امروزه طلاق یکی از مهمترین مواردیست که متاسفانه شاهد افزایش آن میباشیم و نگرانیهای کلانی را برای فعالان دینی و اجتماعی بوجود آورده است. نوشتار زیر نگاهی به راهکارهای پیشگیری از طلاق از منظر اسلام دارد. بنا بر آموزههای اسلامي طلاق يكي از منفورترين كارها و آخرين مرحلهايست كه يك شخص در زمانِ به چالش […]
امروزه طلاق یکی از مهمترین مواردیست که متاسفانه شاهد افزایش آن میباشیم و نگرانیهای کلانی را برای فعالان دینی و اجتماعی بوجود آورده است. نوشتار زیر نگاهی به راهکارهای پیشگیری از طلاق از منظر اسلام دارد.
بنا بر آموزههای اسلامي طلاق يكي از منفورترين كارها و آخرين مرحلهايست كه يك شخص در زمانِ به چالش كشيده شدن روابط خانوادگياش ميتواند بكار بندد و بايد آن را به عنوان آخرين گزينهي رهايي مدنظر داشته باشد.
اسلام براي كاسته شدن آمار طلاق و در راستاي جلوگيري از گسستن خانوادهها، فاكتورهايي را ارائه نموده كه بخش عمدهي آنها به خود زن و شوهر باز ميگردد كه با انتخاب عقلمندانه و با پياده كردن و بكار بستن آنها قطعا ميتوان بر استحكام بنياد خانواده افزود و شاهد كم شدن اختلافات خانوادگي و طلاق بود، که چند مورد در ذلی ذکر میشود:
1) ازدواج را يك پيمان و عهد دانستن
خداوند متعال در قرآن پيوند زناشويي را پيماني محكم و وثيق بر شمرده و فرموده است :«أَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا» «و زنان از شما ( به هنگام عقد ) پيمان محكمي گرفتهاند ».
2) ديدن همسر قبل از ازدواج
در متون حدیثی رواياتی وجود دارد مبنی بر اینکه مرد میتواند پیش از ازدواج زن را ببیند. در روايت صحيح مسلم آمده است: شخصي نزد رسولخدا صلی الله علیه و سلم آمد و گفت: اي رسولخدا! من ميخواهم با زني از انصار ازدواج نمايم. رسولخدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: آيا او را ديدهاي؟ وي گفت: نه او را نديدهام. پيامبر خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: برو او را ببين كه در چشم ( بعضي از ) زنان انصار چيزي ( عيبي يا سفيدي ) است. (صحيح مسلم حديث 1424)
3- توصيه به تشكيل محكمه خانوادگي
خداوند ميفرمايد: «وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَماً مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَماً مِّنْ أَهْلِهَا» ( نساء 35) « و اگر ( ميان زن و شوهر اختلافي افتاد و ) ترسيديد ( كه اين كار باعث ) جدائي ميان آنان شود ، داوري از خانواده شوهر ، و داوري از خانواده همسر ( انتخاب كنيد و براي رفع و رجوع اختلاف ) بفرستيد . »
با استناد به روايات فوق اگر داوران از روي آگاهي و به خير حكم كنند، اجري بس عظيم دارند و اگر به خاطر طمع و چشمداشت حق را شناخته يا نشناخته، رأي و حكم ناصواب بدهند، عذاب سخت الهي را در پيش رو خواهند داشت.
4) اهميت دادن به رضايت و نظر طرفين
مشوره و رايزني يكي از نكات مهم در جهانبيني اسلامي است و شريعت همواره بر اين اصرار دارد تا هر تصميمي اعم از فردي، خانوادگي، اجتماعي، اقتصاداي، سياسي و… از اين طريق اتخاذ شود و با پياده كردن چنين سيستمي امكان خطا كاهش مييابد.
خداوند متعال ميفرمايد: «وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ» (شوري28) «و كارشان به شيوه رايزني و بر پايه مشورت با يكديگر است » و يا در جايي ديگر خطاب به پيامبر ميفرمايد: وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ( آل عمران 159) « و در كارها با آنان مشورت و رايزني كن».
