قطعا تجارت یکی از بهترین کارهای دنیوی‌ست که انسان‌ها می‌توانند بواسطه آن در پی کسب روزی و درآمد برای خود و خانواده و نیز خدمت به جامعه باشند، اما در این میان، تاجر و بازاری مسلمان نسبت به دیگران فرق‌ها و ویژگی‌هایی دارد که آنها عبارتند از پایبندی به دین و توکل همیشگی به خداوند. […]

قطعا تجارت یکی از بهترین کارهای دنیوی‌ست که انسان‌ها می‌توانند بواسطه آن در پی کسب روزی و درآمد برای خود و خانواده و نیز خدمت به جامعه باشند، اما در این میان، تاجر و بازاری مسلمان نسبت به دیگران فرق‌ها و ویژگی‌هایی دارد که آنها عبارتند از پایبندی به دین و توکل همیشگی به خداوند.

در این برهه‌ی زمانی بر هر بازاری و تاجر مسلمان لازم است تا نسبت به اخلاق نیکو و چیزهایی که در حیطه کاری‌اش نسبت بدان‌ها امر یا نهی شده آگاه باشد، چرا که محرمات و موارد شبهه‌ناک زیاد گریده و بسیاری از معاملات را تحت تاثیر خود قرار داده است و این عامل، او را از اصول و ضوابطی که شریعت برایش متعین نموده منحرف می سازد.

اولین چیزی که لازم است یک بازاری و تاجر مسلمان در زمینه شغلی‌اش بداند اینکه نباید تجارت و داد و ستد او را از یاد خدا، از نماز، تلاوت قرآن و ادای زکات، غافل سازد. خداوند متعال در سوره نور آیه 37 مؤمنینی را که تجارت، آنها را از یادش غافل نمی سازد را ستوده است. چنانچه می فرماید: ﴿ رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ﴾ مردانی که بازرگانی و معامله‌ای، آنان را از یاد خدا و خواندن نماز و دادن زکات غافل نمی‌سازد. از روزی می‌ترسند که دلها و چشمها در آن دگرگون و پریشان می‌گردد.

از طرفی دیگر، خداوند کسی را که تجارت، پرداختن به خواهشات، دوستی مفرط با فرزندان و تلاش برای رفاه آنها، وی را از پرداختن به ذکر و یاد خدا بازداشته، از ادامه دادن چنین مسیری بر حذر داشته و هشدار می دهد که این قبیل افراد، چون رحمت ماندگار و پایدار را با کالای فانی و زودگذر معاوضه نمودند، در آخرت مستحق بزرگ ترین خسارت و ضررها می باشند. چنانچه می فرماید:
﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴾ [المنافقون: 9]. ای مؤمنان! اموالتان و اولادتان شما را از یاد خدا غافل نکند. کسانی که چنین کنند (و اموال و اولادشان، آنان را سرگرم و به خود مشغول دارد) ایشان زیانکارند.
 
تاجر و بازاری مسلمان در معاملات و کسب و کار خود، ابتدا، امر و حکم خداوند را مدنظر دارد و هر قدر هم که معامله برایش منفعت داشته باشد، آن را با دین و ارزش‌های دینی عوض نمی‌کند و بدین راضی نمی‌شود که خدا و فرامینش پایین‌ترین سطح را در منش وی داشته باشند. چنانچه فرموده است: ﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴾ [الجمعة: 9].
ای مؤمنان! هنگامی که روز آدینه برای نماز جمعه اذان گفته شد، به سوی ذکر و عبادت خدا بشتابید و داد و ستد را رها سازید. این (چیزی که بدان دستور داده می‌شوید) برای شما بهتر و سودمندتر است اگر متوجّه باشید.

تاجر مسلمان، کسی است که سعی دارد مال حرام، هر قدر هم که باشد، بدان چنگ نزند و مال مردم را به ناحق نخورد و پایبند امر و نهی پروردگار باشد. ﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ ﴾ [النساء: 29]، ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال همدیگر را درمیان خود به ناحق (یعنی از راههای نامشروعی همچون: دزدی، خیانت، غصب، ربا، قمار، و …) نخورید
و نیز فرموده: ﴿ وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴾ [البقرة: 188].
و اموال خودتان را به باطل (و ناحق، همچون رشوه و ربا و غصب و دزدی …) در میان خود نخورید و آن را به امراء و قضات تقدیم نکنید تا از روی گناه، بخشی از اموال مردم را بخورید و شما بر آن آگاه باشید (و بدانید که ستمکار را یاری داده‌اید و مرتکب گناه شده‌اید).

