در کشمکش های موجود جهان حساب افراد، نهادها، سازمانها و گروه ها را باید ازحساب ملتها ومردم، تبار و قوم  و دین ومذهب جدا کرد. جنگهای خانمانسوز وعملیات های انتحاری و حملات و شبیخون هایی مکرری که در گوشه  و کنار جهان، برمبنای اهداف وانگیزه های شرم آوری چون خود بزرگ بینی […]

 

 

 

در کشمکش های موجود جهان حساب افراد، نهادها، سازمانها و گروه ها را باید ازحساب ملتها ومردم، تبار و قوم  و دین ومذهب جدا کرد.

جنگهای خانمانسوز وعملیات های انتحاری و حملات و شبیخون هایی مکرری که در گوشه  و کنار جهان، برمبنای اهداف وانگیزه های شرم آوری چون خود بزرگ بینی وتحقیردیگران، طغیان و تجاوز، اشغال وسلطه، تهدید وتحمیل، خشم وغضب، تعصب وتنگ نظری، غدروفریب، ظلم وبی عدالتی، حرص وآز( بیماریهای خطرناک)، در قرن بیست ویکم شدت پیدا کرده است و هر روز بساط آن گسترده ترمیگردد تا جائی که دامن مظلومان راهم فرا گرفته و بردارائی های عامه و نهادهای عام المنفعه هم خسارات وزیان های کمرشکنی بجا می گذارد، باید وسیلۀ برای اهداف ناپاک و نامشروع قرارنگیرد، اگرچه شاید درمواردی ازدین ومذهب وقوم وتباراستفاده های سوئی هم صورت بگیرد.

این وضعیت وحشتناک که برای همۀ بشریت بصورت هولناکی درآمده است باید توسط سازمانهای بین المللی و بیطرف، سازمان ملل و ازجمله سازمانی که مدعی نظارت بر بحران های جهانی است بدون تعصب ریشه یابی گردد.

تا زمانی که بساط دیکتاتوری و خشونت ازجهان برچیده نشود و به رأی وآرای مردم احترام گذاشته نشود و با زد و بند های سیاسی به سرنوشت ملت ها بازی گردد و دستگاه های استخباراتی دست از توطئه برندارند، و کمپانی های بزرگ سلاح سازی فقط به درآمد خود بیاندیشند و یا طرح ها و نقشه های کشتارجمعی و ویران کننده در سر بپرورانند، و شرکت های بزرگ چند ملیتی فقط به سود وسرمایۀ خود فکرکنند و پیمان های نظامی هم درمسابقه با یکدیگرقرار داشته باشند، باید درانتظارچنین وقایعی وحشتناکی بود ( ترور و انتحار و انفجار و آوارگی  و هجرت).

دنیای موجود که دم ازمدرنیته و پیشرفت بشرمیزند ومدعی بلامنازع فتح قله های علم وادب وفرهنگ است وبر تکنیک و تکنولوژی خود جهت آسایش بشرمباهات می کند، و خود را ازچنگال امیال شیطانی تکبروغرور، حرص وحسد، بخل وبغض، اسراف وفضول خرجی رهانیده نمی تواند، چگونه می تواند براین حالت آشفتۀ که بربشریت حاکم گردیده است وعلاوه بر ویرانی و کشتار، اِسترس وافسرده گی نیز از دستآورد های ویرانگرآن است فایق آید. اگر راه و چارۀ برای این معما پیدا نگردد، همانگونه که بشرجنگ های اول و دوم جهانی را تجربه کرده است به جنگ سومی کشیده خواهد شد که جرقۀ آن را کسانی خواهند زد که برای کسی قابل باورهم نخواهد بود وآنگاه بساط همگی جمع خواهد گردید.

از اولین روزهای بعثت پیامبرگرامی اسلام، مسلمانها با تهدید و تخویف وآواره گی وهجرت روبرو بوده اند. مشرکین قریش به طورسیستماتیک به اذیت وآزار و شکنجۀ مسلمین ادامه دادند وبا شهید ساختن اولین زن مسلمان ( سمیه ) به جُرم مسلمان بودن، قصد تروروشهادت پیامبرگرامی اسلام را کردند و رسول اکرم (ص) را وادارنمودند که شب هنگام خانه وکاشانه وشهر و دیارآبائی واقارب و نزدیکان خود را پشت سرگذاشته راه هجرت را درپیش بگیرد.

لیکن جریان تعقیب وگریزبه همین جا خاتمه پیدا نکرد بلکه تا شهادت وترورحضرت عمر(رض) خلیفۀ مسلمین و تا امروزهم ادامه دارد.

ازاولین روزهای آغاز دعوت پیامبر تا زمان فتح مکه وسپس تا دوران تابعین وپس ازآن، هیچگاهی سراغ نمی گردد که اسلام ومسلمین طرح ترور و یا گروگان گیری و یا زندان و یا اعدام کسانی را رویدست گرفته باشند وحتی مشرکین قریش که قدم به قدم مانند سایه، مسلمین را توبیخ وتعقیب کرده وقصد ترور یکایک آنها را دردل می پروراندند، هیچگاهی از جانب اسلام ومسلمین به تهدید وتخویف ویا قتل و ترور و یا عمل بالمثل مواجه نگردیدند.

