آری! وقتی از ارزش‌های زیبای دینی خود فاصله می‌گیرم، مجبوریم فرهنگ منسوخی را احیا کنیم که جز افسوس و پشیمانی چیزی برای ما ندارد. «4 کشته، بیش از 2000 زخمی و ده‌ها قطع‌عضو در نیم روز!» نه! اشتباه نکنید، اینها آمار تلفات حملات هوایی به غوطه شرقی نیست، تلفات حوادث رانندگی، سقوط هواپیما، زلزله، طوفان، […]

آری! وقتی از ارزش‌های زیبای دینی خود فاصله می‌گیرم، مجبوریم فرهنگ منسوخی را احیا کنیم که جز افسوس و پشیمانی چیزی برای ما ندارد.

«4 کشته، بیش از 2000 زخمی و ده‌ها قطع‌عضو در نیم روز!»

نه! اشتباه نکنید، اینها آمار تلفات حملات هوایی به غوطه شرقی نیست، تلفات حوادث رانندگی، سقوط هواپیما، زلزله، طوفان، سیل و دیگر بلایای طبیعی هم نیست، این‌ها آمار تلفات یک جشنِ به اصطلاح باستانی است! این، البته همه‌ی آمار هم نیست.

تازه، این آمار، آمار نوید بخشی‌ست، همه ذوق زده‌ایم و خدا را شکر می‌کنیم که به خیر گذشته است! فجیع‌تر از این هم داشته‌ایم و دیده‌ایم. البته آماری رسمی یا غیر رسمی از خسارات مالی منتشر نشده است، چقدر است؟ خدا داند و بس!

سخن از چهارشنبهِ آخر سال، «چهارشنبه سوری» است، جشنی!(جنگی) باستانی. فاجعه‌ای که به دست خودمان، و به اختیار خودمان و صد البته با افتخار! هر ساله بر سر خود می‌آوریم. راستی، به کجا می‌رویم؟ از کدام فرهنگ و کدام پیشینه سخن می‌گوییم؟

اینجا نه طبیعت مقصر است، نه شریعت و نه دولت؛ متهم ردیف اول و مقصر اصلی خودِ ما هستیم، ما خودزنی می‌کنیم، بدجور هم! می‌ریزیم به خیابان، با سلاح دست‌سازمان و می‌جنگیم با خودمان برای هیچ! و می‌سوزانیم خودمان را برای هیچ! و می‌کشیم خودمان را برای هیچ! و بعد هم دم از فرهنگ و تمدن دیرینه می‌زنیم.

قربان بَرم اسلام عزیز را، به پیروانش اجازه جشن و عید داده است، اما با ملاحظه‌ی کرامت و شرافت انسانی، عید فطر و عید قربان را عرض می‌کنم، در این روزها مسلمانان ابتدا دوگانه‌ای می‌گزارند تشکر خدا را، و با هم معانقه‌ای دارند و مصافحه‌ای و آنگاه دید و بازدیدی و گپ و گفتی و خنده‌ای ، آنهم در کمال آرامش.

آری! وقتی از ارزش‌های زیبای دینی خود فاصله می‌گیرم، مجبوریم فرهنگ منسوخی را احیا کنیم که جز افسوس و پشیمانی چیزی برای ما ندارد.

تصورش را بکنید، اگر (خاکم بردهان) این جشن اسلامی بود، فریاد وامصیبتاهِ! کُهَن‌دوستان به کجا می‌رسید؟

✍? حسین سلیمان پور