خبر پیروزی دریاسالار مجاهد خیرالدین بارباروس به تمام سرزمین‌های مسلمان رسید. فریادهای الله اکبر در همه جا طنین افکند.

بدخواهان اسلام همیشه در صدد آن‌اند که با تهاجمی تاریخی، شخصیت‌های تاریخ ساز مسلمان را یا از اذهان پاک کنند و یا آنان را بدنام نمایند، تا فرزندان مسلمان از تاریخ خود جز صحنه‌هایی از قتل و خونریزی و شرارت به یاد نداشته باشند و رفته رفته احساس کنند که این امت کاری جز تربیت رهبرانی مجرم و خونریز نداشته است.
وقتی این خلاء به وجود آمد، قهرمانانی خودساخته و خیالی برای ما معرفی می‌کنند و آنان را الگوی فرزندان مسلمان‌ قرار می‌دهند.
عجیب نیست اگر فرزندان ما در بزرگی، از شخصيتی پوچ و بی‌بنیاد برخوردار باشند، و از گذشته خود چیزی جز نفرت به یاد نیاورند.
اهمیت چهارمین قسمت تاریخ سازان مسلمان از آنجاست که شخصیت‌های آن توسط دشمنان اسلام مجرم و خونریز معرفی شده‌اند.
دو برادر پهلوان و دریاسالار بزرگ مسلمان، عرّوج و خیرالدین باشا معروف به برادران بارباروس.
قصۀ ما از یک ملاقات شروع می‌شود، ملاقاتی که خلیفه بزرگ و مقتدر مسلمان سلطان سلیم عثمانی رحمه الله با یک فرماندۀ دریایی بی‌همتا به نام عرّوج داشت، او یک فرمانده مسلمان با رگ و ریشه اروپایی بود.
خلیفه عثمانی، سلطان سلیم اول، دریاسالار عروج را فراخواند تا نامه‌‌ی کمک‌خواهی مسلمانان اندلس را که در سیاه‌چال‌های کلیساها شکنجه می‌شدند به او نشان دهد.
اندلس(اسپانیا امروزی) حدود ۸۰۰ سال زیر پرچم اسلام بود و مسلمانان بر این کشور اروپایی حکومت می‌کردند. وقتی در سال ۱۴۹۲ میلادی آخرین پایگاه حکومت اسلامی از این سرزمین برچیده شد، مسلمانانِ آن سامان تحت بدترین شرایط قرار گرفتند. برای قلع و قمع اسلام از این دیار دادگاه‌های تفتیش عقاید توسط کشیشان مسیحی برپا شد و مسلمانان به بدترین شکل مورد شکنجه و آزار قرار گرفتند.
آنان برای رهایی از این وضعیت بغرنج، به مقتدرترین پادشاه وقت یعنی خلیفه عثمانی نامه هایی نوشتند و او را به کمک فرا خواندند. بهترین گزینه برای آزادسازی مسلمانان، دریاسالار عروج و برادرانش خیرالدین، اسحاق و الیاس بودند. عروج در این ماموریت دشوار باید فرماندهی ناوگان جنگی اسلامی را بر عهده می‌گرفت و از شرقی‌ترین نقطه دریای مدیترانه خود را به دورترین نقطه در غرب، یعنی اندلس می‌رساند. او باید در این ماموریت بزرگ با تمام ناوگان‌های جنگی صلیبی از جمله اسپانیا، پرتقال، ایتالیا و ناوگان عظیم قدیس یوحنا می‌جنگید.
عروج ماموریت داشت مخفیانه به یکی از شهرهای اندلس که توسط نیروهای صلیبی اشغال شده بود نفوذ کند، نیروی پشتیبانی دریایی اسپانیا را از بین ببرد و نیروی دفاعی دشمن را از کار بیندازد. این، همۀ ماموریت نبود، او می‌بایست غافلگیرانه به کلیساها حمله می‌کرد، تا مانع فرار کشیش‌هایی شود که محل سیاه‌چال‌های شکنجه را می‌دانستند و آنگاه اسرای مسلمان را آزاد کرده به الجزایر برساند.
