الحمدلله و كفي والصّلوة والسّلام علي الّذين اصطفي خصوصاً علي سيّدنا و نبيّنا محمدٍ المصطفي و علي آله المجتبي و صحبه ائمّة الهدي
اما بعد: قال الله تعالي في محكم كتابه: لقد رضي الله عن المؤمنين اذ يبايعونك تحت الشّجرة فعلم ما في قلوبهم فانزل … الآيه. آيه ي 18 سوره ي فتح

و قال تعالي: والسّابقون الاوّلون من المهاجرين و الانصار و الّذين اتّبعوهم باحسان رضي الله عنهم و رضوا عنه… الآيه. آيه ي 100 سوره ي توبه
و قال رسول الله صلي الله عليه و سلم : الله الله في اصحابي لاتتّخذوهم غرضاً من بعدي فمن احبّهم فبحبّي أحبّهم و من أبغضهم فببغضي أبغضهم.
از آيات كريمه ي قرآن مجيد و حديث شريف فوق بخوبي فضيلت و مقام ياران رسول خدا صلي الله عليه و سلم اعمّ از مهاجرين و انصار رضي الله عنهم دانسته مي شود. آنانكه خداوند متعال از ايشان اعلان رضايت و خوشنودي نموده و وعده ي بهشت جاوداني داده، و رسول خدا صلي الله عليه و سلم محبت با ايشان را نشانه ي محبت با ذات گرامي خويش و بغض و كينه با آنان را بغض و كينه با ذات مطهر خود دانسته اند.
چنين رادمرداني وارسته و بهشتي كه وصف آنان در تورات و انجيل نيز به گواهي قرآن مجيد آمده است، نيازي به توصيف هيچ بنده ي عاجز و ناتوان خاكي ندارند؛ اما با توجه به اينكه بسياري از برادران و خواهران فارسي زبان متاسفانه از قرآن و حديث آگاهي چنداني ندارند و اگر هم بطور جسته گريخته چيزي از بعضي افراد عربي دان شنيده اند شناخت و معرفي كامل و درستي از ياران پيامبر نبوده است؛ نياز به معرفي آن بزرگمردان به زبان فارسي احساس مي شد كه به لطف و فضل الهي سعي خواهد شد اين نقيصه تا حدودي برطرف گردد. ان شاء الله
در ابتداي اين سلسله يكي از ده يار بهشتي رسول اكرم صلي الله عليه و سلم كه مشهور به امين الامة بودند يعني ابوعبيده رضي الله عنه را معرفي مي نماييم:

نام و نسب:
عامر بن عبدالله بن الجرّاح ابن هلال بن أهيب بن ضبة بن الحارث بن فهر القرشي ابو عبيدة بن الجرّاح الفهري؛ ( ابن كثير\ البدايه و النهايه ج 5 ص 169)
بنا به نوشته ي ابونعيم اصفهاني « وهيب» بجاي «اهيب» آمده است. ( معرفة الصحابةلأبي نعيم الأصبهاني – (2 / 115))
ومادرأبوعبيدة أم غنم بنت جابر بن عبد بن العداء بن عامر بن عميرة بن وديعة بن الحارث بن فهر، وگفته شده أميمة بنت غنم بن جابر بن عبد العزى است. ( معرفة الصحابةلأبي نعيم الأصبهاني – (2 / 115))
اسلام آوردن:
يكي از پنج نفري هستند كه در يك روز به دست صديق اكبر(ابوبكر صديق رضي الله عنه) ايمان آوردند كه عبارتند از: عثمان بن مظعون و عبيده بن حارث و عبدالرحمن بن عوف و ابوسلمه بن عبدالاسد و ابوعبيده بن جراح رضي الله عنهم ( ابن كثير ج5 ص 169)

هجرت:
همراه با مهاجران اول به حبشه هجرت كرده و سپس به مدينه ي منوره؛ در مدينه ي منوره پيامبر صلي الله عليه و سلم بين او و سعد بن معاذ و بنا به قولي بين او و محمد بن مسلمه رضي الله عنهم عقد اخوت بست. ( ابن كثير البدايه و النهايه ج5 ص 169)