مکۀ آنروز(قبل ازبعثت)، مرکزقدرت و قوت و ثروت منطقه به حساب می آمد وازخود تشکیلات و بنیاد اجتماعی، سیاسی واخلاقی خاصی داشت و توسط افراد واعضاء وارکانی اداره میشد که هیچ کسی را توان مقابله با آن نبود وهمین زر و زور است که اگربا یک اندیشۀ انسانی، عقلانی و یا ایمانی همراه نباشد می تواند برای جامعۀ بشری فاجعه بار باشد.

در روز فتح مکه همه آن کسانی که درطول آن مدت باعث آواره گی وجنگ و درگیری وکشتارمردم مسلمان گردیده بودند نه تنها مورد عفوعمومی قرارگرفتند بلکه علاوه برآن مأمون و مصون به حساب آمدند.

پسرسردستۀ منافقین (عبدالله ابن ابی) پس ازاین که اطلاع حاصل کرد که برخی عملکرد های منفی پدرش موجب ناراحتی بعضی ازبرادران مسلمانش گردیده است وشاید که طرح وبرنامۀ را برای مجازات پدرش روی دست بگیرند به رسول اکرم ( ص) مراجعه کرد و ازایشان خواست که هرگاه طرح وبرنامۀ برای طرد ویا مجازات ( کشتن ) پدرش رویدست داشته باشند به خودش واگذارکنند تا خود آنرا عملی بدارد زیرا اگر افراد دیگری بخواهند پدرش را مجازات کنند شاید تحت تأثیرعواطف پدرفرزندی قرار گرفته و دردل وی نسبت به برادران مسلمانش کدورتی رونما گردد. رسول اکرم ( ص) برایش اطمینان دادند که هیچ کسی طرح وبرنامۀ برای مجازات پدرش رویدست ندارد وبناءً وی ازناحیۀ پدرمطمئن باشد، وچنانچه تا آخرعمرابن ابی اتفاقی نیفتاد و پس ازمرگ وی رسول اکرم ( ص) درنمازجنازه اش شرکت کردند.

منافقین در زد و بند با مشرکین قریش واقلیت های دینی دیگرهمیشه باعث درد سرهای پیاپی برای مسلمین می گردیدند وخطرات این گروه بخاطرپیوند و ارتباط نزدیکی که با مسلمین داشتند بیشتر از کسانی بود که با مسلمین رو در رو وداخل پیکاربودند.

دربسترتاریخ بشر، هیچ یکی ازادیان الهی وپیروان صدیق شان وازجمله دین مبین اسلام و پیروانش، راه استعمارواستثمار، ظلم وبی عدالتی، و درنهایت خشونت و پرخاشگری را که عامل همۀ بدبختی های موجود بشراست نه تنها نپیموده اند بلکه با تمام قدرت و توان دربرابراین پدیده های نامیمون ایستاده اند، مانند قیام حضرت موسی دربرابرفرعون، زیرا این ها پدیده های شومی اند که ازبیماری های مزمن وخطرناکی ناشی می شوند. بیماری های که ریشه دراهدافی پست ومادی وشیطانی دارد مانند: بنده گی نفس وهوی ( فقط همه چیز را برای خود وتبارخود ….خواستن)، فریب وغدر، طغیان وتجاوز، خود بزرگ بینی وتحقیردیگران، که عامل این همه کشمکش واختلاف ونفاق وجنگ ودرگیری و کشتار و ترور و انفجار و در نهایت انتحاراست.

ولی بالعکس، رهبران وبزرگان و پیروان همۀ ادیان الهی، وازجمله اسلام، وآزادیخواهان واصلاح طلبان جهان، همیشه ازجانب مراکز زر، وزور، وتزویر، درطول تاریخ، وازجانب مکتبها ونهاد ها ودسته جات وگروه های که مدعی پروپا قرص مدرنیته وپیشرفت بوده اند، ویا دولت ها ورژیم های که خود را نمایندۀ نهاد های مدنی دانسته و از میان آن ها سربرآورده اند، مورد هجوم و حمله قرارگرفته وبه ترور و شهادت روبروگردیده اند که نمونه های بارزآنرا درترور، ده ها وصدها انسان مبارزوآزادیخواه واستقلال طلب درسراسرجهان می توان دید.

اعدام های گستردۀ که بنام انقلابات کمونیستی وتحت عنوان عدالت ومساوات ودفاع ازحق این وآن…. در چین و شوروی اتفاق افتاد، اعدام های که توسط فراعنۀ زمان، جان ملیون ها نفرازمردم بیگناه را گرفت، ملیون ها انسان بدست استالین، وپُلپُت ومائو به قتل رسیدند. اینها همه مشت نمونۀ خرواراست که بدست مدعیان کاذب مدنیت و نوآوری و دفاع ازاین و آن حرفهای دروغ وخیالی رُخ داده است.
و یا جنگ های اول ودوم جهانی که ملیون ها انسان را به کام مرگ فروبرد وازکشته ها پُشته ساخت وکشتاربیرحمانۀ که بدست هیتلرانجام یافت، همۀ اینها حکایت ازاین دارد که اوضاع ما انسانها، باهمه این ظاهری آراسته، اقتصادی شکوفا، اجتماعی مرفه، تعمیر و ساختمان و پارکهای زیبا، درهم وبرهم وقابل تشویش ونگرانی است.
به قلم: بهاء الدین ضیائی –  (با اندکی تصرف)
منبع: هرات آنلاین