مشابهت جهان امروز با گذشته در این ست که معرکه ها و میادین مقابله حق و باطل از نو شعله ور شده است. آزمایش و امتحان از سر و به نحوی دیگر در جریان است، تا اهل حقیقت از افراد ناسره جدا شوند و روز عاشوراء این درسهای پربار را برای اهل ایمان دارد و فریاد بر می آورد که با خدا باشید و بر او توکل نمایید، یقینا یاری و پشتیبانی خواهید شد و دشمنانتان از بین خواهند رفت و سلطنت و قوتشان در هم خواهد شکست.

در ماه مبارك محرم روز گرانقدر و پر بركتی وجود دارد که داراي منزلت و حرمتي ديرينه است، پيامبران الهي همه اين روز را روزه مي گرفتند، روز دیگری سراغ نداریم که همه پیامبران مانند روز عاشوراء آن را روزه گرفته باشند، اين روز، روز توبه و انابت است و اين ها همه گویای منزلت و ارزش اين روز است. چنانچه خداوند، توبه حضرت ابراهيم( علیه السلام ) را در این روز پذيرفت و توبه حضرت يونس( علیه السلام ) را نيز در این روز قبول كرد. از سيدنا علي بن ابي طالب( رضی الله عنه ) روايت شده که نبي رحمت( صلی الله علیه و سلم ) فرمودند: «إن کنتَ صائمًا شهرًا بعدَ رمضان فَصُم المحرمَ؛ فإنه شهرُ الله، وفیه یوم تاب الله فیه على قوم ویتوب على آخرین» اگر خواستي بعد از روزهاي رمضان روز ديگري را روزه بگيري، محرم را روزه بگير، چرا كه آن ماه خداست و در اين ماه روزي وجود دارد كه خداوند در آن توبه قومي را پذيرفته و توبه ديگران را نيز خواهد پذيرفت.( امام احمد و ترمذي )
در این فرموده نبي رحمت( صلی الله علیه و سلم ) در اين حديث كه « ویتوب على آخرین» نكته اي است كه سايرين را وادار و تشويق به توبه خالصانه در این روز براي كسب مغفرت و رحمت خداوند می کند،  که آنان نیز آرزو کنند همانگونه كه  خداوند توبه ديگران را مي پذيرد، توبه و رجوع آنها را نيز پذيرا باشد.
از اين رو ما هم از خداوند مي خواهيم توبه ما را بپذيرد و ما را ببخشد و بيامرزد و اين دعا را تكرار مي نماييم:
رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنْ الْخَاسِرِينَ (23)” (الأعراف).
عاشوراء روزیست كه خداوند حضرت نوح را از غرق شدن نجات داد و كشتي اش را بر كوه جودي جاي داد، حضرت نوح به شكرانه نجات خود و مؤمنين قومش اين روز را روزه گرفت.
اين روز روزي ست كه پروردگار متعال حضرت موسي و قومش را از شر فرعون رهانید، موسي( علیه السلام ) و قومش به قدرداني این نعمت عاشوراء را روزه گرفتند. امام بخاري و مسلم  از عبداله بن عباس(رضی الله عنهما)
 نقل كرده اند: نبي رحمت ( صلی الله علیه و سلم ) به مدينه تشريف آوردند و دیدند يهوديان روز عاشوراء را روزه مي گيرند. از آنها پرسیدند: شما براي چه اين روز را روزه مي گيريد؟ گفتند: اين روز بزرگواري ست كه خداوند موسي و قومش را از دست فرعون نجات داد و فرعون و قومش را غرق كرد، از اين رو ما آن را روزه مي گيريم. پيامبر فرمودند: ما از شما به موسي حق دارتر و نزديك تر هستيم. پيامبر آن روز را روزه گرفته و فرمان دادند تا سايرين نيز روزه بگيرند.