شركت در ميادين جهاد:
در همه ي جهادها و غزوه ها از بدر گرفته تا پايان عمر مبارك رسول الله صلي الله عليه و سلم همراه ايشان شركت داشت.( ابن كثير البدايه و النهايه ج5 ص 169)
در غزوه ي بدر پدرش كه مشرك بود هر بار جلوي ابوعبيده رضي الله عنه را مي گرفت كه با او بجنگد و ابوعبيده رضي الله عنه مسيرش را منحرف مي كرد و از او دور مي شد. وقتي ديد پدرش دست بردار نيست به او حمله ور شد و او را كشت. در همين مورد خداوند متعال آيه ي كريمه ي «لاتجد قوماً يؤمنون بالله و اليوم الآخر يوادون من حاد الله ورسوله ولو كانوا آباءهم أو أبناءهم أو إخوانهم أو عشيرتهم أولئك كتب في قلوبهم الإيمان. آيه ي 22 مجادله » را نازل فرمود.( حلية الأولياء – (1 / 52)) ترجمه: نمي يابي قومي را كه ايمان به خدا و روز آخرت داشته باشند و دوستي و مودت كنند با كساني كه با خدا و رسولش دشمني كنند و لو اينكه پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا خويشاوندانشان باشند. اين گروه ايمان در دلشان ثبت شده است.
در غزوه ي احد وقتي كه مشركان به پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم حمله بردند و بر اثر ضربه اي به كلاه خود آنحضرت صلي الله عليه و سلم حلقه هاي كلاه در دو طرف چهره ي مبارك فرو رفت حضرت ابوبكر رضي الله عنه خواست آن را درآورد اما ابوعبيده رضي الله عنه او را سوگند داد كه اين كار را به او واگذار كند و خودش با دندان يكي از حلقه ها را بيرون كشيد كه بر اثر آن يكي از دندانهاي جلويش كنده شد. حلقه ي دومي را هم با دندان كشيد كه باعث كنده شدن دندان ديگر شد. اما اين افتادن دندانهاي جلو زيبايي خاصي به ابوعبيده رضي الله عنه بخشيد. (معرفة الصحابة لأبي نعيم الأصبهاني – (2 / 121))
پس از وفات پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم نيز در زمان صديق اكبر رضي الله عنه تحت فرماندهي خالد بن وليد رضي الله عنه به جهاد مشغول بود تا اينكه حضرت عمر رضي الله عنه به خلافت رسيد و خالدبن وليد رضي الله عنه را از فرماندهي لشكر عزل و ابوعبيده رضي الله عنه را به عنوان فرمانده ي لشكر تعيين فرمود.
علت عزل خالد بن وليد رضي الله عنه از طرف حضرت عمر رضي الله عنه چنين بيان شده است كه من خالد را به خاطر خيانت و سستي در انجام وظيفه عزل نكردم بلكه به خاطر اصلاح عقيده ي مردم عزل كردم تا بدانند كه فتح و پيروزي لشكر اسلام از جانب خداوند است و به شخص خاصي بستگي ندارد.
در فتح بيت المقدس هم كه شخص خليفه رضي الله عنه براي صلح رفتند فرمانده ي يكي از لشكرهاي اسلام ابوعبيده رضي الله عنه بود.

فضائل و مناقب:
امام بخاري رحمه الله از انس بن مالك رضي الله عنه روايت مي كند كه رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمودند: ” لكل أمة أمين وأمين هذه الامة أبو عبيدة ابن الجراح ” هر امتي اميني دارد و ابو عبيده امين اين امت است. در روايتي ديگر آمده است كه پيامبر اكرم رضي الله عنه خطاب به وفد عبدالقيس نجران فرمودند: ” لابعثن معكم أمينا حق أمين ” فبعث معهم أبا عبيدة. همراه با شما اميني مي فرستم كه حقيقتاً امين است و حق امانتداري را ادا مي كند. و ابوعبيده رضي الله عنه را با آنان فرستاد. ( السيرة النبوية لابن كثير – (4 / 698))
جريان وفد نجران از اين قرار است كه گروهي از مسيحيان قبيله ي عبدالقيس از نجران همراه با دو اسقف بزرگ به نامهاي «عاقب» و «سيد» به مدينه ي طيبه آمدند تا با پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم بحث و مناظره كنند. پس از چند روز بحث و مناظره ي علمي تسليم نشدند تا اينكه خداوند متعال آيه ي مباهله را نازل فرمود كه در آن حكم شده بود از هر دو گروه (مسلمانان و مسيحيان) عده اي با خانواده و زن و فرزند از شهر خارج شده در محلي هر دو گروه دعا كنند كه هر گروهي باطل است به عذاب خداوند گرفتار شود. پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم همراه با حضرات علي و فاطمه و حسن و حسين رضي الله عنهم براي مباهله خارج شدند. مسيحيان هنگامي كه اين چهره هاي نوراني را ديدند به همديگر نگاه كرده و گفتند: اگر با اين گروه روحاني و چهره هاي درخشان و نوراني مباهله كنيم حتماً عذاب خداوند ما را نابود خواهد كرد. بنا بر اين به اداي جزيه راضي شدند و براي پرداخت آن از پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم اميني خواستند كه آنحضرت صلي الله عليه و سلم هم ابوعبيده رضي الله عنه را با آْنان فرستاد.
يكي ديگر از مناقب ابوعبيده رضي الله عنه اين است كه از جمله ي ده يار بهشتي بودند. ابو نعيم اصفهاني رحمه الله در اين مورد حديثي را با چند سند آورده است: حدثنا أبو بكر بن خلاد ، ثنا الحارث بن أبي أسامة ، ثنا قتيبة بن سعيد ، ثنا عبد العزيز بن محمد ، عن عبد الرحمن بن حميد ، عن أبيه ، عن عبد الرحمن بن عوف ، أن النبي صلى الله عليه وسلم قال : « أبو بكر في الجنة ، عمر في الجنة ، علي في الجنة ، عثمان في الجنة ، وطلحة في الجنة ، والزبير في الجنة ، وعبد الرحمن بن عوف في الجنة ، وسعد في الجنة ، وسعيد في الجنة وأبو عبيدة في الجنة » رواه عبد العزيز بن محمد أيضا عن سهيل ، عن أبيه ، عن أبي هريرة ، عن النبي صلى الله عليه وسلم ، وذكر فيه تحرك الصخرة بحراء ، وكذلك رواه معاوية بن صالح ، عن يحيى بن سعيد ، عن سهيل(معرفة الصحابة لأبي نعيم الأصبهاني – (1 / 65))
عبدالرحمن بن عوف رضي الله عنه روايت مي كند كه رسول خدا صلي الله عليه و سلم فرمودند: ابوبكر در بهشت است، عمر در بهشت است، علي در بهشت است، عثمان در بهشت است، و طلحه در بهشت است، زبير در بهشت است، و عبدالرحمن بن عوف در بهشت است، و سعد در بهشت است، و سعيد در بهشت است، و ابوعبيده در بهشت است.

