حضرت يوسف و درس توحيد
سپس حضرت يوسف فرمود: ما كان لنا ان نشرك بالله من شيئ .
براي ما مناسب نيست كه كسي را با خدا شريك بدانيم (و بگوييم كارهاي بزرگ را خداي بزرگ و كارهاي كوچك را خدايان كوچك انجام مي‌دهند) و با ذات و صفات خداوند كسي را شريك دانستن خلاف توحيد است. خدا از زن و فرزند و … پاك است حيات او ازلي و حيات ما عارضي است و وجود ما عطاي اوست زمين و آسمان ، ماه و خورشيد و ستارگان، همه و همه ساختة اوست آنچه كه ساخته انسان است از عقل بي‌بهره‌ است ولي ساخته او مي‌تواند داراي عقل و خرد هم باشد.

تعبير خواب
خلاصه بعد از بيانات حضرت يوسف آن دو نوجوان ايمان را قبول كرده و مسلمان شدند و هدف از بيانات حضرت يوسف هم همين بود. وقتي كه مسلمان شدند خوابشان را تعبير نمود و فرمود: «آنكه در خواب ديده كه شراب مي‌سازد خطايش معاف مي‌شود و به سر كارش بر مي‌گردد و آنكه در خواب ديده كه سبد ناني روي سرش گذاشته و كلاغها ازآن بر مي‌دارند اعدام خواهد شد.» چنانچه همانطور هم شد كه يكي بعد از محاكمه معاف شد و بر سر كارش بر گشت و ديگري اعدام گرديد. ولي مقصد حضرت يوسف كامل گرديد كه هر دو مسلمان شدند چنانچه در رابطه با همين موضوع قرآن مي فرمايد (يا صاحبي السجن اما احدكما فيسقي ربه خمرا و اما الآخر فيصلب فتاكل الطير من راسه قضي الامر الذي فيه تستفتين ).[يوسف 41]
خطاي يكي معاف و بر سر كارش بر گشت و ديگري اعدام گرديد و كلاغها او را نوك خواهند زد موضوع تمام شد و هيچ امكان تبديلي در آن نيست آنچه را كه شما تعبير مي خواستيد همين است.

اهميت آخرت در خير خواهي
حضرت يوسف خوابشان را تعبير نمود ولي در اين بين بقدري نصيحت فرمود كه رشته و ارتباط قلبي آنها را درست نموده و ايمان را در قلبشان بوجود آورد.
 براستي شيوة انبيا همين است كه براي رساندن كلمة حق راهي را تلاش كنند آن حضرت  صلي الله عليه و سلم  برای هدایت تمام دنيا مبعوث گرديده بودند و امتشان قائم مقام آن حضرت مي‌باشند.
نبی مکرم اسلام (ص)مي‌خواستند كه تمام جهانيان اسلام را قبول كنند پس وقتي كه ما تابع و قائم مقام او هستيم اين فريضه بر ما نيز عائد مي‌شود كه هميشه خير خواه همديگر باشيم و بهترين چيز در دنيا خير خواهي آخرت است اگر كسي خلافي را انجام مي دهد او را با شفقت و مهرباني نصيحت كنيم.

چگونه نصيحت كنيم?
نصيحت بايد از روي محبت و همدردي و برای خیرخواهی باشد نه برای رفع مسئوليت، نصیحت توأم با خیرخواهی روش انبيا است، آنها همانند پدر، دلسوزانه به فرزند نصيحت مي‌كردند ، پدر هرگز معتقد به اين نيست كه من جهت اداي مسئوليت نصيحت مي‌كنم خواه فرزندم به بهشت برود يا به جهنم. و همين روش انبيا است.لذا امت نيز جانشين پيامبران‌اند بر آنها نيز  فرض است كه يكديگر را نصيحت به خير و امر به معروف و نهي از منكر كنند تا امت بر راه راست استوار گردند.
 بايد از سخنراني حضرت يوسف پند گرفت و از كوچكترين موقعيت استفاده کرده نصيحت نمود و ايمان را در دلها مستقر نمود و  وظیفه ما نيز همين است كه از كمترين موقعيت براي گفتن كلمة حق دريغ نورزيم و از آن كوتاهي نكنيم البته با شفقت و محبت، يوسف عليه السلام  اين روش را دنبال نمود و خداوند آنرا نقل فرمود و بعنوان وحي بر پيامبر گرامي اسلام نازل نمود گويا بوسيلة پيامبر  صلي الله عليه و سلم  روش دعوت حضرت يوسف را بما آموزش مي‌دهد كه رساندن دين فرض است همچنانكه يوسف دو نوجوان گمراه زنداني را راهنمايي نمود.