در مسند امام احمد نقل شده: گفته اند اين روز روزي ست كه خداوند حضرت موسي و قوم بني اسرائيل را از غرق شدن نجات داد و فرعونیان را غرق کرد و اين روز، روزي ست كه كشتي حضرت نوح بر كوه جودي قرار گرفت، حضرت نوح و موسي( علیهما السلام ) به شكرانه نجات يافتن، روزه گرفتند و رسول خدا( صلی الله علیه و سلم ) فرمودند: ما به موسي و روزه اين روز حق دار تر  مي باشيم، سپس ياران خود را امر كردند تا اين روز را روزه بگيرند.
از سیرت رسول خدا ثابت شده که ایشان مشتاق روزه عاشوراء بوده و آن را روزه می گرفتند و یاران و اطرافیان خود را ـ قبل از فرضیت روزه رمضان ـ به روزه داشتن این روز وا می داشتند و بعد از فرضیت ماه رمضان نیز آن را روزه می گرفتند، حتی در سالی که از این دنیا رحلت نمودند روز عاشوراء را روزه گرفتند.
وقایع اتفاق افتاده‌‌‌‌ در این روز مبارک را به یاد می آوریم و نیز مژده‌‌‌‌‌ها و تأییدهایی که برای اهل حق و پیروان آن‌ها به همراه دارد، و یادآور می شویم ارزشهای ایمانی ای که باعث تقویت ایمان می شود ، هم‌‌‌‌چنین منظره‌‌‌‌ی نجات مؤمنان به فرماندهی حضرت موسی علیه السلام در حالی که به خاطر حفظ دین و عقیده‌‌‌‌ و وابستگی‌‌‌‌شان به امر ربانی، از ظلم فرعون و لشکریان او فرارکرده بودند، و به خاطر می‌سپاریم آنجا که خداوند می‌فرماید: «وَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِی إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ (۵۲) فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدَائِنِ حَاشِرِینَ (۵۳) إِنَّ هَؤُلَاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِیلُونَ (۵۴) وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ (۵۵) وَإِنَّا لَجَمِیعٌ حَاذِرُونَ (۵۶) فَأَخْرَجْنَاهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ (۵۷) وَکُنُوزٍ وَمَقَامٍ کَرِیمٍ (۵۸) کَذَلِکَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِی إِسْرَائِیلَ (۵۹) « (ما به موسی وحی کردیم که شبانه بندگان (مؤمن بنی‌اسرائیل) مرا (از مصر) کوچ بده. شما حتماً تعقیب می‌شوید. پس فرعون (مأمورانی) به شهر‌ها فرستاد تا (نیرو) جمع کنند (و جلو ایشان را بگیرند). این‌ها (که قصد فرار و تجمّع و تقویت در جای دیگری را دارند) گروه اندک و ناچیزی هستند. ‏آنان ما را بر سر خشم می‌آورند. ‏ما گروهی هستیم محتاط. و ما آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سار‌ها بیرون راندیم. و (ایشان را) از میان گنج‌ها و کاخهای مجلّل (به در کردیم). این چنین (شد که بنی‌اسرائیل پیروز گشتند) و آن‌ها را میراث بنی‌اسرائیل کردیم(.
