خلاصه‌ي تاريخ قرآن نسبت به حرام قرار دادن تدريجي شراب اين است كه در قرآن مجيد چهار آيه نازل شده است از آن‌جمله يكي آيه مباركه 219 سوره بقره است كه فقط در آن مفاسد و گناهاني را كه در اثر شراب پديد مي‌آيند ذكر فرموده ، ولي آن را حرام نگفته است بلكه بگونه‌اي اشاره مي‌شود كه اين قابل ترك است اما حكم صريحي بر ترك آن صادر نفرموده است .

دوم آيه مباركه 43 سوره نساء است :
« لاتقربوا الصلوة و أنتم سكري » كه در آن آيه فقط در اوقات نماز شراب حرام قرار داده شده ليكن در بقيه‌ي اوقات ؛ خوردن شراب مجاز بود .
مفسر قرآن حضرت عبدالله بن عباس مي‌فرمايد : 
   « لاتقربوا الصلوة في مسجدالنبي مع النبي و انتم سكري ( أي نشاوي) حتي تعلموا ما تقولون ( أي ما يقرأ امامكم في الصلوة ) » يعني در حال مستي همراه رسول الله (ص) در مسجد آن حضرت به نماز نزديك نشويد تا بدانيد كه امام شما چه مي‌خواند . اين چيز هم براي اصحاب كرام بسيار سنگين بود كه بخاطر نوشيدن شراب نتوانند نماز را در مسجدالنبي همراه آن حضرت (ص) بخوانند . بنابراين بسياري بودند كه بلافاصله شراب را ترك كردند و گفتند چيزي كه ما را در حالت مستي از نماز (كه ركن مهم دين است ) باز دارد در آن هيچگونه خيري نيست ، زيرا محروميت از نماز بسيار سخت است و باعث هلاكت و تباهي انسان مي‌گردد .
 (تفسير ابن عباس)
 سوم و چهارم دو آيه 90 و 91 سوره مباركه مائده هستند : « يا ايها الذين آمنوا انماالخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون انما يريد الشيطان أن يوقع بينكم العداوة و البغضاء في الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكر الله و عن الصلوة فهل انتم منتهون ».
« اي مؤمنان ميخوارگي و قماربازي و بتان (سنگهائي كه در كنار آنها قرباني ميكنيد ) و تيرها (و سنگها و اوراقي كه براي بخت‌آزمائي و غيب‌گوئي بكار مي‌بريد ، همه و همه از لحاظ معنوي ) پليدند و ناشي از (تزيين و تلقين) عمل شيطان مي‌باشند . پس از اين (كارهاي پليد) دوري كنيد تا اينكه رستگار شويد ، اهريمن مي‌خواهد از طريق ميخوارگي و قماربازي در ميان شما دشمنانگي و كينه‌توزي ايجاد كند و شما را از ياد خدا و خواندن نماز باز دارد . پس آيا (از اين دو چيزي كه پليدند و دشمنانگي و پليدي مي‌پراكنند ، و بندگان را از ياد خدا غافل مي‌كنند و ايشان را از همه عبادات بويژه نماز كه مهمترين آنهاست باز مي‌دارند) دست مي‌كشيد و بس مي‌كنيد ؟ فهل انتم منتهون ؟ ( يعني بايد كه خودداري كنيد و دست از آن برداريد) » .
خداوند متعال انواع زيادي از گناهان را در اين آيه‌ي مباركه متذكر شده است . (تفسير معارف القرآن جلد 2 ص 242 با تغيير اندك و اختصار )
علامه مفتي محمد شفيع رحمه الله در ادامه آن چنين مي‌نويسد كه اكنون با اندكي تغيير، عبارتشان نقل مي‌گردد: « شريعت مقدس از اين رو شراب را به تدريج حرام قرار داد كه ترك اعتياد براي هميشه بويژه مستي بر سرشت و خوي انسان بيش از اندازه مشكل و سنگين مي‌باشد ، جمله معروفي است از علماء كه مي‌فرمايند فطام العادة اشد من فطام الرضاعة يعني همانگونه كه باز گرفتن طفل از شير مادر سنگين مي‌باشد ترك عادت مستمر از آن سنگين‌تر است . بنابراين اسلام بر اساس اصول حكمت‌آميز و حكيمانه اولاً خراب‌ها و مفاسد آن را بيان كرده ، ‌سپس در اوقات نماز آن را ممنوع قرار داد و بعد از مدتي آن را حرام قطعي اعلام نمود . آري! همانطور كه در ابتداء درباره حرام گردانيدن شراب تدريج مقتضاي حكمت بود همچنين بعد از حرام گردانيدن شراب اجراي قانون ممنوعيت آن با قاطعيت كامل نيز مقتضاي حكمت بود .