برخی از بارزترین صفاتی که زیبنده هست هر بازاری مسلمان بدان آراسته باشد این است که:

یکم: صادق و امانت دار باشد. صداقت تاجر در خلال پایبندی به وعده‌هایی که می‌دهد،  توصیفی که از ویژگی‌های جنس مورد معامله می کند، راستگویی در مقدار سودی که عائدش می شود ـ اگر خواست آن را بیان کند ـ ظاهر می گردد. و امانت داری اش نیز از عدم خیانت و دغل بازی با طرف معامله نمایان می شود. بلکه باید برای مشتری و طرف معامله خود خیر خواهی نموده و او را به طرف مسیر خوبی سوق دهد که برای خود می پسندد. بازاریِ مسلمان و درست کردار، در دنیا و آخرت به فضل و رحمت الهی دست می یابد، چنانچه نبی راستگو و صادق ما فرموده است: ((التاجر الصدوق الأمين مع النبيِّين والصدِّيقين والشهداء))[1].

تاجر راستگو و امانت دار، با پیامبران و صدیقین و شهداء خواهد بود.
کسانی که از مسیر صداقت ، امانتداری و تقوا در معاملات و داد و ستدهای خود روی گردانده اند، باید بدانند که در روز قیامت به عنوان انسان های متجاوزگر حشر خواهند شد. در روایات آمده : روزی رسول خدا (ص) وقتی به طرف مسجد می‌رفتند ، دیدند که مردم در حال  داد و ستد هستند.  فرمودند: ای گروه بازاریان!. همه متوجه رسول خدا(ص) شدند و سرهای خود را بالا گرفته و به نبی رحمت نگریستند. ایشان فرمودند: ((إن التجار يُبعثون يوم القيامة فُجَّارًا، إلا مَن اتَّقى الله، وبرَّ، وصدق))[2]
 قطعا تاجران در قیامت، تبهکار برانگیخته خواهند شد، مگر کسی که از خدا بترسد و راستی و درستی را پیشه سازد.

دوم: دوری گزیدن از شبهات: این مهم بدین نحو امکان دارد که تلاش کند تا معاملاتش تماما صحیح و موافق حکم خدا باشد و از آنچه که برایش پوشیده و مخفی است دوری نماید. و در پی این نباشد تا از رخصت‌ها و حیله‌های شرعی  و نظریات نادر بعضی دانشمندان اسلامی به عنوان راه گریزی جهت صحت معامله خود بهره ببرد،  یا اینکه بخواهد سودی که در آن شبهه حرام یا ربا وجود دارد را جلب نماید. پیامبر خدا (ص) ما را فرمان داده از امور شبهه ناک دوری بجوییم . چنان چه فرمودند: ((دَعْ ما يَريبُك إلى ما لا يَريبُك؛ فإن الصدق طمأنينة، وإن الكذب ريبة))[3].
آنچه که تو را به شک می اندازد رها کن و به سمت چیزی برو که تو را در شک نیندازد ، قطعا راستی آرامش می آورد و دروغ شک و اضطراب ایجاد می کند.
نیز نبی رحمت (ص) بیان داشته‌اند : کسی که به معاملات شبهه ناک دست می زند، یا نسبت بدان بی توجه هست، به حرام خواهد افتاد، چنان چه فرمودند: ((إن الحلالَ بيِّن، وإن الحرام بيِّن، وبينهما مشتبهات، لا يَعلَمُهنَّ كثير من الناس، فمن اتَّقى الشبهات، استبرَأَ لدينه وعِرضه، ومن وقع في الشبهات، وقع في الحرام))[4].
حلال واضح و آشکاراست و حرام نیز واضح و آشکار. در بین این دو، اموری مشتبه وجود دارد  که بسیاری از مردم آنها را نمی‌دانند، هر کس که از امور شبهه ناک بپرهیزد، دین و آبروی خود را حفاظت نموده و هر کس که به امر شبهه ناک مبتلا گشت در حرام خواهد افتاد.
سوم: زیاد صدقه دادن و اکتفاء نکردن به ادای زکات فرض هست. چرا که بسیاری از تجار و اهل بازار، بالاخص در این زمان، به هنگام معامله و داد و ستد خود به سخن‌ها و قسم‌های لغو و امور شبهه ناک مبتلا می‌گردند.  رسول خدا (ص)  فرمودند: ((يا معشرَ التجَّار، إن البيع يحضرُه اللَّغْو والحلف، فشُوبوه[5] بالصدقة))[6].
 ای گروه بازاریان! در معاملات سخن لغو و قسم وجود دارد آن را با صدقه مخلوط نمایید.

