مسئله شر در عالَم، تاریخی به بلندای عمر انسان دارد. از آنجا که این بحث بسیار گسترده و عمیق است و در این مختصر نمی‌گنجد، به طور فشرده به چند نکته‌ی اساسی اشاره می‌کنیم: 1ـ نگاه عقلانی در برابر نگاه عاطفی مهم‌ترین ایرادی که بر منتقدان وارد می‌شود، این است که آنان مسئله‌ی شر را […]

مسئله شر در عالَم، تاریخی به بلندای عمر انسان دارد.
از آنجا که این بحث بسیار گسترده و عمیق است و در این مختصر نمی‌گنجد، به طور فشرده به چند نکته‌ی اساسی اشاره می‌کنیم:
1ـ نگاه عقلانی در برابر نگاه عاطفی
مهم‌ترین ایرادی که بر منتقدان وارد می‌شود، این است که آنان مسئله‌ی شر را از منظر عاطفی می‌نگرند و نگاه عقلانی را کنار می‌گذارند. حال آن‌ که باید جهان طبیعت را با عقل و خرد تحلیل کرد، نه با احساسات؛ چه ‌بسا از دید عاطفی، کاری بسیار اخلاقی و حکیمانه نیز زشت جلوه کند، در حالی که عقل آن را نیکو می‌داند. برای نمونه پدر و مادری که گاه فرزند خود را از خواسته‌ای باز می‌دارند، در نگاه عاطفی ممکن است بی‌رحم جلوه کنند. اما عقل می‌گوید: این محرومیت موقت، به سود آینده‌ی فرزند است و مانع آسیب‌های بزرگتر می‌شود.
2ـ محدودیت دانش انسان در برابر اسرار آفرینش
دانسته‌های ما در برابر نادانسته‌ها بسیار ناچیز است. آنچه از اسرار آفرینش می‌دانیم، در برابر آنچه نمی‌دانیم، همچون قطره‌ای در برابر اقیانوسی بی‌کران است. از این‌رو اگر فلسفه‌ی وقوع طوفان، زلزله یا بیماری را درنیابیم، نمی‌توانیم کل آن را مورد انتقاد قرار دهیم. در گذشته پدیده‌هایی را شر و زیان‌ بار می‌پنداشتیم، اما امروزه در پرتو پیشرفت علم، فواید بسیاری از آن‌ها آشکار شده است.
برای نمونه، زمانی گریه‌ی نوزاد را امری خطرناک می‌دانستند؛ اما امروزه می‌دانیم که گریه برای نوزاد نوعی ورزش حیاتی است: دستگاه تنفس او را فعال می‌کند، گردش خون را بهبود می‌بخشد، بافت‌های بدن را تغذیه می‌کند و رطوبت‌های اضافی مغز را که ممکن است موجب عفونت شوند، خارج می‌سازد.
با این مقدمه روشن می‌شود که قضاوت ما درباره‌ی پدیده‌ها همواره ناقص است، و از همین جاست که باید به این پرسش بپردازیم: آیا اساساً شر مطلق وجود دارد؟
3ـ شر مطلق وجود ندارد
هیچ شرّی، شرّ مطلق یا بالذات نیست؛ چه‌ بسا در درون هر شر، خیری نهفته باشد که ما از آن بی‌خبر باشیم. از آن دسته فیلسوفان الحادی که چنین می‌پندارند باید پرسید: از کجا می‌دانید این شر بیهوده است؟ از کجا می‌دانید برای فرد مصیبت‌دیده خیر و رشد معنوی در پی ندارد؟ آیا بر همه‌ی ابعاد و نتایج آن احاطه‌ی کامل دارید؟
4ـ انواع شر:
شرور به دو دسته تقسیم می‌شوند:
شرور طبیعی مانند بیماری، زلزله، طوفان و خشک‌سالی که در نگاه نخست، ریشه در اعمال اختیاری انسان ندارند.
شرور اخلاقی که از ظلم، ستم و رفتار نادرست انسان پدید می‌آیند.
حال باید گفت: شرور طبیعی، لازمه‌ی جهان مادی‌اند؛ زیرا جهان طبیعت بر پایه‌ی تضاد و تزاحم استوار است. در این عالم، گرگ گرسنه برای زنده ماندن حیوان دیگر را می‌درد و خشکسالی سبب نابودی بخشی از موجودات می‌شود. چنین تضادهایی اگر نباشند، جهان مادی نیز نخواهد بود.
انسان البته می‌تواند با شناخت قوانین طبیعت، خود را از بسیاری از این آسیب‌ها در امان نگه دارد. در حقیقت، خداوند یا باید از آفرینش عالَم مادی صرف‌نظر می‌کرد، یا شرّ اندک را فدای خیر فراوان می‌نمود. اگر جهان را به عنوان «یک کل منسجم» بنگریم، در آن شرّی نخواهیم یافت.
در مورد شرور اخلاقی هم باید گفت: خداوند به انسان اراده آزاد داده است. اگر قرار بود خداوند جلوی شرور اخلاقی را بگیرد، دیگر آزادیِ اراده معنایی نداشت و انسان تبدیل به موجودی مجبور و بی‌اختیار می‌شد. بنابراین خود انسان باید تصمیم بگیرد که در چه مسیری می‌خواهد قدم بگذارد؛ البته این بدان معنا نیست که خداوند انسان را رها کرده است، بلکه خداوند در کنار آزادی انتخاب، راهنمایانی همچون پیامبران را جهت هدایت بشر روانه کرد.
5ـ نگاه اندیشمندان غیرمسلمان به مسئله شر
برخی متفکران غربی نیز به نکاتی مشابه اشاره کرده‌اند.
گیلیان رزماری اوانز(Gillian Rosemary Evans)، استاد دانشگاه کمبریج می‌گوید: بسیاری از خوبی‌ها، محصول شرور هستند؛ همان‌گونه که لذت سیر شدن تنها پس از تجربه‌ی گرسنگی معنا می‌یابد.
ویلیام لین کریگ(William Lane Craig)، فیلسوف و نویسنده آمریکایی نیز اظهار می‌کند: «نمی‌دانم چه تناقضی میان وجود خدا و وجود شر پنداشته می‌شود؟ در واقع هیچ تعارض حقیقی میان این دو وجود ندارد.
جمع‌بندی
در نگاهی جامع می‌توان گفت شرور، بخشی از نظام کلی هستی‌اند و وجودشان در خدمت تحقق خیر و کمال جهان است. بسیاری از سختی‌ها عامل رشد، آگاهی و استحکام روح انسان‌اند. همان‌گونه که در تاریکی ارزش نور آشکار می‌شود، در وجود رنج‌ها نیز معنای خیر و نیکی روشن‌تر می‌شود.
منابع:
1ـ مشکلة الشر و وجودالله؛ سامی عامری
2ـ برهان شر و پاسخ به شبهات؛ جمع‌آوری: مرکز هدایت

  • نویسنده : مصطفی احمدي