از اين‌رو رسول الله (ص) تهديد و وعيدهاي شديد عذاب را گوشزد كرده؛ فرمودند:
 1ـ ممكن نيست شراب و ايمان با هم يكجا جمع شوند . (نسائي).
 2ـ روايتي از انس (رض) در جامع ترمذي آمده است كه رسول‌الله (ص) در خصوص شراب ده نفر را ملعون قرار دادند 1ـ افشرنده و گيرنده  2ـ  سازنده  3ـ مصرف‌كننده  4ـ نوشاننده   5ـ حمل‌كننده  6ـ تحويل‌گيرنده 7 ـ فروشنده 8ـ خريدار 9ـ بخشنده آن 10ـ  و بر استفاده كننده از درآمد آن» . (معارف‌القرآن جلد 1 ص 523 با اختصار)
پير هرات ، خواجه عبدالله انصار (رح)  در ذيل آيه اخير چنين مي‌نويسد : فرآورده‌هاي انگور و گندم و جو و خرما كه باعث مستي مي‌شود اصل خباثت و كليد همه كبائر است و مايه همه جنايت‌ها و تخم همه ضلالت‌ها و منبع همه فتنه‌هاست ، عقل را بپوشاند ، دل را تاريك كند و چشمه طاعت خشك كند و آبِ ذَكَر باز بندد و درب غفلت بگشايد و نفس از خمر مست شود و از نماز باز ماند و دل از غفلت مست شود و از راز باز ماند. (تفسير ادبي و عرفاني قرآن مجيد ص264 ج1)
امام رازي (رح) مي‌فرمايند :‌
1)    عقل شريف‌ترين صفت از صفات انسان است و هر چيزي كه دشمن شريف‌ترين صفت باشد آن پست‌ترين چيز است پس شرب خمر پست‌ترين كارهاست.
2)    خداوند تصريح كرده است كه اين چيزها سبب ايجاد دشمني و كينه‌توزي مي‌گردد و از ياد خدا و نماز باز مي‌دارد.
3)    يكي ديگر از عواقب خطرناك شراب اين است ـ كه تقريباً مختص به خود شراب است ـ و آن اينكه هر چه بيشتر از آن استفاده كند ، تمايل نفس به شراب رو به فزوني مي‌رود و سرانجام باعث تداوم شرب آن مي‌گردد . بر خلاف افعال نامشروع ديگر همچون زنا كه زناكار چون زناكند در رغبتش فتور و سستي ايجاد مي‌شود و هر اندازه كه اين عمل شنيع بيشتر تكرار گردد ؛كم‌كم از تمايل به آن كاسته مي‌شود و فتور و نفرت را بدنبال دارد . اما شراب نشاط و رغبت را مرتباً در پي دارد ، رفته رفته شارب خمر ، غرق در لذت بدني گشته و آخرت را فراموش خواهد كرد ، از اين رو رسول الله (ص) فرمودند : « شراب مادر همه پليديهاست » . (تفسير كبير ج2 ص332)
    قاضي ثناءالله عثماني (رح) در تفسيرش رواياتي را پيرامون اينكه شراب و قمار از گناهان كبيره‌اند ذكر كرده است كه ما فقط به نقل چند روايت از آنها اكتفا مي‌كنيم :
الف) ـ معاذ (رض) روايت مي‌كند كه رسول الله (ص) فرمودند : « هرگز شراب ننوشيد كه سرچشمه همه زشتي‌هاست » . (رواه احمد)
ب) از عبدالله بن عمر (رض) مروي است كه رسول الله (ص) فرمودند :
« شراب مادر همه پليدي‌هاست پس كسي كه بنوشد شراب را تا چهل روز نمازش قبول نمي‌شود و اگر بميرد در حاليكه شراب در شكم او باشد به موت جاهليت مرده است » . (رواه الطبراني بسند حسن)
ج) نيز از ابن عمر (رض) مروي است كه رسول الله (ص) فرمودند:
« فرزند نافرمان ، قمارباز ، دائم‌الخمر و كسي كه نيكي‌اش را به رخ طرف بكشاند وارد بهشت نمي‌شوند» . (رواه الدارمي)
د) از ابي‌امامه (رض) مروي است كه رسول الله (ص) فرمودند:
«  خداوند مرا براي عالميان بعنوان هدايت و رحمت مبعوث گردانيد و بمن دستور داد تا معازف  و مزامير (آلات موسيقي) ، بتها ، صليب و امور جاهليت را  نيست و نابود گردانم‏، خداوند متعال اينگونه مي‌فرمايد : بعزتم سوگند بنده‌اي از بندگانم جرعه‌اي از شراب را نمي‌نوشد مگر اينكه مي‌نوشانم مثلش را به او از چرك و ريم، و كنار نمي‌گذارد آن را بخاطر ترس از من مگر اينكه مي‌نوشانم او را از حوض قدس » . (رواه احمد)(تفسير مظهري جلد 1صفحه 270 با اختصار )
‍‍ هـ) ابوموسي (رض) روايت ميكند كه رسول الله (ص) فرمودند : 
« سه كس وارد بهشت نمي‌شوند ؛ شارب خمر، ‏ قاطع صله رحم و تصديق كننده جادو » . (رواه احمد)  
 و) ابن عباس (رض) مي‌گويد رسول الله (ص) فرمودند:
 « شارب خمر اگر بميرد مانند يك بت پرست خدا را ملاقات خواهد كرد» . (رواه احمد)
علامه زهيلي مي‌نويسد : كسي كه شراب را حلال بداند كافر مي‌گردد ، زيرا حرمت شراب با دليل قطعي ثابت است ( مطابق آيه 90 سوره مائده كه ذكرش پيشتر گذشت). (الفقه الاسلامي و أدلته ج7ص5495)
علامه آلوسي در تفسير روح المعاني مي‌نويسد  حضرت علي (رض) فرمودند :
« اگر يك قطره‌اي از شراب در چاهي بيافتد و در همان مكان مناره‌اي ساخته شود ؛ من هرگز بر آن اذان نخواهم گفت و اگر در ميان دريا بيافتد ، سپس دريا خشك گردد و در آن سبزه برويد من چارپايم را در آنجا نمي‌چرانم » .
ابن عمر (رض) نيز مي‌فرمايد :
« اگر انگشتم را در شراب داخل كنم ديگر او تابع من نخواهد بود(يعني آنرا قطع خواهم كرد) » .
 آري اين است تقوا و ايمان حقيقي .
در حديثي ديگر نيز از ابن عمر (رض) آمده است : « با شراب نوشان همنشيني نكنيد ، به جنازه آنها حاضر نشويد ، دختر به شرابخوار ندهيد و از آنها بنكاح نگيريد و براستي كه شرابخوار سياه‌رو برانگيخته خواهد شد؛ چنانكه اهل عرصات از بوي بد او مي‌گريزند » .
در حديثي ديگر آمده است كه آن حضرت (ص) فرمودند : « نور ايمان از چهره‌ي شرابخوار زائل مي‌گردد»
و نيز فرمودند : « شرابخوار ملعون است ».
 (روح المعاني ج1 ص 112 )

حكايتي عجيب از كتاب «راه بهشت» : عبدالعزيز رواد مي‌‌گويد شبي در مدينه بودم و به مسجدالنبي مي‌رفتم، زني گريان دامنم را گرفت و گفت ؛ بيماري در حال جان كندن است و كسي در خانه نيست، شهادتين را  به او تلقين كردم ، گفت اين چه كلماتي هستند ؟! از اينها بيزارم ! اينرا گفت و جان داد . و بعد از تفحص پي بردم كه وي شرابخوار بوده است ، گفتم صدق رسول الله (ص) «شارب الخمر كعابدالوثن» ( شرابخوار مانند بت پرست است ). علامه شوكاني در ذيل حديث مدمن الخمر كعابد وثن مي‌فرمايد : اين وعيد و تهديد بسيار سختي است زيرا بت‌پرست در كفر ، سخت‌ترين كفار است ، تشبيه دادن شارب خمر به عابد وثن مبالغه بزرگ و زجر را در بر دارد ، البته براي كسي كه داراي قلبي سليم باشد يا داراي گوشي شنوا با قلبي حاضر باشد.   (نيل الأوطار ص193 ج8)
عبدالله بن مسعود (رض) فرمود :
« شرابخواري كه بدون توبه مرده‌ باشد در قبرش بگذاريد ، اگر روز بعد (پس از شكافتن قبر وي) او را به طرف قبله يافتيد من را دار بزنيد » .
