امر به معروف و نهی از منکر برترین صفت مسلمان و ترک آن بزرگترین خصیصه منافق است. خداوند می‌فرماید: الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ [1] مردان منافق و زنان منافق، همه از يك گروهند! آنها امر به منكر، و نهى از معروف مى‏كنند؛ و می‌فرماید: وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ [2] مردان و زنان باايمان، ولى (و يار و ياور) يكديگرند؛ امر به معروف، و نهى از منكر مى‏كنند؛ نماز را برپا مى‏دارند؛ و زكات را مى‏پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مى‏كنند؛ بزودى خدا آنان را مورد رحمت خويش قرارمى‏دهد؛ خداوند توانا و حكيم است؛  و می فرماید: وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ [3] و خداوند كسانى را كه يارى او كنند (و از آيينش دفاع نمايند) يارى مى‏كند؛ خداوند قوى و شكست ناپذير است؛ و می‌فرماید: الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ [4] همان كسانى كه هر گاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مى‏دارند، و زكات مى‏دهند، و امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند، و پايان همه كارها از آن خداست!
امر به معروف و نهی از منکر بزرگترین اسباب نجات از عذاب می‌باشد. خداوند در مورد بنی اسرائیل می‌فرماید: فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ [5] اما هنگامى كه تذكراتى را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسيد؛ و) نهى‏كنندگان از بدى را رهايى بخشيديم؛ و كسانى را كه ستم كردند، بخاطر نافرمانيشان به عذاب شديدى گرفتار ساختيم؛ در جایی دیگر می‌فرماید: فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ [6] چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما، دانشمندان صاحب قدرتى نبودند كه از فساد در زمين جلوگيرى كنند؟! مگر اندكى از آنها، كه نجاتشان داديم! و آنان كه ستم مى‏كردند، از تنعم و كامجوئى پيروى كردند؛ و گناهكار بودند (و نابود شدند(! و فوائد دنیوی و اخروی امر به معروف و نهی از منکر بسیار زیادند.
و ]لفظ[ “المعروف” اسمی است جامع برای هر آنچه الله را راضی می کند و خداوند او را دوست دارد همچون ایمان و اعمال صالح و آن عبارت است از هر کاری که شرع و عقل آن را نیک پندارد و اما]لفظ [“المنکر” اسمی است جامع برای هر آنچه خداوند آن را نمی پسندد و از آن باز می دارد و آن عبارت است از هر کاری که شریعت آن را حرام دانسته و ناپسند شمرده و عقل سلیم نیز آن را قبیح پندارد.
بر هر مسلمان واجب است که به قَدرِ وُسع و قدرتش امر به معروف و نهی از منکر نماید. عن أبي سعيد الخدري رضي الله عنه قال : سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول : ( من رأى منكم منكرا فليغيره بيده ، فإن لم يستطع فبلسانه ، فإن لم يستطع فبقلبه ، وذلك أضعف الإيمان) هر کس از شما کار ناشایستی دید باید که او را با دست خود تغییر دهد و اگر نتوانست پس با زبان در پی تغییر او بر آید و اگر نتوانست در دل او را بد بداند و این کمترین درجه ایمان است. از این حدیث فهمیده می شود که مسلمان باید در هر حال کار ناشایست را ناپسند بدارد و هرگز رضایت به کار بد ندهد و دوستی و رفاقت با فاعل آن جائز نیست.
اگر ناهی از منکر دارای قدرت است پس با دست فاعلِ منکر را باز دارد و گنه‌کار را هر طور صلاح می داند تنبیه نماید و صاحبان قدرت حکام و نائبان  آنان هستند و نیز مرد خانه بر اهل خانه از فرزندان و زنان ولایت دارد و می‌تواند اگر منکری از این افراد سرزند با دست با آن به مقابله برخیزد. پیامبر می فرماید: “مروا أولادكم بالصلاة وهم أبناء سبع سنين واضربوهم
عليها وهم أبناء عشر وفرقوا بينهم في المضاجع [7]”
فرزندانتان در 7 سالگی  دستور به نماز خواندن دهید  و در ده سالگی بر ترک نماز بزنیدشان و خوابگاه شان را از هم جدا کنید.
وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقاً نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى [8] خانواده خود را به نماز فرمان ده؛ و بر انجام آن شكيبا باش!
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ [9] اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست نگه داريد؛ آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى‏كنند و آنچه را فرمان داده شده‏اند (به طور كامل) اجرا مى‏نمايند!
“كلكم راع وكلكم مسئول عن رعيته ” [10]همه‌ی شما به منزله چوپان هستید و همه‌ی شما مسئول رعیت و زیردستان خود هستید. پس لازم است که بزرگ خانه زیردستان خود را دستور به اطاعت خدا دهد و آنان را ملزم به ادای واجبات و ترک منکرات نماید.
و اما کسی که قدرت و قوت نهی از منکر با دست ندارد باید با زبانش از بدی باز دارد، به این صورت که گنه‌کار را با زبان از منکر باز دارد و او را از عذاب الهی بترساند و حرمت کاری که انجام داده است را به او بفهماند اگر نصیحت در او کارگر نیفتاد لازم است که گزارش کار او را به متولیان امر بدهد تا با زور و سلطه مانع کار ناپسندش شوند.
و اگر انسان قدرت نهی از منکر با دست و زبان را نداشت باید در دل از آن منکر متنفر باشد تنفر قلبی لازم است. و کسی که دل او منکر را ناپسند نشمرد ایمان در دلش کمرنگ شده است.
حضرت علی می فرماید: کسی که در دلش معروف را خوب نداند و منکر  را بد نداند دلش وارونه شده است و قلبش وارونه شده است. نتیجه اینکه تغییر منکر با دست و زبان به حسب قدرت و استطاعت است اما تنفر قلبی لازمی است و از ذمه انسان ساقط نمی شود و تنفر قلبی از گناه بر هر مسلمان فرض عین است.
بنابر این کسی که قدرت تغییر منکر با زبان را داراست اما به تنفر قلبی بسنده می کند واجبی را ترک نموده و دستوری از دستورات پیامبر را اجرا نکرده است و همینطور کسی که می تواند با دست جلو منکر را بگیر اما فقط به نهی زبانی بسنده می کند واجبی را ترک کرده و امر رسول الله را امتثال ننموده است.
بسیاری از مردم در این زمان امر  به معروف و نهی از منکر را ترک کرده و مبتلا به ملامت و بی اعتنایی شده‌اند و هیچ کس وظیفه‌اش را انجام نمی دهد. و هر کس مسئولیتش را به گردن دیگر می اندازد و خود را بری‌الذمه می‌داند.حتی مرد خانه شاهد منکرات در خانه است و می بیند که فرزندان او به نمازهای جمعه و جماعات حاضر نمی شوند اما با وجودی که قدرت و تسلط کافی بر آنان را دارد باز هم نهی از منکر نمی کند و به دیگران می نگرد. در حالی که خود او در پیشگاه خداوند مسئول زیردستان خود است”همه شما به منزله چوپان هستید و همه ی شما مسئول رعیت و زیردستان خود هستید ” و چه بسا افرادی هستند که بارها شاهد منکرات هستند و می توانند مانع باشند اما نه با دست و نه با زبان و نه با قلب منع نمی‌کنند و در نتیجه با گنه‌کاران کاملا خو می گیرد و گناه در نظرشان عادی می گردد. و این کار زشتی است که خداوند بنی اسرائیل را به خاطرش لعن کرده است: لعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ [المائدة : 78 كَانُواْ لاَ يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ [11] كافران بنى اسرائيل، بر زبان داوود و عيسى بن مريم، لعن (و نفرين) شدند! اين بخاطر آن بود كه گناه كردند، و تجاوز مى‏نمودند. آنها از اعمال زشتى كه انجام مى‏دادند، يكديگر را نهى نمى‏كردند؛ چه بدكارى انجام مى‏دادند!
