مشکل بسیاری از کسانی که در برابر شبهات سرگردان می‌شوند، این است که قواعد محکمی برای تشخیص درست از نادرست ندارند؛ و اگر چنین اصولی را بنا کنند، بسیاری از باطل‌ها به خودی خود فرو می‌ریزد. در مجموعه «روشن گری» اصولی را بیان خواهیم کرد که با درک آنها پاسخ به شبهات آسان می شود. […]

مشکل بسیاری از کسانی که در برابر شبهات سرگردان می‌شوند، این است که قواعد محکمی برای تشخیص درست از نادرست ندارند؛ و اگر چنین اصولی را بنا کنند، بسیاری از باطل‌ها به خودی خود فرو می‌ریزد. در مجموعه «روشن گری» اصولی را بیان خواهیم کرد که با درک آنها پاسخ به شبهات آسان می شود.
هر کس بخواهد مسائل را بر اساس معیاری که آن را اصل و مبنا می‌داند بسنجد و بر همان اساس حکم به درستی یا نادرستی دهد، پیش از هر چیز باید نسبت به آن معیار، تصوری روشن و دقیق داشته باشد و آن را با دلیل قطعی ثابت کرده باشد؛ نه صرفاً بر پایه احساسات و عواطف.
برای نمونه، برخی انسانیت را معیار قرار می‌دهند؛ در حالی که حقیقت و حدود آن را نمی‌شناسند، بلکه آن را صرفاً به صورت سطحی درک کرده و توانایی اثبات منطقی آن را ندارند. با این حال، با تکیه بر چنین مبنای سستی، به داوری درباره مسائل بزرگ می‌پردازند و بر همان پایه سست، می‌سازند و ویران می‌کنند. چگونه ممکن است چنین فردی به نتایج صحیح و قطعی برسد؟ و چگونه می‌تواند با این معیار سست، حقایقی را که با دلایل محکم ثابت شده، رد کند؟
با وجود روشنی این مشکل در بحث «انسانیت»، می‌بینیم که بسیاری بدون آن‌که به این ایراد توجه کنند، مجموعه‌ای از احکام را بر همین اساس ساخته‌اند؛ حتی بدون اینکه اصلاً در مبنای خود تأملی داشته باشند، و در عین حال خود را «عقل‌گرا» می‌نامند! در واقع، نمونه‌های فراوانی از این رویکرد را می‌توان در نوشته‌هایی یافت که به اصول ثابت اسلام می پردازند. چه بسا برخی احکام و روایات، به‌ویژه در زمینه جهاد یا حدود شرعی، بر همین معیار سست مورد اعتراض قرار می‌گیرند؛ و این اعتراض‌ها غالباً همراه با برداشت‌های نادرست از احکام شرع و یا باور به تهمت‌ها و تحریف‌های دشمنان دین است. نتیجه آن می‌شود که فرد با تکیه بر مبنایی سست و تحریف‌شده قضاوت می‌کند، و از عمق، جامعیت، توازن، اهداف و زیبایی شریعت غافل می‌ماند.
نتیجه آنکه هر کس بخواهد وارد بحث در هر موضوعی شود، باید پیش از همه، با خود صادق و جدی باشد. ابتدا مبنایی که بر آن تکیه می‌کند را بیازماید و مطمئن شود که آن مبنا برای داوری صلاحیت دارد. اگر این مبنا صحیح بود، باید در فهم دقیق مسئله موردنظر، از منابع اصیل و با دیدی جامع ـ نه سطحی و ناقص ـ بهره گیرد. در این صورت، پی خواهد برد که حقایق ثابت‌شده با دلایل صحیح، هرگز با اندیشه درست در تضاد نیستند، و تلاش برای مخالفت با آن‌ها بیهوده است.

  • نویسنده : مصطفی احمدي