تمناي حضرت عمر رضي الله عنه :
زيد ابن اسلم از پدرش از عمر بن خطاب رضي الله عنهم روايت مي كند كه حضرت عمر رضي الله عنه به ياران فرمود: هر يك از شما تمناي خود را اظهار دارد. از آن ميان شخصي گفت: آرزو دارم كه برايم اين خانه پر از طلا مي شد تا آن را در راه خدا خرج مي كردم. باز هم حضرت عمر رضي الله عنه فرمود: تمنا كنيد. مردي ديگر گفت: آرزو دارم اين خانه پر از در و گوهر و زبرجد مي شد تا همه ي آن را در راه خدا خرج كرده صدقه بدهم. باز هم اميرالمؤمنين رضي الله عنه فرمود: آرزو كنيد. جمع حاضر گفتند: اي امير مومنان نمي دانيم چه آرزو كنيم؟ حضرت عمر رضي الله عنه فرمود: آرزو مي كنم اي كاش اين خانه از مرداني همچون ابوعبيده بن جراح پر مي بود. ( حلية الأولياء – (1 / 52))

اقوال و نصايح:
قتاده روايت مي كند كه ابو عبيده رضي الله عنه فرمود: هيچ انساني سرخ يا سياه، غلام يا آزاد، عجمي يا عربي فصيحي نيست كه من بدانم او از من به تقوا برتر است مگر اينكه دوست دارم خوشه چين او باشم. هشام بن عروه از پدرش روايت مي كند كه عمر بن خطاب رضي الله عنه بر ابو عبيده رضي الله عنه وارد شد (زماني كه ابوعبيده فرماندهر شام بود) ديد كه بر روانداز شترش دراز كشيده و تَنگ آن را بالش كرده است. حضرت عمر رضي الله عنه فرمود: چرا مانند ديگر يارانت زندگي بهتر و مرفه تري انتخاب نكردي؟ عرض كرد: اي امير المومنين اين مقدار امكانات هم مرا به مقصد مي رساند. ( حلية الأولياء – (1 / 52))
ابوعبيده رضي الله عنه در حاليكه در ميان لشكرگاهش قدم مي زد مي فرمود: آگاه باشيد چه بسيارند كساني كه لباسشان را تميز و سفيد مي كنند اما دينشان را آلوده و كثيف مي كنند و چه بسيارند كساني كه (به گمان خود) نفس خود را اكرام و احترام مي كنند در حاليكه (در حقيقت) خواركننده ي آنند، گناهان ناپسند را با نيكي هاي جديد دفع كنيد؛ اگر يكي از شما به اندازه ي بين آسمان و زمين گناه كند سپس عمل نيكي انجام دهد حتماً آن نيكي از آن گناهان بالاتر رفته تا جايي بر گناهان چيره و غالب مي شود.
همچنين درباره ي حالت قلب مومن فرمود: مثال قلب مومن مانند گنجشك است كه هر روز چندين بار به هر طرف مي چرخد. (حلية الأولياء – (1 / 53))

وفات:
در سن 58 سالگي و در سال 18 هجري در طاعون عمواس در محل فحل و بنا به قولي در جابيه در جهاد شام وفات يافت.و معاذ بن جبل رضي الله عنه بر وي نماز خواند و در محل بيسان دفن شد. و نقش مهرش اين بود «الخمس لله» خمس غنيمت از آن الله است. (معرفة الصحابة لأبي نعيم الأصبهاني – (1 / 65))
رضي الله عنه
نوراحمد پاک نیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.