تعطیلات شیرین ترین بخش زندگی ایرانی جماعت هست، و به برکت دعا بزرگتر های ما که می گفتند : شاد باشی فرزندم ، تعطیلات، این پدیده شادی بخش هم در زندگی ما به وفور وجود دارد. تا دلت بخواهد، هنوز از خستگی این یکی در نیامده ای که باید به استقبال تعطیلات دیگری بروی. ظاهرالامر […]

تعطیلات شیرین ترین بخش زندگی ایرانی جماعت هست، و به برکت دعا بزرگتر های ما که می گفتند : شاد باشی فرزندم ، تعطیلات، این پدیده شادی بخش هم در زندگی ما به وفور وجود دارد. تا دلت بخواهد، هنوز از خستگی این یکی در نیامده ای که باید به استقبال تعطیلات دیگری بروی.

ظاهرالامر تعطیلات رسمی درج شده در تقویم ـ گرچه رکورددار دنیا هستیم ـ  تعداد شان نسبت به تعطیلات واقعی کم است. اما به قول وزیر دربار  طنز «قهوه تلخ» خطاب به سفیر فرانسوی: ما ایرانی ها یک ماه قبل از نوروز و یک ماه بعد از آن تعطیل هستیم. و این گفته در مورد تمام تعطیلات صدق می کند چه آنکه معمولا ما چند روز قبل از هر تعطیلات را به مقدمه چینی و بحث و مباحثه در مورد تعطیلات هنوز نیامده سپری می کنیم و چند روز بعد از تعطیلات را هم به تعریف مفصل یا مجمل تعطیلاتی که گذشته، می پردازیم.

قطعا توجه کردید که فرهنگ کوچه بازار ما به گونه ایست که به کوچکترین بهانه ای در صدد آنیم تا به مخاطب خود بفهمانیم که ما به تفریح رفته ایم. به عنوان نمونه: آقای «الف» امسال تعطیلات به شیراز رفته است. از سفر برگشته و رفته نانوایی نان بگیرد. از قضا، یکی از مشتری ها، خرده ایرادی به نان ها می گیرد. سریعا و بدون هیچ گونه مقدمه ای آقای الف میگوید:  آقا! ما امسال با خانواده رفتیم شیراز، جایی نگه داشتم تا برم از نانوایی نون بگیرم. واقعا حلالشون! چه نونی داشتند. از برخورد مردم و بوق زدن ها و دیگر بهانه ها برای یادآوری و تحلیل، تا دلتان بخواهد در همیان مان داریم. اینک می خواهم چند توصیه ای پیرامون یک سفر خوب و دلچسب یاد آور شوم.

چنانچه گفتم، سفر یکی از جذاب ترین بخش های زندگی هر فرد هست و سفر و دیدن امکنه و جاهای تاریخی ـ تفریحی، درس های زیادی برای هر فرد دارد چون می تواند با فرهنگ اقوام گونا گون آشنا شود و به عوامل صعود و سقوط هر ملت پی برد. آری! سیاحت و سفر بود که توانست آثار ماندگاری چون گلستان و بوستان سعدی را برای بشر به ارمغان آورد.
خود سعدی در مورد تاثیر سفر بر رفتار و کردار شخص می سراید:
           بسیار سفر باید تا پخته شود خامی  /  صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی

متاسفانه در نگاه بعضی افراد، سفر یعنی رهایی از تمام قیود و بندهای فرهنگی و اجتماعی  که قبل از سفر  به نحوی اجبارا ملزم به رعایت آنها بوده است. برخی گاها با رفتار و برخورد ناشایست خود در هنگام سفر، با دیگر فرهنگ ها و قومیت ها، سعی در خود ابرازی دارند، غافل از این مهم که خود آنها معرف و سفیر فرهنگی قوم و شهر خود در دیار مقصد هستند. همچنین متاسفانه بعضی از ما در سفر به بهانه های واهی در مسائل عبادی و دینی خود کوتاهی می ورزیم.