زيباترين روش نصيحت
زيباترين روش نصيحت آنست كه در تنهايي انجام گيرد زيرا نصيحت در ملاعام كمتر از فضيحت نيست به همين سبب در حديثي آمده‌است كه آن حضرت  صلي الله عليه و سلم  در جمع صحابه حضور داشتند كه در اين اثنا از كسي بادي خارج شد آن حضرت فرمودند هر كس وضو ندارد در مجلس ما حضور نداشته باشد بلند شدن براي آن بيچاره مشكل بود زيرا اگر بلند مي‌شد خجل مي‌گشت آن حضرت دو مرتبه اين جمله را تكرار نمود باز هم جرأت بلند شدن را ننمود سپس حضرت عباس رضي الله عنه عرض نمود يا رسول الله! اجازه بدهيد تا همة ما وضو بگيريم. چنانچه آن حضرت نيز اجازه دادند و بدين ترتيب آبروي او نيز محفوظ ماند لذا اگر درجمع خواسته باشيد كسي را نصيحت كنيد او را با اسم ياد نكنيد چون نصيحت در ملاعام كم از  فضيحت نيست. در رابطه با خلاف و اشتباهاتي كه از كسي سرزد مي‌شد عادت شريف آن حضرت اين بود كه مردم را به مسجد فرا مي‌خواند و طي سخنراني مي فرمود: (ما بال قوم يفعلون كذا و كذا)
چه شده‌است كه مردم چنين كارهايي را انجام مي‌دهند و صراحتا اسم كسي را بميان نمي‌آوردند لذا در هنگام نصيحت ضروري است كه باعث شرمندگي طرف نشود بلكه بايد با شفقت و محبت صورت گيرد.

نصيحت كار علما تنها نيست
وعظ و سخنراني حضرت يوسف را بيان نمودم زيرا كه همين فريضه و روش كار بر ما نيز عائد مي‌گردد كه متاسفانه ما آنرا ترك نموديم و جو طوري ساخته شده‌است كه همه مي‌گويند نصيحت كار علما است. اين اشتباه است بلكه علما و عوام هر يك بحد وسع خود بايد اين را مسئوليت خود دانسته و وظيفة خود را كامل كنند يكي از نتايج خوب آن اين خواهد بود كه وقتي انسان ديگري را نصيحت كند حد اقل اثرات صحبتهاي او اين خواهد شد كه خودش به آن مبتلا نشود زيرا با خود خواهد گفت با چه رويي ديگران را نصيحت كنم حالانكه خودم به آن مبتلا هستم لذا نصيحت كردن هم به گوينده و هم به شنونده اثر خواهد گذاشت لذا امر بمعروف و نهي از منكر و رساندن حق و تبليغ از ضروريات دين و بر هر مرد و زن مسلمان لازم است.
به همين سبب بنده سخنراني حضرت يوسف را بيان نمودم زيرا وعظ اوست كه هم بايد شنيد و هم بايد به آن جامه عمل پوشيد. اميدوارم با اين توضيحاتي كه دادم و وقت شما را گرفتم مقصد برايتان واضح گرديده باشد كه امر به معروف و نهي از منكر و رساندن دين بايد عام گرديده و هميشه و در همه جا بر سرزبانها باشد اميد است كه خداوند بر ادامة آنچه كه مفيد و مورد رضايت اوست توفيق عطا فرمايد ، آمين يا رب العالمين.   

فرازی از سخنرانی مولانا محمد طیب رحمه الله
ترجمه:عبدالغني شيخ جامي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.