آنگاه که مومنین به فرمان خدا گوش فرا دادند، فرعون سرکش بدنبال آنها براه افتاد تا که نزدیک بود بر لبه ی دریا آنها را دستگیر نماید. قرآن معرکه ی نبرد حق و باطل را با ویژگی ها و صفات هر یک و  فرجام هر کدام به روشنی بیان می نماید. حال به کلام خداوند گوش فرا بده که چه می فرماید:
“فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ (60) فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ (61) قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ (62) فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ (63) وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ (64) وَأَنْجَيْنَا مُوسَى وَمَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ (65) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ (66) إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (67) وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (68). (فرعون و فرعونیان) بنی‌اسرائیل را تعقیب کردند و به هنگام طلوع آفتاب بدیشان رسیدند. هنگامی که هر دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: ما (در چنگال فرعونیان) گرفتار می‌گردیم (و هلاک می‌شویم). ‏‏ (موسی) گفت: چنین نیست. پروردگار من با من است. (قطعاً به دست دشمنم نمی‌سپارد و به راه نجات) رهنمودم خواهد کرد. ‏به دنبال آن به موسی پیام دادیم که عصای خود را به دریا بزن. (وقتی عصا را به دریا زد) دریا از هم شکافت، و هر بخشی همچون کوه بزرگی گردید. و در آنجا دیگران را (نیز به موسی و بنی‌اسرائیل) نزدیک گرداندیم. موسی و جملگی همراهان او را نجات دادیم. ‏‏سپس دیگران را غرق کردیم. ‏بی‌گمان در این (ماجرای نجات مؤمنان و غرق کافران) درس عبرت بزرگی است ولی اکثر آنان ایمان نیاوردند. ‏بی‌گمان پروردگار تو با عزّت و توانا، و با محبّت و مهربان است.)
پیروان حضرت موسی وقتی به لشکر فرعون ، قدرت و قوت نظامی آنها و اسلحه هایی که به همراه داشتند، نگریستند و به دستان خالی خود نگاه کردند، رو به موسی کرده فریاد برآورند «ما دستگیر می شویم» و این نشأت گرفته از ضعف ایمان و کمی یقین و عدم گمان نیک به خدا است.
قوم موسی به خاطر یقین اندک آنان نسبت به خداوند و ایمان ضعیفشان، فریاد زدند «انا لمدرکون» دریا جلوی چشم آنها بود و این خود می توانست عامل تباهی گردد و فرعون ستم پیشه نیز در پی آنها بود، اگر بنی اسرائیل همانجا باقی می ماندند فرعون آنها را از بین می برد، از این رو قوم موسی گفتند: (فرعون) ما را دستگیر می نماید.
اما کسی که یقینش راسخ  بود، مطلبی را بیان کرد که برای اهل حق درسی بزرگ بود و راه رستگاری و نجات را راضح نمود. موسی با گفتاری نشأت گرفته از اعتماد کامل به خداوندی که همه چیز در کائنات در اختیار او ست، فریاد برآورد: كلا إنَّ معي ربى سيهدين.
او یقین داشت که خداوند بدو پشت نمی کند و او را به حال خود رها نمی سازد. یقین و اعتماد به خدا تمام قلبش را فراگرفته بود و به او تلقین می کرد که نصرت خداوند نزدیک است و بخشش خداوند، بندگان مؤمنش را شگفت زده خواهد کرد. از قدرت و توانایی فرعون ستمگر نترسید و خود را نباخت. بلکه به ریسمان خداوند متعال چنگ زد و به زبان یقین سخن گفت: پروردگارم با من است. و او مرا یاری خواهد کرد. و اینگونه است که به ناگه بخشش خداوندِ بخشنده، بندگان مؤمن را در بر می گیرد و فرود می آید و نصرت خدا از جایی انسان را در می یابد که گمان آن را نمی کند و یا توقع آن را ندارد.و چیزی که آنها آن را وسیله هلاکی و تباهی می دانستند، عامل نجات و رستگاری شد. فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ”.به دنبال آن به موسی پیام دادیم که عصای خود را به دریا بزن. (وقتی عصا را به دریا زد) دریا از هم شکافت، و هر بخشی همچون کوه بزرگی گردید.
بار خدایا تو پاک و منزه هستی، تو معبود برتر هستی . وقتی بندگان به تو امید داشته باشند و به تو توکل کنند و خالصانه تو را بپرستند، آنها را نا امید نمی نمایی.