در كتاب «راه بهشت » آورده است ؛ حديثي است كه پيامبر (ص) فرمودند:
« شارب خمر گناهش بزرگتر از زناكار است، زيرا زناكار در اين حال خدا را مي‌شناسد ولي شرابخوار مدهوش و بي‌خبر از خداست ».
 شخصي از پيامبر (ص) پرسيد ؛ اگر شخصي شراب را جهت درمان بخورد جائز است؟
فرمودند : « ليس بدواءٍ و لكنه داء » (شراب دواء نيست بلكه خود ، بيماري است) .
علامه وهبة الزهيلي در تفسيرش چنين مي‌نويسد: ضررهاي مادي و معنوي شراب فراوان است كه آيات قرآن اجمالاً به آنها پرداخته‌اند و در احاديث نبوي نيز آمده است (كه به ترجمه بعضي روايات اشاره شد) اطباء نيز بر مضار انواع شراب اتفاق نظر دارند و مضار آن شامل ابعاد مختلفه‌ي جسم ، روح و عقل و مال و تخريب روابط اجتماعي مردم با همديگر مي‌شود كه اينك به مواردي از اينها مي‌پردازيم :
الف ـ زيان‌هاي جسمي شراب  عبارت است از : 1. فاسد كردن تمام اعضاي جهاز هاضمه 2. از ميان بردن اشتهاء به غذا 3. آماس كردن چشم 4. بزرگ شدن شكم به سبب بزرگ شدن معده  5. جمع شدن چربي اضافي در كبد 6 . بيماري كليه 7. بيماري سل 8 . پيري زودرس به سبب سخت شدن رگها 9. تضعيف يا انقطاع نسل ، زيرا نسل افراد شرابخوار لاغر و ضعيف و سبك خرداند .
ب ـ زيان‌ عقلي : شراب در نظام عصبي انسان تأثير منفي گذاشته ، بنيه‌ي عقلي وي را تضعيف مي‌نمايد ، بطوري كه گاهي حتي به جنون فرد شرابخوار مي‌انجامد .
ج ـ زيان‌ مالي شراب : شراب برباد دهنده مال و ويرانگر بنيه‌ي مالي خانواده است و موجب خودفراموشي و غفلت از همسر و فرزندان و كوتاهي در قبال مسئوليت نفقه آنان مي‌شود.
د ـ زيان اجتماعي شراب : وقوع نزاع و كشمكش در ميان خود ميگساران و ميان آنان و مردم ديگر يك امر طبيعي است كه در موارد بسياري بوقوع حوادث قتل و ضرب و جرح منتهي مي‌شود.
هـ . زيان معنوي شراب: مي‌گساران در محيط جامعه خوار و بي‌مقدار و در معرض استهزاء و تمسخر و توهين مردم‌اند ، چون سخنان آنان درهم و برهم و هيئت و حركات آنان مضطرب و ناموزون است . از جهت ديگر شرابخواران در ارتكاب ضرب و شتم ، زنا ، قتل و فجايع ديگر نيز بي‌پروا و جسوراند . از همين رو است كه شراب را ام‌الخبائث ناميده‌اند .
[مفتي محمد شفيع عثماني در همين راستا مي‌نويسد سخن يك پزشك آلماني بصورت ضرب المثل مشهور است كه گفته است : اگر نيمي از ميكده‌ها بسته شوند من تعهد مي‌دهم كه نيمي از زندان‌ها و نيمي از بيمارستان‌ها بي‌نياز شده،‌ بسته خواهند شد ]
و . زيان عمومي شراب : افشاء اسرار است ، زيرا بسا اوقات چنين شده  كه اخبار و اطلاعات مهم و محرمانه يك دولت، در بزم‌هاي شراب‌نوشي به دام جواسيس افتاده است.
(به حواله تفسير المنار ج 2 ص259 و مابعد آن)
ز . ضرر ديني شراب : از فرد شرابي عبادت درستي به عمل نمي‌آيد و شراب انسان را از ياد خدا و نماز و بقيه تكاليف ديني باز مي‌دارد زيرا شرابخوار اراده ضعيف و همتي ضعيفتر از آن دارد، او تنبل ، افسرده و بي‌تفاوت است و نمي‌تواند با امري چون عبادت كه جديت، نشاط و انظباط  را مي‌طلبد ميانه‌ي خوبي داشته باشد . (تفسير المنير ج 2 ص312)
مي‌توانيد موارد فوق الذكر را در تفسير معارف‌القرآن ج2 ص242 نيز ملاحظه فرمائيد .