چهارم : زود به بازار رفتن: رزق، در صبح‌گاهان هست. تاجر و کسبه‌ای که دیر به بازار می‌رود، خیر بزرگی را از دست می‌دهد و از برکت دعایی که پیامبر (ص) برای برکت در رزق کسانی که زود برای معامله  می روند، کردند، محروم می‌گردد، رسول خدا دعا کردند:  (اللهم بارك لأمتي في بكورِها)  بار الها! برای امتم در صبح‌گاهان برکت عنایت کن.
یکی از صحابه، از اول روز معاملاتش را شروع می‌کرد، ثروتمند شد و مال فراوانی بدست آورد [7].

 پنجم: آسان گرفتن بر تنگ دستان و نیازمندان: هر کسی که بر تنگ دستی آسان بگیرد، خدا بر او آسان می گیرد. برای تاجر و بازاری مسلمان شایسته نیست بر مشتریان فقیر خود سخت بگیرد. پیامبر (ص) کسی رات که در گرفتن حقش با دیگران مسامحه کرده و آسان می‌گیرد، دعای خیر نموده است: ((رَحِمَ الله رجلاً سَمْحًا إذا باع، وإذا اشترى، وإذا اقتضى))[8]،
خداوند رحم کند بر کسی که به وقت فروختن یا خریدن یا طلب کردن، آسان می گیرد.

پیامبر(ص) در روایتی ، از یک تاجر بنی اسرائیلی گفتند که با مردم به آسانی و چشم پوشی معامله می نمود و پاداشش چنین شد که خدا نیز از او در گذشت. نبی رحمت‌ (ص)  در شرح ماجرا فرمودند: تاجری بود که با مردم داد و ستد داشت، هرگاه تنگدستی را می‌دید به فرزندانش می گفت: از او درگذرید. امیدست که خداوند از ما در گذرد. و خداوند نیز او را آمرزید. [9].

ششم. اگر کسی پشیمان شد، جنس را پس بگیرد: این یکی از صفات نیک بازاریانی هست که در پی این‌اند تا به رحمت و رضوانی که در نزد خداست دست یابند. رسول خدا (ص) فرمودند:  ((من أقال مسلمًا، أقاله الله عثرته))[10]. هر کس که اقاله مسلمانی را در معامله بپذیرد، خداوند از لغزش هایش در خواهد گذشت.

شایسته هست در این فراز، بخشی از روش های حرام و نازیبا را که برخی تجار پیش رو قرار داده‌اند و بدین طریق دین و شریعت را پس پشت انداخته و مال مردم را به ناحق می خورند، بیان داریم.
1-کم کردن در ترازو: برخی از بازاریان در معیار وزن و عدد دست درازی می‌کنند، در حالی که خداوند از ارتکاب چنین عملی شدیدا بازداشته است و کسی که به چنین کاری دست بزند را به عذابی شدید وعده داده است. خداوند فرموده است: «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ * الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ * وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ * أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ * لِيَوْمٍ عَظِيمٍ * يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ » [المطففين: 1 – 6]، وای به حال کاهندگان (از جنس و کالای مردمان به هنگام خرید و فروش با ایشان)!* کسانی که وقتی (در معامله) برای خود می‌پیمایند (یا وزن و متراژ می‌نمایند) به تمام و کمال و افزون بر اندازه‌ی لازم دریافت می‌دارند.* و هنگامی که (در معامله) برای دیگران می‌پیمایند یا وزن می‌کنند، از اندازه‌ی لازم می‌کاهند.* آیا اینان گمان نمی‌برند که دوباره زنده می‌گردند (و باید حساب و کتاب چنین افزایش و کاهشی را پس بدهند؟).* در روز بسیار بزرگ و هولناکی (به نام قیامت).* همان روزی که مردمان در پیشگاه پروردگار جهانیان (برای حساب و کتاب) برپا می‌ایستند.