از این رو ذکر چند نکته در این زمینه خالی از فایده نخواهد بود:
1- سعی کنیم جایی برای سفر انتخاب کنیم که علاوه بر راحتی جسم و ایجاد خاطرات خوش، بار فرهنگی و معنوی هم داشته باشد. فرد مؤمن با نگریستن به هر طرف و دیدن هر چیزی، جلوه ای از رحمت ایزد را در آن به نظاره می نشیند و از رؤیت آن به عظمت جلال و قدرت باریتعالی پی می برد، چنانچه خداوند در مورد صفات بندگان خاص خود می فرماید: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ  ، الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ، رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ.»( مسلّماً در آفرینش (عجیب و غریب و منظّم و مرتّب) آسمانها و زمین، و آمد و رفت (پیاپی، و تاریکی و روشنی، و کوتاهی و درازی) شب و روز، نشانه‌ها و دلائلی (آشکار برای شناخت آفریدگار و کمال و دانش و قدرت او) برای خردمندان است. کسانی که خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان افتاده (و در همه‌ی اوضاع و احوال خود) یاد می‌کنند و درباره‌ی آفرینش (شگفت‌انگیز و دلهره‌انگیز و اسرارآمیز) آسمانها و زمین می‌اندیشند (و نقشه‌ی دلربا و ساختار حیرتزای آن، شور و غوغائی در آنان برمی‌انگیزد، و به زبان حال و قال می‌گویند:) پروردگارا! این (دستگاه شگفت کائنات) را بیهوده و عبث نیافریده‌ای؛ تو منزّه و پاکی (از دست یازیدن به کار باطل!)، پس ما را (با توفیق بر انجام کارهای شایسته و بایسته) از عذاب آتش (دوزخ) محفوظ دار.)
چنانچه شاعر نیز با تاسی از انوار این آیات می سراید:
هر گل و برگی که هست، یاد خدا می‌کند  /  بلبل و قمری چه خواند، یاد خداوندگار
برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش    /   هر ورقی دفتریست، معرفت کردگار
یا آنجا که باباطاهر واله و شیدای دوست شده می گوید:
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم   /  به دریا بنگرم دریا ته وینم
بهر جا بنگرم کوه و در و دشت  /  نشان روی زیبای ته وینم

2- تا حد امکان سعی شود قبل از سفر نسبت به شهر مقصد اطلاعات کافی و وافی بدست آورده و نسبت به پیشینه ی فرهنگی و ارزش های اجتماعی آن سرزمین و آن قوم معلوماتی حاصل کرد، چرا که ابتدایی ترین وجه تباین دو قوم،  اختلاف ارزش ها می باشد. چنانچه خداوند متعال در مبحث خلقت انسان و تنوع قومی و فرهنگی می گوید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»، (ای مردمان! ما شما را از مرد و زنی (به نام آدم و حوّاء) آفریده‌ایم، و شما را تیره تیره و قبیله قبیله نموده‌ایم تا همدیگر را بشناسید (و هر کسی با تفاوت و ویژگی خاص درونی و بیرونی از دیگری مشخّص شود، و در پیکره‌ی جامعه انسانی نقشی جداگانه داشته باشد). بی‌گمان گرامی‌ترین شما در نزد خدا متّقی‌ترین شما است. خداوند مسلّماً آگاه و باخبر (از پندار و کردار و گفتار شما، و از حال همه‌کس و همه چیز) است.)

 3- پایبندی به نماز های یومیه و اهتمام به تلاوت قرآن و اذکار روزانه. این نکته به نحوی پر واضح هست که هیچ کس نسبت بدان ناآگاه نبوده و بی توجهی بدان ها زیبنده مسلمان نیست.