جذبه بي‌نظير صحابه كرام (رض) در اجراي حكم :
رسول خدا (ص) فقط به تبليغ رباني اكتفا ننمودند ، بلكه دستور دادند كه هر نوع شرابي نزد هر كسي  هست در فلان محل جمع كنند . صحابه كرام (رض) به محض شنيدن اين اعلان به خانه‌هايشان بازگشتند و هر قسم شرابي را كه در اختيار داشتند بلافاصله بر زمين ريختند.
حضرت عبدالله بن عمر (رض) مي‌فرمايد همين كه منادي رسول الله (ص) در كوچه‌هاي مدينه حرمت شراب را اعلان نمود هر كسي ظرف شراب در دست داشت همان لحظه ظرف را بر زمين كوبيد ، و آنهائي كه سبو و يا خم شراب و غيره  در خانه داشتند آن را شكستند و از خانه‌ بيرون انداخنتد.
حضرت انس (رض) در كنار جام شراب براي جمعي، ساقي قرار گرفته بود كه اصحاب بزرگواري چون ابوطلحه، ابوعبيده بن جراح، ابي بن كعب، سهيل (رض) حضور داشتند،‌ با شنيدن آواز منادي پيامبر اكرم (ص) همه يكصدا گفتند: اي انس! تمام شراب‌ها را بريز و جامها و سبوهاي شراب را بشكن.
در بعضي روايات وارد است؛ كساني بودند كه ليوان شراب تا لبهايشان رسيده بود اما همين‌كه اعلان حرمت در گوش‌هايشان طنين‌انداز شد بدون درنگ ليوان را پرت كردند. شراب در جدولهاي مدينه منوره همانند سيلابي جاري گشت. گويا باران راكدي بوده كه به جريان افتاده است .
تا مدت مديدي بگونه‌اي بود كه هرگاه باران مي‌باريد رنگ شراب در خاك نمايان مي‌گشت و بوي آن به مشام مي‌رسيد.
همانطور كه در سطور گذشته مرقوم گرديد ، پس از اعلان جمع‌آوري شراب توسط منادي آن حضرت (ص) آنچه كه به عنوان ذخيره تجاري در بازار نگهداري مي‌شد بلافاصله به محلي معين انتقال يافت ، پيامبر(ص) به نفس نفيسشان تشريف آوردند و بدست مباركشان مشكيزه‌هاي زيادي را پاره كردند و دنباله مشكيزه‌ها را به صحابه كرام محول نمودند تا آنها را پاره كنند.
جواني از اصحاب كه كارش واردات شراب از شام به مدينه بود ؛ اتفاقاً در همين تاريخ براي وارد كردن شراب، راهي شام شده بود، همزمان با ورود او به مدينه منوره حرمت شراب اعلان شد، هنوز نرسيده به مدينه جريان را شنيد ، اموال را همان جا در كوه گذاشته ؛ خدمت رسول اكرم(ص) رسيد و عرض كرد يا رسول الله درباره‌ي اين اموال چه دستور مي‌فرمائيد؟ بايد چه‌كار كنم؟ آن حضرت (ص) مطابق فرمان خداوند دستور داد تا همه مشكيزه‌ها را پاره نموده و شراب آن را بر زمين ريزد ، اين مجاهد نستوه و عاشق خدا و رسول هم بدون هيچ درنگي تمام سرمايه‌اش را ـ كه با چه اميدها و زحمتهائي بدست آورده بود ـ بر زمين ريخته و دست خالي به خانه‌اش برگشت. در حقيقت اين از اعجاز اسلام  و اطاعت بي‌مثال و شگفت‌انگيز تربيت‌شدگان مكتب نجات‌بخش بشريت و مريدان مخلص و سربه‌كف پيامبر اسلام (ص) است .
شما مي‌دانيد كه ترك عادت ديرينه چقدر سخت و دشوار است . و اين حضرات چقدر معتاد به شراب بودند كه هرگز طاقت دوري و جدائي از آن را نداشتند. حكم خدا و رسول چنان انقلاب بزرگي در عاداتشان بر پا نمود كه ناگهان متحول شدند و از شراب و قمار به همان ميزان متنفر گشته كه قبلاً بدان دل بسته بودند . (معارف القرآن ج1 ص525 با تغيير اندك)
سبحان ما اعظم شأنه !

مخور خمر را كان پليد آمده ****بديها همه زوپديد آمده
كه هر كس بدنيا خورد خمر شوم****زكوثر دو دستش تهي ‌آمده
مگر آنكه توبه كند چون نصوح **** بدان توبه ميرد سعيد آمده

محمود عبدي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.