خداوند قوم مدین را بخاطر کم و زیاد کردن در وزن‌ها هلاک نمود. وقتی حضرت شعیب نزد آنها آمد و آنان را از انجام این کار بازداشت ، نپذیرفتند، نهایتا هلاک شدند و از بین رفتند.
 در روایتی آمده  که رسول خدا (ص) از کنار فروشنده‌ای که در حال وزن کردن بود، عبور کردند و فرمودند: وزن کن، حتی بیشتر بگذار. [11]؛ این نکته نشأت گرفته از این بود که مبادا شخص وزن کننده در زمره مطففین قرار بگیرد که خداوند، وعید سختی بدان ها داده است.

2- خیانت کردن: بدین صورت که فروشنده، عیب‌های کالا را بپوشاند و فقط به ذکر خوبی‌های آن بسنده نماید. یا در مورد تاریخ تولید یا محل تولید دروغ بگوید.  یا در مورد کمیت و کیفیت آن خلاف واقع را بگوید و یا دیگر خیانت‌هایی که امروزه در بازارهای ما وجود دارد. این خود یکی از گناهان کبیره ایست که چندین گناه کبیره حرام دیگر از قبیل دروغ، خوردن و کسب مال حرام و… در آن وجود دارد.

پیامبر(ص) ما را از خیانت بازداشته و گفته است که فرد خیانتکار بر منهج و مسیر مسلمانان گامزن نیست. در روایات آمده: روزی رسول خدا  (ص)  از راهی عبور می‌کردند ناگاه مقداری گندم[12] دیدند و  دست خود را در آنها فرو بردند، وقتی مشاهده نمودند که دست شان مقداری خیس شد فرمودند: ای صاحب غذا! این چیست؟ وی گفت: ای رسول خدا! بر آن باران باریده است[13]. فرمودند: چرا آنها را بر روی غذا قرار ندادی تا مردم آنها را ببینند؟ و آنگاه فرمودند: کسی که خیانت کند بر مسیر من نیست. [14]

3- قسم دروغ: بدین صورت که فروشنده عمداً و به دروغ قسم بخورد تا مشتری نسبت به قیمت کالا، کیفیت، محل تولید و یا دیگر مختصات آن اطمینان خاطر حاصل نماید. خداوند از قسم خوردن در مواقع غیر ضروری بازداشته است. چنانچه فرموده: ﴿ وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ ﴾ [القلم: 10] از فرومایه‌ای که بسیار سوگند می‌خورد، پیروی مکن.
بالفرض اگر فروشنده راست هم بگوید، بازهم قسم خوردن مکروه و ناشایست هست، نبی رحمت (ص) فرمودند: (الحلفُ مَنْفَقةٌ للسلعة، مَمْحَقَةٌ للبرَكة)[15]، قسم کالا را بفروش می رساند، اما برکت را از بین می برد.

اما اگر فروشنده نسبت به کالای خود دروغ می‌گوید و سوگند می‌خورد ، مرتکب یکی از گناهان کبیره شده است و پیغمبر (ص) نیز از انجام این کار شدیدا بازداشته‌اند و کسی را به چنین کاری دست یازد به عذاب دردناکی از جانب خداوند وعده داده است. فرموده اند: سه نفر هست که در روز قیامت خداوند نه با آن ها سخن می گوید و نه بدان ها می‌نگرد و نه آنها را تزکیه و پاک می‌کند و برای آنها عذابی دردناک است. رسول خدا (ص) این جمله را سه بار تکرار نمودند. حضرت ابوذر گفت: این ها ضرر و زیان کرده‌اند. اینها چه کسانی هستند؟  نبی رحمت فرمودند: کسی که اسبال ازار نماید و کسی که نیکی کند و منت گزارد و فردی که کالایش را با قسم دروغین بفروشد. [16].