از رسولمهرباني نقل شده كه فرمودند: «الْبِكْرُ تُسْتَأْمَرُ وَالثَّيِّبُ تُشَاوَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ الْبِكْرَ تَسْتَحِي قَالَ سُكُوتُهَا رِضَاهَا» ( مسند امام احمد 7131 ) « از زن باكره اجازه گرفته شود و با بيوه مشوره شود. گفته شد: اي رسولخدا! زن باكره از صراحت كلام حيا ميكند. فرمودند: سكوتش بيانگر رضايتش است. »
5) آگاهي به ناشايست بودن طلاق از ديدگاه شرع
يكي از نكاتي كه بنابر روايات اسلامي، انسان مؤمن تا حد توان خود بايد از آن دوري جويد، طلاق است.
گرچه طلاق در دين به عنوان يك راهكار و راه چاره قلمداد شده است، اما از لحاظ رتبه بندي در امورِ جائز يقينا آخرين رتبه را دارد؛ چنانکه پيامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «ما أحل الله شيئا أبغض إليه من الطلاق» ( ابوداود 2177 ) « خداوند چيزي منفورتر از طلاق را حلال نگردانده است ».
و يا فرمودهاند: «منفورترين چيزي كه خداوند حلال گردانده است طلاق ميباشد.»
6) صلاحيت طلاق دهنده
بر اساس فقه و قانون، داشتن صلاحيت و استعداد، لازمهي انجام هر كار است. چنانچه فردي تبحر يا تخصص لازمه در انجام كاري را نداشته باشد، نبايد به انجام آن مبادرت ورزد و يا حتي نظر بدهد.
و نيز آمده: «فيشترط في المطلِّق امور: احدها ان يكون عاقلا فلايصح طلاق المجنون … و ان يكون بالغا فلايقع طلاق الصغير الذي لميبلغ» ( الفقه علي المذاهب الاربعه 4/159 ) « در شخصي كه طلاق ميدهد چند چيز شرط قرار داده شدهاست؛ يكي اينكه عاقل باشد پس طلاق ديوانه واقع نميشود… و ديگر اينكه بالغ باشد، از اينرو طلاق نوجواني كه بالغ نشده واقع نميگردد. ».
7) نگهداري از زن در دوران عدت
اگر در آيات طلاق دقت شود خواهيد ديد كه خداوند اين اختيار را به مرد ميدهد كه بعد از طلاق دادن و در زمان عدت، زن را در خانه نگه دارد و اين بدين انگيزه است تا شايد نشست و برخاستها و مجالستها سبب آشتي و بازگشت به كانون خانواده گردد.
خداوند ميفرمايد: «وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ» (بقره 231 ) « و هنگامي كه زنان را طلاق داديد ، و به ( آخرين روزهاي ) عدّه خود رسيدند ، يا به طرز صحيح و عادلانهاي آنان را نگاه داريد ( و با ايشان آشتي كنيد ) يا آنان را به طرز پسنديده و دادگرانهاي رها سازيد »
و يا در سورهي مباركهي طلاق ميفرمايد:
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ» ( طلاق 1) « اي پيغمبر ! وقتي كه خواستيد زنان را طلاق دهيد ، آنان را در وقت فرا رسيدن عدّه ( يعني آغاز پاك شدن زن از عادت ماهيانهاي كه شوهرش در آن با او نزديكي نكرده باشد ) طلاق دهيد ، و حساب عدّه را نگاه داريد ( و دقيقاً ملاحظه كنيد كه زن سه بار ايّام پاكي خود از حيض را به پايان رساند ، تا نژادها آميزه يكديگر نشود ) ، و از خدا كه پروردگار شما است بترسيد و پرهيزگاري كنيد ( و اوامر و نواهي او را به كار بنديد ، به ويژه در طلاق و نگهداري زمان عدّه ) . زنان را ( بعد از طلاق ، در مدّت عدّه ) از خانههايشان بيرون نكنيد ، »
8) نبودن زن در عادت ماهانه
حالت انسان بر گفتار و كردار وي تاثير بسزايي دارد، و يكي از زمانهايي كه زن در آن سخت تحت تاثير قرار گرفته و زود رنج و عصباني ميشود ايام قاعدهگي وي ميباشد، چرا كه بانوان در اين دوره از نظر روحي حساس و زود رنج ميشوند و تحملشان كم ميگردد و بسياري اوقات به بهانههاي بي اساس ممكن است، با شوهر به نزاع بپردازند. ( بررسي حقوق زن ص35 )
روايتي در صحيح بخاري و مسلم آمده است: «عبدالله بن عمر همسرش را در ايام قاعدهگياش طلاق داد، و پدرش ماجرا را براي رسولخدا صلی الله علیه و سلم بازگو نمود. پيامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: به پسرت دستور بده كه به زنش رجوع كند، پس از رجعت، او را در نكاح خود نگه دارد تا پاك شود، بعد از پاكي باز به حالت حيض در بيايد و وقتي از حيض دوم پاك گرديد، اگر خواست او را نگه دارد و اگر خواست طلاقش بدهد و بايد در آخرين پاكي قبل از اينكه به او نزديكي كند، طلاقش بدهد، و آن همان عدهاي است كه خداوند بدان دستور داده است.