در مسند و سنن از عبدالله ابن مسعود روایت شده است که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم فرمود:وقتی بنی اسرائیل در گناه افتادند علماءشان آنان را از گناه نهی کردند اما آنان باز نیامدند (علمای آنان به جای قهر با آنان) با گناه‌کاران مجالست نمودند و بر سفره آنان نشتستند و با آنان نوشیدند پس خداوند قلوب آنان را به سبب مجالست با گنه‌کاران سیاه نمود و آنان را به سبب عصیان و تجاوزشان مورد لعن حضرت داود و عیسی پسر مریم قرار داد. رسول خدا تا زمان گفتن این کلمات تکیه زده بودند آنگاه نشستند و فرمودند: نه ! قسم به ذاتی که جانم در قبضه‌ی اوست تا زمانی که کاملا از حق منحرف شدند. و در روایت سنن ابی داود اینگونه آمده است که : اولین انحرافی که در بنی اسرائیل آمد به این صورت بود که شخصی انسان گنه‌کاری را ملاقات می کرد و می‌گفت از خدا بترس و گناهت را ترک کن چرا که برایت جائز نیست و باز فردا او را میدید اما فعل زشتی که دیروز انجام می‌داد مانع نشست و برخواست و خورد و نوش او با آن فرد نمی شد و هرگاه به این حد رسیدند خداوند قلبهای‌شان را مثل هم نمود و فرمود: لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ [12]
امروزه شاهدیم که قیّم و سرپرست خانه با اولاد و برادران و اقوام همنشینی می‌کند در حالی که می‌بیند آنان نماز را ضایع می‌کنند و تارک جمعه و جماعات‍ند با این وجود با آنان مفصلا می‌نشیند و می‌خورد و می‌نوشد و با آنان شوخی می کند! گویا آنان اصلا نافرمانی خدا را نمی‌کنند و انگار نه انگار که آنان مخالف امر خدایند، در حالی که اگر همین افراد با این شخص در امر دنیوی مخالفت نمایند یا چیزی از مال او را بگیرند، بر آنان خشم می کند و آنان را از خانه بیرون می نماید.
گاهی کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را در این زمانه ترک کرده اند دلیل می آورند به اینکه خداوند فرموده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ [13] اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! مراقب خود باشيد! اگر شما هدايت يافته‏ايد، گمراهى كسانى كه گمراه شده‏اند، به شما زيانى نمى‏رساند. بازگشت همه شما به سوى خداست؛ و شما را از آنچه عمل مى‏كرديد، آگاه مى‏سازد. اما این آیه نمی‌تواند دلیلی برای شان باشد چرا که این آیه بیانگر آن است که کسی که هدایت شد او را گمراهی دیگران ضرر نمی رساند و امر به معروف و نهی از منکر جزئی از هدایت است بلکه از بزرگترین انواع هدایت‌اند و ترک آن ضلالت و گمراهی است و همچنین امر به معروف و نهی از منکر هرگز از گردن انسان ساقط نمی شود اما درجات آن چنانچه گذشت متفاوت است. که کمترین آن تنفر درونی از منکر است و این هرگز از هیچ کس ساقط نمی شود .
امام احمد از قیس بن ای حازم روایت نموده است که فرمود: ابوبکر صدیق رضی الله عنه بلند شد و حمد خدا را گفت و ثنایش را بیان نمود و فرمود: ای مردم! شما این آیه را می خوانید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ و از آن برداشت غلط می کنید همانا من از رسول خدا شنیدم که فرمود: من بیم آن دارم که اگر مردم منکر را ببینند و تغییر ندهد خداوند همه شان را به عذاب گرفتار کند. امام ترمذی گفته است این حدیث “حسن صحیح” است و این خود دلالت بر آن دارد که معنی این آیه این نیست که امر به معروف و نهی از منکر از انسان ساقط است.
بقلم:صالح بن فوزان الفوزان
ترجمه: قاسم فیروزی

پی نوشتها ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ التوبة : 67
2ـ التوبة : 71
3ـ الحج : 40
4ـ الحج : 41
5ـ الأعراف : 165
6ـ هود : 116
7ـ رواه أبو داود (494) واللفظ له، والترمذي (407) والدارمي 1431
8ـ طه : 132
9ـ التحريم : 6
10ـ رواه البخاري (893) ومسلم (1829).
11ـ المائدة : 79
12ـ المائدة : 78
13ـ المائدة : 105

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.