مشابهت جهان امروز با گذشته در این ست که معرکه ها و میادین مقابله حق و باطل از نو شعله ور شده است. آزمایش و امتحان از سر و به نحوی دیگر در جریان است، تا اهل حقیقت از افراد ناسره جدا شوند و روز عاشوراء این درسهای پربار را برای اهل ایمان دارد و فریاد بر می آورد که با خدا باشید و بر او توکل نمایید، یقینا یاری و پشتیبانی خواهید شد و دشمنانتان از بین خواهند رفت و سلطنت و قوتشان در هم خواهد شکست. فرزندان و پیروان امت ما امروزه شدیداً نیاز به این دارند تا قلوب خود را از یقینی به مانند یقین موسی پر نمایند تا با صدایی رسا فریاد بزند: قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ. و نیز در قلوب خود ایمان و استقامتی به مثابه ی ایمان و پایداری محمد و یارانش جای دهند. “الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ (172) الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ (173) فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ (174) إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (175)” سورة آل عمران. ‏کسانی که پس از (آن همه) زخمهائی که خوردند و جراحتهائی که برداشتند، فرمان خدا و پیغمبر را اجابت کردند برای کسانی از آنان که (چنین کار) نیکی کردند و (از نافرمانی خدا و رسول ترسیدند و) پرهیز نمودند، اجر و پاداش بس بزرگی است. ‏‏ آن کسانی که مردمان بدیشان گفتند: مردمان (قریش برای تاختن بر شما دست به دست هم داده‌اند و) بر ضدّ شما گرد یکدیگر فراهم آمده‌اند، پس از ایشان بترسید؛ ولی (چنین تهدید و بیمی به هراسشان نینداخت؛ بلکه برعکس) بر ایمان ایشان افزود و گفتند: خدا ما را بس و او بهترین حامی و سرپرست است. سپس آنان با نعمت بزرگ (شهامت و عافیت و استقامت و بردن ثواب جهاد) و فضل و مرحمت سترگ خداوند برگشتند، و حال آنکه هیچ گونه آسیبی بدیشان نرسید، و رضایت خدا را خواستند و خداوند دارای فضل و کرم سترگی است. ‏‏این تنها اهریمن است که شما را از دوستان خود (با پخش شایعات و سخنان بی‌اساس) می‌ترساند، پس (از آنجا که شما به خدا ایمان دارید، بیباک و دلیر باشید و) از آنان مترسید و از من بترسید اگر مؤمنان (راستین) هستید. ‏
ما به خدا اعتماد راسخ داریم و قلوب ما به آسمانها سرک می کشند و یقین داریم که خداوند بعد از این سختیها آسانی و گشایشی را خواهد آورد و نصرتش نزدیک است و قطعا بندگانش را در خواهد یافت و چه بسا که این رخداد نزدیک باشد.
بر اساس روایات روزه روز عاشوراء کفاره گناهان یک سال گذشته می باشد. وقتی صحابه از رسول خدا ( صلی الله علیه و سلم ) در مورد فضیلت و ارزش معنوی روزه عاشوراء سوال کردند، نبی رحمت( صلی الله علیه و سلم ) فرمودند: کفاره گناهان سال گذشته می باشد و در روایت دیگری آمده: امید دارم که خداوند آن را کفاره گناهان سال قبل آن بگرداند.
تلاش برای کسب پاداش، سلف صالح و نیکوکردار ما را برآن داشت تا این روز را روزه بگیرند و آنان در هر حال چه در سفر و یا در حضر آن را روزه می گرفتند که از آن میان می توان به عبدالله بن عباس و امام زهری اشاره نمود. زهری گفته است: اگر از رمضان بنا بر عذر شرعی روزی فوت شد می توان بعدا قضایی روزه گرفت. اما اگر روزه عاشوراء فوت شود، از دست می رود. و امام احمد نیز بر این تاکید داشتند که روز عاشوراء را حتی اگر در سفر بودید نیر روزه بگیرید.
روزه روز عاشورا دارای سه درجه است،  کامل ترین درجات این ست که فرد یکروز قبل و یک روز بعد از آن را نیز روزه بگیرد و شخصی که بدین نحو روزه گیرد انشاء الله اجر کامل را از آن خود می نماید.
