سخن از ابوبکر صدیق رضی الله عنه ، سخن از اصالت و اخلاق است، من اگر از هر یک از شخصیت‌های جهان دو بار برای شما سخن بگویم می‌گوید کافی است. اما اگر از صبح تا شب و از شب تا صبح در مورد قصه غار صحبت کنم و باز فردا همین قصه را بگویم […]

سخن از ابوبکر صدیق رضی الله عنه ، سخن از اصالت و اخلاق است، من اگر از هر یک از شخصیت‌های جهان دو بار برای شما سخن بگویم می‌گوید کافی است. اما اگر از صبح تا شب و از شب تا صبح در مورد قصه غار صحبت کنم و باز فردا همین قصه را بگویم اصلا خسته نمی‌شوید.

سخن از ابوبکر صدیق رضی الله عنه ، سخن از اصالت و اخلاق است، من اگر از هر یک از شخصیت‌های جهان دو بار برای شما سخن بگویم می‌گوید کافی است. اما اگر از صبح تا شب و از شب تا صبح در مورد قصه غار صحبت کنم و باز فردا همین قصه را بگویم اصلا خسته نمی‌شوید.

علت چیست؟

علتش این است که قرآن نام ابوبکر صدیق را جاودانه کرده است و انسان از تکرار قرآن خسته نمی‌شود و شکفتی‌های این کتاب کهنه و دست دوم نمی‌شود. قرآن شوخی نیست، سخن قطعی است. قرآن دیدگاه‌های ابوبکر را جاودانه کرده است. می‌فرماید:

«إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّـهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّـهَ مَعَنَا  فَأَنزَلَ اللَّـهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَىٰ  وَكَلِمَةُ اللَّـهِ هِيَ الْعُلْيَا  وَاللَّـهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»

اگر پیامبر را یاری ندهید، یقیناً خدا او را یاری می دهد؛ چنان که او را یاری داد هنگامی که کافران از مکه بیرونش کردند در حالی که یکی از دو تن بود، آن زمان هر دو در غار [ثور نزدیک مکه] بودند، همان زمانی که به همراهش [ابوبکر]  گفت: اندوه به خود راه مده خدا با ماست. پس خدا آرامش خود را [که حالت طمأنینه قلبی است] بر پیامبر نازل کرد، و او را با لشکریانی که شما ندیدید، نیرومند ساخت، و شعار کافران را پست تر قرار داد، و شعار خداست که شعار والاتر و برتر است؛ و خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.پس ابوبکر با این جایگاه باعث شده است که همواره سیرت او را مرور کنیم.

و نیز می فرماید:

«وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى  الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّىٰ »

و به زودی پرهیزکارترین [مردم] را از آن دور می دارند.

من از کودکی‌ام همواره می‌پندارم ابوبکر سرمایه‌دار بوده است. مگر نه این است که همۀ مال خود را به پیامبر صلی الله علیه و سلم داد؟ مگر زمانی که خلیفه شد به علت حقوق کم که کفاف زندگی‌اش را نمی‌کرد به بازار پارچه فروشان نرفت، که باز صحابه حقوقش را افزایش دادند؟ اما ما همیشه فکر می‌کنیم او سرمایه‌دار بودند است، چرا؟ چون همواره مال خود را در راه خدا خرج می‌کرد و هر کس در راه خدا انفاق کند، در ذهن ما سرمایه‌دار نمایان می‌شود.

گذشته از این، وقتی به سیرت ابوبکر صدیق می‌نگریم، می‌بینیم در جاهلیت هم سیرت عظیمی داشت. او بدین خاطر که اسلام بین انسان‌ها مساوات برقرار می‌کند و موجب آزادی بردگان می‌شود مسلمان نشد. او مرد شریفی بود که دیه مردم را می‌پرداخت. وقتی کسی را ضمانت می‌کرد قریش سخنش را می‌پذیرفتند و در قوم خود جایگاه بزرگی داشت.

ابن دغنه به او گفت: کسی مانند تو نباید از مکه اخراج شود؛ تو صله رحم را به جا می‌آوری، مهمان نوازی می‌کنی، به نیازمندان می‌رسی، و به مردم کمک می‌کنی. ابن حجر رحمه الله می‌فرماید: عجیب است که سخن ابن دغنه و ام‌المومنین خدیجه رضی الله عنها یکی است.

ما، در مورد ابوبکر سخن می‌گویم، از مردی حرف می‌زنیم که جان خود را قبل از مالش در راه اسلام بخشید. بله، انسان به راحتی مال می‌دهد، اما جان دادن مشکل است. اما ابوبکر رضی الله عنه قبل ازمال، جان داد. به همین خاطر وقتی مردم را به اسلام خواند قریش آمدند و او را چنان زدند که تمام بدنش از خون قرمز شد. وقتی یقین کردند که مرده است رهایش کردند. زمانی که به هوش آمد چی گفت؟ فرمود: پیامبر در چه حال است؟ مادرش «ام الخیر» را فرستاد تا از «ام جمیل» حال پیامبر صلی الله علیه و سلم را بپرسد. وقتی ام‌جمیل آمد، ابوبکر رضی الله عنه پرسید: حال پیامبر چگونه است؟ فرمود: خوب است، همانطور  که تو می‌خواهی. و اکنون در «دار‌ابن‌ارقم» است. ام جمیل و ام‌الخیر زیر شانه‌هایش را گرفتند و او را به سختی نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم بردند. دل پیامبر صلی الله علیه و سلم  به حال ابوبکر سوخت. ابوبکر سخنی تاریخی گفت: «ای پیامبر! هر اتفاقی اگر برای شما نیفتد کوچک است.» بعد ببینید چه درخواستی از پیامبر صلی الله علیه و سلم دارد. می‌گوید: «این زن، مادرم است. زن خوبی‌ست. خواهش می‌کنم از او بخواهید که مسلمان شود.» پیامبر صلی الله علیه و سلم از ام‌الخیر می‌خواهند مسلمان شود و او هم می‌پذیرد. ابوبکر  شخصیتی بود که فرصت‌ها را از دست نمی‌داد.

 

دکتر یونس ریحان

ترجمه: انوار تی وی