 4 – اجتناب از اهانت به دیگر فرهنگ ها و قومیت ها، اقوام و مذاهب: خود ابرازی یک از معضلات فرهنگی هست، اینکه فرد خود و قومیتش را از سایرین برتر دانسته و به دیگر روش و منش ها نگاهی استهزاء گونه داشته باشد. اخوت و برادری از جمله پیام هایی ست که اسلام به عناوین متعدد و با الفاظ گوناگون بدان امر نموده است و در سوره حجرات بعضی از عوامل از بین برنده ی آن را ذکر نموده که یکی از آن ها استهزاء و به سخره گرفتن دیگران اعم از شخصیتی یا فرهنگی می باشد. آنجا که می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ‌ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرً‌ا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرً‌ا مِّنْهُنَّ  وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ  بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ  وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُولَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»، « ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگری را استهزاء کنند، شاید آنان بهتر از اینان باشند، و نباید زنانی زنان دیگری را استهزاء کنند، زیرا چه‌بسا آنان از اینان خوبتر باشند، و همدیگر را طعنه نزنید و مورد عیبجوئی قرار ندهید، و یکدیگر را با القاب زشت و ناپسند مخوانید و منامید. (برای مسلمان) چه بد است، بعد از ایمان آوردن، سخنان ناگوار و گناه‌آلود (دالّ بر تمسخر، و طعنه زدن و عیبجوئی کردن، و به القاب بد خواندن) گفتن و بر زبان راندن! کسانی که (از چنین اعمالی و اقوالی) دست برندارند و توبه نکنند، ایشان ستمگرند (و با سخنان نیشدار، و با خرده‌گیریها، و ملقّب گرداندن مردم به القاب زشت و توهین‌آمیز، به دیگران ظلم می‌کنند). »

و یا حتی اگر به معابد و کنیسه ها و عبادت گاه های سایر ادیان هم سر زدیم، مبادا باد به غبغب انداخته و به معبوادن و شعائر دینی آنها، هر چند که از نظر جهان بینی ما باطل و محکوم به عدم صحت می باشند، ناسزا گفته و یا کوچکترین اهانتی بکنیم و این فرموده پروردگار ست که امر نموده:« وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» ( ای مؤمنان!) به معبودها و بتهائی که مشرکان بجز خدا می‌پرستند دشنام ندهید تا آنان (مبادا خشمگین شوند و) تجاوزکارانه و جاهلانه خدای را دشنام دهند. همان گونه (که معبودها و بتها را در نظر اینان آراسته‌ایم) برای هر ملّتی و گروهی کردارشان را آراسته‌ایم. (هرکسی کار خود را زیبا می‌بیند. بزهکار بر اثر تکرار گناه قبح آن در نظرش زدوده می‌شود و بر اثر وسوسه‌ی شیطانی و نفسانی زشت زیبا جلوه‌گر می‌گردد. به هر حال) عاقبت بازگشتشان به سوی خدایشان است و خدا آنان را از آنچه کرده‌اند آگاه می‌سازد (و پاداش و پادافره نیکان و بدان را خواهد داد.

5 – کمک رسانی و همدردی با دیگران: هیچ مسیری بدون خطر نیست، قطعا در هر راهی افتاده ای هست که نیاز دارد شما  دست او را بگیرید. چنانچه باریتعالی در راه ماندگان را یکی از مستحقین زکات و افراد قابل ترحم می داند و فرمان می دهد: «وَآتِ ذَا الْقُرْ‌بَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرْ‌ تَبْذِيرً‌ا»، « حق خویشاوند را (از قبیل: صله‌ی رحم و نیکوئی و مودّت و محبّت)، و حق مستمند و وامانده‌ی در راه را (از قبیل: زکات و صدقه و احسان)، بپرداز، و به هیچ وجه باد دستی مکن.  » و با اندک تاملی در سیره نبی رحمت نیز به این مهم می توان دست یافت که یکی از حقوق راه، گرفتن دستِ در راه ماندگان و گم شدگان هست، آنجا که در مورد حقوق راه به یاران خویشتن فرمودند: «أ َنْ تَغُضُّوا الْبَصَرَ وَتَهْدُوا الضَّالَّ وَتَرُدُّوا السَّلَامَ» « از جمله حقوق راه فروبستن چشمان و راهنمایی کردن گم کرده راه و جواب سلام را دادن، می باشد. »