دومین درجه اینست که یک روز قبل یا یک روز بعد از آن را روزه بگیرد، مثلا با دهم محرم، نهم یا یازدهم را روزه بگیرد و این همان روزه ای است که رسول خدا برای مخالفت با یهود آن را مدنظر داشتند.
و سومین درجه اینست که فقط روز عاشورا را روزه گرفته و با روزه گرفتن این روز می توان همان اجری را که رسول خدا بدان بشارت داده ،یعنی کفاره گناهان یک روز، را از آن خود نمود.
عادات دادن اطفال و کودکان به روزه گرفتن عاشوراء از صحابه نقل شده است و با این کار فرزندان هم زودتر به خواسته های والدین جواب داده و هم به انجام عبادت و طاعت مشتاق تر و کوشاتر می شوند، نباید فقط آنان را امر کرد، بلکه باید آنها را در روزه روز عاشوراء با خود همگام ساخت. امام بخاری و مسلم از ربیع بنت معوذ نقل کرده اند که پیامبر( صلی الله علیه و سلم ) صبح روز عاشوراء شخصی را  به سمت قبایل انصار اطراف مدینه فرستاده و فرمودند: هر کس امروز را روزه داشته، روزه اش را کامل نماید و هر کس صبح چیزی خورده بقیه روزش را از خوردن و نوشیدن دست بکشد.ما همه بعد از این روزه می گرفتیم و فرزندان کوچک خود را نیز تشویق به روزه می کردیم و آنها را با خود به مسجد برده و عروسک هایی از پشم برای آنها درست می کردیم و اگر یکی از آنها بخاطر غذا به گریه می افتاد، فقط وقت افطار به او غذا می دادیم. و در روایتی دیگر آمده برای آنها اسباب بازی هایی از پشم درست می کردیم و آنها را با خود می بردیم و هرگاه از ما غذا می خواستند اسباب بازی ها را به آنها می دادیم تا با آنها سرگرم شوند و  روزه شان را کامل نمایند.
در این روایت اشاره ای  شفاف به شدت علاقه صحابه به روزه روز عاشوراء و درک فضیلت و منزلت آن شده است. آنها می دانستند روزه این روز چه منزلت والا و رفیعی دارد، لذا خود روزه گرفته و فرزندان خردسال خود را نیز تشویق به روزه می کردند.
نکته دیگر این حدیث  گویای مسئولیت خطیر والدین در تربیت فرزندان در مورد طاعات و عبادات و انجام وظایف دینی می باشد و گرچه انجام عبادت بر کودکان لازمی نیست، اما باید چنان فرزندان را عادت داد که بر سرشت دینی رشد و نمو نموده و بر همین سرشت پرورش یابند، تا زمانی که به سنین بزرگسالی می رسند انجام عبادات بر آنها سخت جلوه ننماید و در زمان رسیدن به سن بلوغ و رشد به آن عادت داشته و بر انجام آن توانا باشند.
این حدیث نامه ای سرگشاده به هر پدر و مادری ست که از خدا می ترسند و مشتاق به کسب اجر می باشند و ارزو دارند که فرزندان شان بر طاعت و بندگی خدا رشد کنند. پس دست فرزندت را بگیر و او را با خود به سمت مسجد و کارهای خیر ببر.و او را درحالی که خود به سمت خدا گام بر می داری در زیر بالهای خودت جای بده و همانگونه که به رشد جسمی و فیزیکی او اهتمام می ورزی و توجه داری نسبت به رشد معنوی و ایمانی او نیز دقت نظر داشته باش.
باز هم این بخش از کلام الهی را تکرار کنیم: رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا
خداوند از ما و شما تلاش های دینی مان را پذیرا باشد و ما را بر طاعت و بندگی خود نصرت نماید و بر نبی رحمت ومعلم بشریت درود بفرستد.
برگرفته شده از سایت الاخوان المسلمون
نگارنده: أســـامـة جـادو
مترجم: واحد ترجمه انوار وب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.