جمعه, 17 ارديبهشت 1400
شناسه خبر:473

اندر فوائد سفر

  • انداز قلم

مر او را سيه روز بايد شمرد **** كه يكجا بزاد و بماند و بمرد
تحرك و تكاپو و يا به تعبير ساده‌تر "سفر" تنها خصلت انسان نيست، بلكه خصیصه مشترکی است بین انسانها و بسیاری موجودات. با این تفاوت که  آنچه سایر موجودات را وادار به سفر مي كند غرائزي همچون سير كردن شكم‌ و بقاي نسل است که بسا اوقات براي تحصل آن مسافت‌هاي چند هزار كيلومتري را طي مي‌نمايند.

شايد همين انگيزه بعضي انسان‌ها را وادار به سفر كند، اما نمي‌توان آن را به عنوان انگيزه‌ي نهايي بر شمرد.
سفر يكي از خواسته‌هاي فطری بشر هست كه دوست دارد در حد توان خود ـ كم يا زياد ـ  به سياحت پردازد و از محيط پيرامون خود بهره و لذت ببرد.
سفر، مي‌تواند نقطه‌ي عطفي در زندگي انسان باشد و تحولات بزرگي در او بوجود آورد و اين يك حقيقت‌ست كه آب اگر در مكاني بدون تحرك و جريان باقي بماند از خاصيت طبيعي آن كاسته مي‌شود. در مورد انسان نيز همين قانون صدق مي‌كند كه اگر از لحاظ فكري و جسمي در تحرك و جنب و جوش نباشد نمي‌تواند نقش خود را به عنوان يك عضو مفيد جامعه ايفا كند.
دقيقي همين عبارت را چنين در بند كشيده است:
من اين جا دير ماندم خوار گشتم  ***** عزيز از ماندن دايم شود خوار
چو آب اندر شمر بسيار ماند *****  شود طعمش بد از آرام بسيار
در مورد ضرورت سفر براي انسان، فقط به يك همه‌پرسي كه از افراد مسن در برنامه «چاپ شصتم» صورت گرفت اشاره مي‌كنم كه از آنها پرسيده بودند كه حسرت چه چيزي از عمرتان را مي‌خوريد؟ و دوست داشتيد چه كاري بيشتر انجام مي‌داديد؟ جواب اكثر آنها اين بود: « كاش بيشتر سفر مي‌رفتيم.»
از اين رو برآن شدم تا اشاره ای هر چند كوتاه به  فوايد سفر داشته باشم.
1- تجربه
اولين فايده‌اي كه سفر براي انسان در بر دارد، كسب تجربه است. شايد انسان بتواند در عرصه داد و ستد و لابه‌لاي صفحات زندگي تجربياتي براي خودش كسب كند، اما يقينا سفر، بخاطر مشكلات و سختي‌هايي كه دربر دارد تجربيات كم نظيري را در اختيار انسان قرار مي دهد. گرچه امروزه به بركت تكنولوژي و پيشرفت، انسان در سفر با مشكلات عديده‌اي دست و پنجه نرم نمي‌كند اما باز هم سفر،  نگراني‌ها و اضطرابات خودش را دارد. تحمل گرسنگي، تشنگي، دوري از دوستان و...
انسان در سفر مجال مبارزه با بسياري از خطرها و ريسك‌ها را مي‌يابد و مي‌تواند در مواجهه با هريك، توشه‌اي از تجربه براي خود بيندوزد. حميدالدين مي‌سرايد:
سفر ار چند پر خطر باشد ****‌   خطر مرد در سفر باشد
قيمت و رونق و بها نارد  *****  آن گهرها كه در مقر باشد
2- كشف استعدادها و اخلاق
انسان در سفر به بسياري از استعدادهاي دروني و ذاتي خود پي مي‌برد و مي‌تواند آنها را كشف نموده بروز دهد و اصلا خودِ سفر كه اصالتا واژه‌اي عربي مي‌باشد، به همين معناست. چنانچه« ابن منظور ـ كه روحش شاد بادـ» در" لسان العرب" مي ‌نويسد: «سفر را از آن سو سفر گفته‌اند كه اخلاق و استعدادهاي پوشيده را آشكار مي كند.»
 از قديم گفته‌اند:  «دوست را در سفر بايد شناخت» و از آنجا كه انسان در سفر با مشكلات و حالات گوناگوني مواجه مي شود، سفر سنگ معيار و ميزان سنجشي براي شناخت كاملش به حساب مي آيد.
به گفته شيخ اجل سعدي:
بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي  **** صوفي نشود صافي تا در نكشد جامي
3- زدودن غم و اندوه
