و ستم يزيديان، نه تنها محبت خود و اهل بيت و ياران خاصش را در قلوب عالميان جاودانه ساخت بلكه به جهانيان آموخت كه هيچگاه نبايد زير بار ذلت پذيرش ظلم رفت و بايد همواره در مقابل ستم و ظلم با تمام وجود ايستادگي كرد.
به گزارش تقريب از سيستان و بلوچستان، خبرنگار تقريب در همين زمينه با جناب مولوي "عبدالحميد اسماعيل زهي" مدير دارالعلوم مكي و امام جمعه اهل سنت زاهدان گفتگويي ترتيب داده است كه مشروح آن در ذيل مي آيد:

با سلام، خواهشمندم واقعه كربلا را از نگاه اهل سنت بيان داريد؟
-بسم الله الرحمن الرحيم. واقعه كربلا آزمایش بزرگی بود كه خداوند متعال در جريان اين واقعه، حضرت حسین رضی الله عنه را که نوه حضرت رسول و فرزند علی و زهرا و از اولیای خاص خدا بودند، مورد آزمایش قرار داد، آن هم به وسیله یزید که انسانی ظالم و نالایق بود و لیاقت رهبری مسلمانان را نداشت و وقتي روي کار آمد، آزمایش بزرگی برای مسلمانان بود. یزید در تاريخ دو حادثه تلخ را رقم زده و لکه ننگی در تاریخ اسلام بلكه در تاريخ بشريت از خودش باقی گذاشته است. یکی واقعه حره است. وقتی مردم با او بیعت نکردند او در مدینه لشکرهایش را بسیج کرد و به شهر مدینه و حرم نبوی حمله کرد و دست به جنايت زد. تاریخ او را به واسطه جناياتش نمی بخشد و اگر بنده یا هر کسی بخواهم از فجایع او بگویم زبان انسان می سوزد. بسیار کار نفرت انگیزی انجام داد. شهدای حره در بقیع، قبورشان جدا است و در یک چاردیواری هستند. انسانهای پاک و وارسته زيادي در مدینه کشته شدند و بی حرمتی و تعدی و تجاوز به آنان شد و جنایاتی شد که سر همه انسانها را پایین انداخت و کارهای يزيد ضد انسانی بود. واقعه دیگر در حکومت یزید واقعه کربلا است که بر امام حسین و یاران صادقش اتفاق افتاد. امام حسین در کربلا برای جنگ نیامده بود. اگر برای جنگ می آمدند با هفتاد تن نمی آمدند و لشکری فراهم می کردند و می رفتند. حضرت امام حسین را اهل کوفه دعوت دادند و گفتند که یزید ناشایسته و نالایق است و به جای یزید باید فرزند صالح حضرت رسول این جایگاه را در اختيار بگيرد و او باید متولی امور اسلام و خدمت به مسلمين باشد زيرا حضرت حسين مدیری توانا است که می تواند قسط و عدل را برپا سازد و در واقع اين كوفيان بودند كه امام حسين را دعوت دادند که بیایید و ما با شما بیعت می کنیم و با مسلم بن عقيل، نماینده حضرت حسین بیعت کردند و امام حسين را به