عجیب اینکه دریاسالار عروج این ماموریت را به نحوی بی‌نظیر به اتمام رساند، و عجیب‌تر اینکه برادرانش چندین بار بعد از او این موفقیت را تکرار کردند و ده‌ها هزار مسلمان اندلسی را نجات دادند.
شهرت دریاسالار عروج در تمام دنیا پیچید، خیابان‌های اروپا پر از قصه‌های دریانورد عثمانی شده بود که همچون شبحی بیمناک در دریا پدیدار می‌شود بی آنکه کسی یارای مقابله با او را داشته باشد.
اندلسی‌های مسلمان به او «باباعروج» یعنی «پدرعروج» می‌گفتند.
اما ایتالیایی‌ها از روی تمسخر به او بارباروس به معنای ریش قرمز می‌گفتند.
شاید دلیل این که دزدان دریایی در فیلم‌های این بی‌شرمان ریش‌های قرمز دارند نیز همین باشد.
بابا عروج و دوتن از برادرانش در جنگ‌هایی که علیه صلیبیان داشتند به شهادت رسیدند.
اما خیرالدین راه برادرش را رها نکرد و بدون معطلی کشتی‌هایش را تجهیز کرده مستقیم به سمت تونس به راه افتاد.
وقتی به آنجا رسید ناوگان دریایی اسپانیا را منهدم کرد و تونس را از شر صلیبیان و نوکرانشان پاک نمود.
سپس با نیروهای مجاهد عثمانی که در اختیار داشت به سمت الجزایر رفت و آنجا را نیز آزاد ساخت .
او فقط به اینها قانع نشد! بلکه جزایر بالئاری اسپانیا را نیز تصرف کرد.
وقتی پاپ خبر پیروزی‌های این فرمانده مسلمان را شنید فراخوان عمومی برای قیام علیه این شیرمرد مسلمان در سراسر اروپای صلیبی صادر کرد.
در نتیجه بزرگترین ناوگان دریایی که تا به آن زمان دنیا به خود دیده بود متشکل از ۶۰۰ کشتی و ۶۰ هزار سرباز گرد هم آمدند.
فرماندهی این ناوگان به بزرگترین فرمانده دریایی اروپا در قرون وسطی آندرِآَ سپرده شد. در حالی که در طرف مقابل، نیروهای عثمانی به فرماندهی خیرالدین تنها از ۱۲۲ کشتی و ۲۲ هزار سرباز تشکیل شده بودند.
دو ناوگان جنگی در نبرد پروزا (preveza) در ۴ جمادی الاول سال ۹۴۵ هجری قمری مصادف با ۲۸ سپتامبر ۱۵۳۸ با هم رودررو شدند.
این نبرد، بزرگ‌ترین و تاریخی‌ترین جنگ دریایی اسلام تا به آن روز بود.
بارباروس در جنگی که فقط ۵ ساعت ادامه داشت ناوگان جنگی اروپا را به صورت کلی در هم شکست و بزرگترین دریاسالار شان را مجبور به فرار کرد. بعد از این پیروزی بزرگ سایه‌ای از ترس و هراس بر کشور های صلیبی خیمه انداخت.
طوری که نیروی دریایی عثمانی با فرماندهی خیرالدین بارباروس به قویترین نیروی دریایی در دریاها و اقیانوس‌های سراسر کره خاکی تبدیل شد و بعد از آن تا سه قرن پیاپی سرور و سلطان بی‌رقیب و بی‌شریک دریای مدیترانه بود.
خبر پیروزی دریاسالار مجاهد خیرالدین بارباروس به تمام سرزمین‌های مسلمان رسید. فریادهای الله اکبر در همه جا طنین افکند.
خیرالدین بارباروس به این بسنده نکرد و تمام عمر برای رهایی مسلمانان از ظلم صلیبیان در اندلس و شمال آفریقا تلاش نمود.
این فرمانده بزرگ در تاريخ ۵ جمادي الاول ۹۵۳ هجري برابر با چهارم ماه مي ۱۵۴۶ ميلادي در استانبول دار فاني را وداع گفت و از خود تاريخي روشن و پرافتخار براي نسل‌هاي بعدي مسلمان باقی نهاد.
روحش شاد و راهش پر روهروان باد.

 

  • نویسنده: حسین سلیمان پور