يكي ديگر از دستاوردها سفر،  رها شدن از غم و اندوه مي‌باشد. بر همگان روشن است كه زندگي ماشيني امروزي گرچه براي رفاه انسان پايه‌ريزي شده اما پيامدي جز پريشاني و افسردگي نداشته است.
مشكل مسكن، تحصيل فرزند، آينده‌ي شغلي و .... از زمره مواردي هستند كه بدون استثنا همه با آنها دست و پنجه نرم مي‌كنند و بازكساني‌هستند كه مشكلاتي فراتر از اين دارند. که گفته‌اند: «هر كه بامش بيش برفش بيشتر.»
سفر باعث مي‌شود تا انسان با ديدن مناظر جذاب و طبيعت‌ دلكش و جاهايي كه قبلا نديده از آن حالت روحي و رواني خارج شده و غم و اندوه‌ خود را براي مدتي هر چند گذرا فراموش كند.
نصرالله فلسفي مي‌گويد:
سفر آزموده كند مرد را  *** هم از دل براند غم و درد را
ز گيتي بد و نيك بنمايدش ****  و زان گنج دانش بيفزايدش
4- عبرت گرفتن
پند گرفتن از حالات و سرگذشت پيشينيان يكي از مواردي‌ست كه هر فرد عاقل بايد مد نظر داشته باشد تا بتواند در همه حال از نيك آن بهره برده و از بد آن دوري گزيند.
انسان با ديدن آثار اقوام مختلف و متعدد مي‌تواند از تمدن و ميراث برجاي مانده‌ي آنان  استفاده كرده و از نيك فرجامي و يا سوء خاتمه آنها درس عبرت بگيرد. چنانچه خداوند نيز در كلام پاك خود بدين نكته اشاره دارد. در آيه يازده سوره انعام مي‌فرمايد: «قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ»
بگو اي پيمبر به سير و سفر  *** نمايند خاك زمين را نظر
ببينند تا عاقبت آن امم ***   كه پيوستن آنان راه ستم
چگونه كشيدند فرجام كار ***  بگشتند به قهر ايزد دچار
يكي از نمونه‌هاي مشهود آن را در سفر خاقاني مي‌توان ديد، وي زماني كه از سفر حج باز مي ‌گشت با ديدن "ايوان مدائن" كه روزگاری داراي جلال و شكوهي بوده و خاقاني آن را ويرانه‌اي بيش نديد چنين سرود:
هان اي دل عبرت بين از ديده نظر كن هان **** ايوان مدائن را آيينه عبرت دان
يك ره ز لب دجله منزل به مدائن كن **** و زديده  دوم دجله بر خاك مدائن ران
5- تدبر در خلقت خداوند
پي بردن به خلقت خداوند و انديشيدن درآن، يكي از نكات مثبت در جهان بيني اسلامي‌ست بگونه‌اي كه خداوند نيز در كلام بي مثال خود بدان امر مي‌كند و در جاهاي متعدد مي‌گويد: آيا اينها نمي‌بيننند؟!، تفكر نمي‌كنند؟!، نمي انديشند؟!.
يكي از راه‌هاي  تدبر در خلقت خداوند، سفر است كه انسان با رفتن و سير كردن در زمين و با ديدن موجودات متعدد و مشاهده دريا و كوه و در و دشت به عظمت و بزرگي او پي مي‌برد كه خداوند به چه سان دريايي با اين وسعت و كوهي با چنين صلابت و زميني با اينگونه وسعت را مسخر انسان قرار داده تا او بتواند با رفاه بيشتر طي مسير كند.
چنانچه مي‌فرمايد:« قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ »
بگو پس نماييد سير و  سفر **** نماييد خاك زمين را نظر
كه چون خلق كردست روز نخست *** چگونه همه چيز كرده درست
شاید بی مناسبت نباشد بیان خاطره یکی از دوستان از اجدادش ـ که خدایش رحمت کندـ همو که در طول حیات یک قرنی اش در یکی از روستاها، روستای کناری را ندیده بود! حال آنکه فاصله این دو روستا فراتر از پنج کیلومتر نیست. و در جواب این سوال که چرا تا به حال به آن روستا نرفته اید؟ گفته بود: مسیرم نیفتاد!
همان دوست از قول همان جدش نقل می کرد که از طی نمودن مسافت روستا تا مزرعه به وجد آمده گفته بود: آدمیزاد مرغ پرنده، دیشب در ده و امشب در مزرعه! در حالی که فاصله(ده و مزرعه) چندصد متری بیش نبوده است!
و در آخر :
در سفر آنکس به مقصد می رسد می ایستد***** من سفر را دوست دارم مقصد من رفتن است
عصمت الله تیموری