صحنه آوردند. وقتي كه عبيدالله بن زياد، لشكر آماده كرد و براي مقابله با امام حسين آماده شدند كوفيان عقب نشيني كردند و براي ياري امام حسين حاضر نشدند به قولشان و بيعتشان وفا كنند و ترسيدند به خاطر منافع دنيا و ضررهاي دنيا. آنها حاضر نشدند امام حسين را ياري برسانند و يزيديان نيز خواستند امام حسين را اسير كنند و اين را امام حسين حاضر نشد قبول كند. حضرت حسين در پاسخ به يزيديان فرمودند ذلت و خواري به ما راه ندارد. امام حسين انساني آزاده بودند و حاضر نشدند اسير شوند و فرمودند تا آخرين لحظه مي جنگند ولي اسارت را قبول نمي كنند. ايشان فرمودند يا اجازه برگشت به مدينه را بدهيد يا تا آخرين قطره خون با شما مي جنگم و اسير شما نمي شوم. آنها گفتند تنها راه، اسارت شما است. در نتيجه واقعه اي در كربلا به وجود آمد كه تا قيامت هيچكس اين را فراموش نمي كند و در اين واقعه امام حسين و يارانش مظلومانه در كربلا شهيد و سربلند شدند و خدا امام حسين را با شهادت پيروز كرد و هر انساني كه به شهادت برسد مقامش نزد خداوند بسيار والا است. شهادت عزت و افتخار است و امام حسين با همه يارانش به درجه رفيع شهادت نايل شدند و به الله تعالي رسيدند و زندگي شهيدان را كسب كردند اما يزيد و يزيديان با حكومتشان ماندند و رسوا شدند و حيثيت خود و ديگران را بردند. يزيد ديري نماند و حكومت زياد نكرد و مبتلا به مريضي شد و در جواني مرد و زياد حكومت نكرد. جميع كساني كه ظلم كردند به حضرت حسين و يارانش، خدا آنها را با ذلت و خواري برد و رسوا شدند. آنها انساني را شهيد كردند كه افتخار جهانيان بود و همه جهانيان افتخار مي كردند كه چشمشان به جمال ايشان بيفتد. چهره او به چهره حضرت رسول شبيه بود و وجودش تكه اي از وجود مبارك حضرت رسول و حضرت زهرا و حضرت علي بود. چه مسلماني در دنيا بوده و هست كه به امام حسين عشق نورزد و ايشان را دوست نداشته باشد و محبت نورزد و يا با همراهان بسيار پاك طينت و شجاعي كه در كنار او دفاع كردند و به شهادت رسيدند، دوستي نداشته باشد، ولي ننگ بر يزيديان كه براي قدرت دست به اين جنايت زدند. براي اينكه به حكومت دنيا ادامه دهند و زندگي دنيا را از دست ندهند، چنان خونهاي پاكي را بر زمين ريختند. گاهي انسان فكر مي كند و مي گويد نفرين بر اين زندگي و دنيايي كه انسان بخواهد از سر چنان خونهايي رد شود، خونهايي پاك و بي آلايش، تا بتواند به حكومتش ادامه دهد.