گرچه بنا بر حكم فقهاء طلاق در ایام قاعدهگی واقع ميشود، ولي از نظر روحي ـ رواني اين يك فرصت مناسب براي زن و شوهر است تا بتوانند پيرامون اين مسئله بيشتر فكر كنند و از آن حالت قبلي خارج شده و با دقت تصميم گيري بنمايند.
9) مهريه زن
قطعا همه بر اين باور هستيم كه ارزش وجودي انسان به ظاهر و صورت وي نيست، چرا كه مقام انسان بر اساس تركيب و شكلبندي وي تعيين نشده است، بلكه آنچه به انسان ارزش و مرتبه ميبخشد كمالات روحاني و اخلاقي وي ميباشد.
دين اسلام براي زن آزاد كه طبق ميل و خواستهي خود، با كسي ازدواج ميكند، و به خدمت او در ميآيد؛ مهريه را تعيين نموده است.
علامه كاساني در مورد فلسفهي وجوب مهريه مينويسد: «فلو لميجب المهر بنفس العقد لايبالي الزوج عن ازالة هذا الملك بادني خشونة تحدث بينهما لانه لايشق عليه ازالة لما لميخف لزوم المهر» ( بدائع الصنائع 3/485 ) « اگر به مجرد عقد مهريه تعيين نشود، شوهر از باطل کردن نكاح با كوچكترين اختلافي كه پيش آيد، پروايي نخواهد داشت، چرا كه وقتي از وجوب پرداخت مهريه هراسي نداشته باشد، از بين بردن نكاح برايش سخت خواهد بود. »
و آيه 20 سورهي نساء به این اشاره دارد که حد مشخصی برای سقف میزان مهریه نیست. «وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً» « هر چند مال فراواني، هم مهر يكي از آنان كرده باشيد». البته باید توجه داشته باشیم که توصیه زیادی به معقول و منطقی بودن میزان مهریه در اسلام شده است. مهریه های سنگین گرچه مانع شرعی ندارد، اما از نظر اخلاقی مضموم و از نظر شرع پسندیده نیست.
خوانندهي محترم! چنانکه بيان شد قطعا هر يك از نكات و موارد فوق ميتواند نقش بسزا و چشمگيري در كاستن طلاق و شكستهاي اجتماعي داشته باشد. چنانکه بنا بر اذعان جامعهشناسان بيشتر موارد طلاق نشأت گرفته از بيتوجهيهاي اوليه والدين يا فرزند ميباشد كه خودسرانه و بدون انديشيدن و در نظر داشتن معيارهاي فرهنگي و اجتماعي و يا بدون آيندهنگري دست به ازدواج و وصلتهاي ناچسب ميزنند، و فردايي تاريك را براي خود و فزندانشان رقم ميزنند.
عصمت الله پورمحمد تیموری





Thursday, 13 August , 2026