6- حفظ محیط زیست و طبیعت. رعایت نظافت و حفظ محیط از ابتدایی ترین دستوراتی ست که اسلام بدان تشویق نموده و حتی آن را بخشی از دین و ایمان بر شمرده است و جدای از آن، عقل سلیم نیز بدان حکم می نماید، چرا که زیبایی و تمیزی، خواسته و مطلوب هر اندیشه پاک هست. بر هر فرد ضروری ست که نسبت به پیرامون خود احترام بگذارد و در حفظ طبیعت اعم از کوه و جنگل و دریا کوشا باشد. نبی رحمت فرمودند: بُنِيَ الدِّينُ عَلَى النَّظَافَةِ ( دین بر نظافت و تمیزی بنا نهاده شده است) یا در روایت ترمذی آمده است: : «إِنَّ اللَّهَ طَيِّبٌ يُحِبُّ الطَّيِّبَ، نَظِيفٌ يُحِبُّ النَّظَافَةَ، كَرِيمٌ يُحِبُّ الكَرَمَ، جَوَادٌ يُحِبُّ الجُودَ، فَنَظِّفُوا – أُرَاهُ قَالَ – أَفْنِيَتَكُمْ وَلَا تَشَبَّهُوا بِاليَهُودِ» « خداوند پاک ست و مال پاک را دوست دارد، و پاکیزه هست و پاکیزگی را دوست دارد، بزرگوارست و بزرگواری را می پسندد، بخشنده هست و بخشندگی را دوست دارد، اطراف خانه هایتان را تمیز نگه دارید. و به یهود مشابهت ننمایید»

 7 – رعایت کردن  نکات ایمنی و پایبندی به قوانین راهنمایی و رانندگی: از قدیم گفته اند: احتیاط شرط عقل هست.
و به گفته پروین اعتصامی:
مرو راهی که پایت را ببندند  /   مکن کاری که هشیاران بخندند
از این رو احتیاط در سفر و حفظ نکات ایمنی و پایبندی به قوانین راهنمایی و رانندگی لازمه یک سفر جذاب و جالب هست. قطعا همه می دانیم که بی توجهی به قوانین و فرامین راهنمایی و رانندگی نشأت گرفته از ضعف فرهنگی  بوده و می تواند خطر آفرین باشد، اما نکته دیگری که از دید بسیاری از ما مغفول مانده اینست که سهل انگاری و یا نادیده گرفتن قوانین راهنمایی و رانندگی گناه نیز می باشد، در این زمینه منِ تازه به مکتب رفته عنان مطلب را به نوشته استاد مفتی محمد تقی حفظه الله می سپارم. ایشان می نویسند: مراعات نکردن قانون راهنمایی و رانندگی به چندین اعتبار گناه است: یکی به اعتبار اینکه خلاف وعده عمل کردن است. دوم به این اعتبار که زیر پا نهادن قانون راهنمایی و رانندگی که ایجاد نظم و ترتیب و پیشگیری از حوادث و سوانح می باشد را مضمحل می سازد اگر زیر پا گذاشتن قانون راهنمایی و رانندگی به کسی ضرر برسانید مسئولیت آن در دنیا و آخرت بر عهده شما می باشد.(خطبه های اصلاحی تربیتی155/3)

در پایان شعری از شیخ اجل سعدی پیرامون وصف بهار را به عنوان حُسن ختام مرور می کنیم:
باد بهاری وزید، از طرف مرغزار    /     باز به گردون رسید، ناله هر مرغ‌زار
سرو شد افراخته، کار چمن ساخته   /   نعره زنان فاخته، بر سر بید و چنار
گل به چمن در برست، ماه مگر یا خورست   /    سرو به رقص اندرست، بر طرف جویبار
شاخ که با میوه‌هاست، سنگ به پا می‌خورد    /    بید مگر فارغست، از ستم نابکار
شیوه نرگس ببین، نزد بنفشه نشین      /         سوسن رعنا گزین، زرد شقایق ببار
خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع     /      ناله موزون مرغ، بوی خوش لاله‌زار
هر گل و برگی که هست، یاد خدا می‌کند      /      بلبل و قمری چه خواند، یاد خداوندگار
برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش         /        هر ورقی دفتریست، معرفت کردگار
وقت بهارست خیز، تا به تماشا رویم      /       تکیه بر ایام نیست، تا دگر آید بهار
بلبل دستان بخوان، مرغ خوش الحان بدان     /    طوطی شکرفشان، نقل به مجلس بیار
بر طرف کوه و دشت، روز طوافست و گشت     /     وقت بهاران گذشت، گفته سعدی بیار

به قلم: عصمت الله تیموری