فلسفه قيام امام حسين از نگاه شما چه بود؟

قيام امام حسين را همه ما اعتقاد و ايمان داريم كه براي عدالت و قسط بود و براي برقراري دين اسلام و خدمت به مردم بود و امام حسين زماني قيام كرد كه ديد كار به دست انسان ناشايست و ناتوان افتاده است. كار در دست كسي است كه شايستگي ندارد زمامدار مسلمين و امور مسلمين باشد. امام حسين براي كشورگشايي و حكومتداري قيام نكرد و هرگز اين خيال را نيز نداشتند. ليكن مي خواست در دنيا عدالت و انصاف و خدمت اسلام انجام شود و اسلام و مسلمين ضايع و متضرر نشوند. قيام امام حسين در جهت امر به معروف و نهي از منكر و در جهت خدمت به اسلام بود. در جهت خير و در مقابل ظلم و استبداد و ديكتاتوريت بود و در مقابل كسي كه حاضر نبود حرف كسي را بشنود و مشورت كند. يزيد جوان خودراي و مستبد و ديكتاتور و خودكامه و در واقع يك سلطان بود تا اينكه يك حاكم مسلمان و دلسوز باشد. امام حسين در چنان شرايطي قيام كردند و به شهادت رسيدند.

جناب مولوي، نظر اهل سنت و جماعت راجع به اهل بيت(ع) چيست؟
اهل بيت همگي به وي‍ژه آنها كه صحابي هم هستند، جايگاه خاصي در قلوب اهل سنت دارند و اهل سنت و الجماعه به اهل بيت عشق مي ورزد و اهل بيت را ما دوست داريم. در اهل سنت كسي نيست كه محبت اهل بيت را در قلبش نداشته باشد و اهل سنت و همه مسلمانان و شيعه و سني، اهل بيت را دوست دارند و محبت اهل بيت جزو مشتركات مسلمانان است. حضرت علي و حسنين و حضرت زهرا، اينها جزو كساني هستند كه محبت و جايگاه خاص در دلهاي اهل سنت دارند و محبت صحابه و اهل بيت در حقيقت جزو ايمان ما محسوب مي شود. اهل بيت و صحابه جزو مقدسات ما هستند و حرمت و ادب و محبت اين بزرگان براي ما بسيار اهميت دارد.

اگر در پايان صحبت خاصي داريد، بفرماييد؟
نكته مهم در اين مساله اين است كه حالا واقعه اي به نام كربلا پيش آمد و امام به شهادت رسيدند و اين واقعه هم براي همه ناگوار است، اما ما مسلمانان بايد به سيرت اين بزرگان عمل كنيم. اينها الگو و نمونه و رهبران راه ما هستند كه بايد پشت سر اينها حركت كنيم و تقوا، ايمان، اخلاق و عمل و كل زندگي اين بزرگان و حتي قيام امام حسين براي ما الگو است. شهادت، مقاومت، شجاعت و مردانگي امام حسين براي ما الگو است. ما بايد به اين پاكان اقتدا كنيم و سيرت اين بزرگان را در زندگي پياده كنيم. تنها يك محبت خالي كه ما بگوييم خدا و رسول را دوست داريم و اهل بيت و صحابه را دوست داريم اما راه و سيرت آنها را دنبال نكنيم، هيچكس ما را در اين محبت تاييد نمي كند. شريعت اسلام نيز اين محبت را قبول ندارد. انسان اظهار محبت با خدا و صحابه و اهل بيت بكند و احكام خدا و سيرت بزرگان را رعايت نكند، اين محبت را شريعت و عقل هم قبول ندارد. وقتي راه آن بزرگان را قبول داريد بايد از آنان تبعيت كنيد. نكته ديگر هم اينكه برخي از برادران شيعه ما فكر مي كنند ما نسبت به اهل بیت بي تفاوت هستيم يا بي علاقه ايم و محبت نداريم. اينها چون از نزديك نبوده و نديده اند شايد اين برداشت را دارند. اگر باشند مي بينند كه در صحبت همه خطبا و سخنرانان ما ذكر و ياد اهل بيت هست و حضرت حسنين به عنوان سيد جوانان اهل بهشت و حضرت زهرا به عنوان سيده و بي بي زنان اهل بهشت و حضرت علي همگي نامشان موجود است. با اين حال اگر ما عزاداري خاص برادران شيعه را انجام نمي دهيم اين جزو مذهب ما است زيرا ما معتقديم در مصيبت بايد صبر كرد. "استعينوا بالصبر و الصلاه" و اگر عزيزان ما هم فوت مي كنند همينطور عمل مي كنيم و توصيه به صبر و استقامت مي كنيم و برداشت ما از دين همين است و اجتهاد ما با برادران شيعه متفاوت است. به اعتقاد ما بايد تذكره اين بزرگان و شجاعت و اخلاص آنان را ذكر كنيم و در زندگي پياده كنيم نه در يك ماه بلكه در دوازده ماه بايد چنين باشيم. ما به اهل بيت بي تفاوت نيستيم و كدام مسلمان است كه از واقعه دلخراش كربلا ناراحت نباشد و جنايت عاملان آن را محكوم نكند. اگر ما لباس سياه بر تن نداريم، براي فوت پدر و مادر خودمان هم لباس سياه نداريم و اين مساله در فرهنگ و اعتقاد ما چنين است.
از فرصتي كه در اختيار ما قرار داديد، بسيار ممنونم.