یکی از جاهایی که دل آدم به لرزه می‌افتد، زمانی‌ست که جلوی آیینه می‌ایستی و می‌بینی تعداد زیادی از موهای سر و صورتت سفید شده‌اند. اینجاست که دل آدم خالی می‌شود و ذهن به تکاپوی می‌افتد. با خودت می‌گویی: انگار همین دیروز بود که کودک بودی و هنوز جملات و حرکات کودکانه‌ات دقیقا در ذهن و بر سر زبانت هستند.

و هنوز هم که با همسن و سالانت می‌نشینی از بازی‌های زمان کودکی و شیطنت‌های مدرسه و مکتب حرف می‌زنی. با خودت می‌گویی: نه، این کسی که جلو آینه ایستاده و موهایش سفید شده‌اند، من نیستم، این خطای دید است!

نه، باور کن خطای دید نیست، این خودت هستی که از خودت عقب مانده‌ای، خودت هستی که نخواستی هم‌پای روزها و سال‌هایی که عمر کردی حرکت کنی.

موی سفید نشانه این‌است که مدت زمان زیادی از عمرت گذشته و باید سر را به گریبان فرو ببری و ببینی که با خودت چه کرده‌ای؟ در توشه‌دان خودت چه اندوخته‌ای؟

اکنون وقت آن است که سعدی‌وار بر خود نهیب زنی که:

ای که پنجاه رفت و در خوابی / مگر این پنج روزه دریابی

تا کی این باد کبر و آتش خشم / شرم بادت که قطرۀ آبی

کهل گشتی و همچنان طفلی / شیخ بودی و همچنان شابی

تو به بازی نشسته و ز چپ و راست / می‌رود تیر چرخ پرتابی

 

البته برای بیدار شدن  نباید منتظر سفید شدن موی سر و صورت بود، چه بسا افرادی بوده‌اند، که به این مرحله نرسیده‌اند و به خاطره‌ها پیوسته‌اند.

از نگاه دینی و عقیدتی ما، موی سفید حرمت زیادی دارد.

خداوند متعال می‌فرماید: قال الله تعالى: {أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ}.. (فاطر: 37) «آیا بدان اندازه به شما عمر ندادیم که در آن هر کس بخواهد بیدار و هوشیار شود، کافی و بسنده باشد؟ و آیا بیم دهنده به پیش شما نیامد؟ پس بچشید. اصلاً برای ستمگران یار و یاوری نیست.»

تعدای زیادی از اهل علم  مانند ابن عباس، عكرمة، امام باقر، قتادة، سفيان بن عيينه رحمهم الله گفته‌اند که منظور از بیم دهنده در این آیه موی سفید است.

پس مویی که بر سر و صورت ما هست هشدار دهنده‌ای‌ست که بخشی از فرصت را از دست داده‌ایم. 

 در حدیثی آمده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده‌اند: موی سفید را از بین نبرید، هر مسلمانی که مویی را در اسلام سفید کند، برایش نوری در قیامت است.

از طرفی دیگر فردی که موی سفیدی دارد باید برای ما قابل احترام و حرمت باشد. در کتب سیرت نقل شده است: در فتح مکه زمانی حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه پدر پیرش را که دارای موهای سفیدی بود برای اسلام آوردن نزد رسول خدا آورد، ایشان فرمودند: این پیرمرد را می‌گذاشتی در خانه‌اش بماند، من پیش او می‌رفتم. 

پس خوشا به سعادت کسی که مویی را در راه بندگی و اطاعت خدا سفید نموده است، امیداست که زمینه بشارت و رفع درجات‌شان نزد خدا گردد. بیاییم حرمت موی سفید خودمان و هر موی سفید دیگری را نگه داریم.

 

عصمت الله پورمحمد تیموری

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.