4- احتکار: احتکار به حبس و انبار کردن مایحتاج و غذای مردم به انگیزه گران شدن و بهره بردای از نیاز مردم اطلاق می گردد. این کار باعث ایجاد ضرر و تحت فشار قرار گرفتن شهروندان جامعه اسلامی می‌شود. پیامبر از انجام چنین کاری بازداشته اند  و خبر داده اند ، فردی که چنین کاری بکند ، گنهکار و خطاکار می‌باشد : ((کسی که احتکار کند خطا کرده است))[17]، و نیز فرمودند: (( بجر فرد خطاکار کس دیگری احتکار نمی نماید))[18]،
در روایت دیگری نیز آمده که رسول خدا (ص) خبر داده اند که خداوند سزای شخص محتکر را قبل از آخرت در دنیا خواهد داد و فرجام چنین شخصی ، بر عکس اراده اش می‌گردد، چرا که وی خواسته در دنیا بر سرمایه خود بیفزاید، اما خداوند در دنیا نعمت دارایی و عافیت را از او سلب می نماید. رسول خدا (ص) فرمودند:  هر کس که طعامی ( کالایی ) را بر مسلمانان احتکار نماید، خداوند او را به بیماری جذام و ورشکستگی مبتلا خواهد نمود. [19]

خلاصه این نوشتار این است که هیچ تناقضی بین تجارت و پایبندی به قواعد و قوانین اسلامی وجود ندارد، چرا که هر چه تاجر و بازاری به اخلاق و دین و چارچوب آن نزدیک گردد، به خداوند و به مردم نزدیک‌تر می‌شود و این،  برای خود وی و همکیشان و جامعه‌اش مفید خواهد بود.

بقلم: د. طه فارس
مترجم: عصمت الله تیموری

———————————————————–
[1] أخرجه الترمذي في البيوع برقم: 1209، وقال: حديث حسن؛ والدارمي في البيوع برقم: 2539؛ وذكره البغوي في شرح السنة 8: 4 برقم: 2025.
[2] أخرجه الترمذي في البيوع برقم: 1210 وقال: حديث حسن صحيح؛ وابن ماجه في التجارات برقم: 2146؛ والدارمي في البيوع برقم: 2538.
[3] أخرجه الترمذي في صفة القيامة 2518، وقال: حديث حسن صحيح؛ والنسائي في الأشربة برقم: 5711؛ والدارمي في البيوع برقم: 2532.
[4] أخرجه البخاري في الإيمان برقم: 52؛ ومسلم في المساقاة برقم: 1599.
[5] یعنی: قسم را با صدقه می آمیزند، شاید خداوند از آنان درگذرد؛ عون المعبود 9: 124.
[6] أخرجه أبو داود في البيوع برقم: 3326 واللفظ له؛ والترمذي في البيوع برقم: 1208؛ والنسائي في البيوع برقم: 4463؛ وابن ماجه في التجارات برقم: 2145.
[7] أخرجه أبو داود في الجهاد برقم: 2606، والترمذي في البيوع برقم: 1212 وقال: حديث حسن، وابن ماجه في التجارات برقم: 2236.
[8] أخرجه البخاري في البيوع برقم: 1970.
[9] أخرجه البخاري في البيوع برقم: 1972، ومسلم في المساقاة برقم: 1562.
[10] أخرجه أحمد في المسند 2: 252 برقم: 7425، وأبو داود في البيوع برقم: 3460، وابن ماجه في التجارات برقم: 2199، وابن حبان في صحيحه 11: 404 برقم: 5029، والحاكم في المستدرك 2: 52 برقم: 2291، وقال: صحيح على شرط الشيخين، ووافقه الذهبي؛ وذكره الهيثمي في المجمع 4: 199 برقم: 6538، وقال: رواه الطبراني في الأوسط ورجاله ثقات.
[11] أخرجه أبو داود في البيوع برقم: 3336، والترمذي في البيوع برقم: 1305 وقال: حديث حسن صحيح، والنسائي في البيوع برقم: 4592، وابن ماجه في التجارات برقم: 2220.
[12] د رمتن الصُّبْرة آمده است.
[13] باران خیسش کرده است.
[14] أخرجه مسلم في الإيمان برقم: 102.
[15] أخرجه البخاري في البيوع 1981؛ ومسلم في المساقاة برقم: 1606.
[16] أخرجه مسلم في الإيمان برقم: 106.
[17] أخرجه مسلم في المساقاة برقم: 1605.
[18] أخرجه مسلم في المساقاة برقم: 1605.
[19] أخرجه أحمد في المسند 1: 21 برقم: 135؛ وابن ماجه في التجارات برقم: 2155 واللفظ له؛ قال في الزوائد: إسناده صحيح ورجاله موثَّقون؛ وقال ابن حجر في الفتح 4: 348: إسناده صحيح.