سخن آغازین
او یکی از رزم آوران بود، میادین نبرد گواهی زنده بر رشادت های قعقاع بن عمرو تمیمی و برادرش عاصم می باشد.
قعقاع یکی از فرماندهان لشکر اسلام بود، هموست که ابوبکر صدیق  رضی الله عنه  در مورد وی فرمود: «نعره ی قعقاع در میان سپاه از هزار مرد جنگی بهتراست.»
قعقاع شاعر، پهلوان و فرمانده ی بزرگواری بود، در هر معرکه ، هر چند سخت، بود ندای خلیفه را لبیک می گفت. وی در زمان حیات پیامبر  صلی الله علیه و سلم  در هیچ غزوه ای شرکت نداشت، ولی به اتفاق تمام روایات از زمره صحابه می باشد (تاریخ طبری 2/502) مورخان علت عدم همرکابی وی با پیامبر  صلی الله علیه و سلم  در غزوات را دیر مسلمان شدن وی می دانند اما اتفاق نظر دارند که در دیگر نبردها همانند قادسیه و نهاوند یکی از برجسته ترین مجاهدان بود.
این مختصر سخنی بود در مورد قعقاع، و اینک صفحات درخشان زندگی نامه اش را که در تاریخ به ثبت رسیده را بیان می داریم.

همراه با گروه تمیم
سال نهم هجری و پس از غزوه ی تبوک بود که نمایندگان عرب دسته دسته و پشت سر هم نزد نبی رحمت می آمدند. پیامبر بشر بن سفیان را به عنوان عامل صدقات بنی کعب که شاخه ای از قبیله بنی خزاعه بود، فرستادند.( طبقات ابن سعد1/293)
از قضای روزگار، رفتن بشر مصادف شده بود با معاهده دوستی قبیله خزاعه با قبیله بنی تمیم، قبیله خزاعه زکات چهارپایان شان را جمع کرده بودند تا به خدمت پیامبر  صلی الله علیه و سلم  بفرستند، ولی بنوتمیم این کار را ناپسند می دانستند و در حالی که شمشیر کشیده بودند از پرداخت زکات خزاعه جلوگیری کردند.
بشر پیش پیامبر  صلی الله علیه و سلم  آمد و ایشانرا از این واقعه مطلع ساخت.
رسول خدا صلی الله علیه و سلم  به اصحاب فرودند: چه کسی به نبرد آنان می رود؟
عیینه بن فزاری پیشقدم شد و پیامبر به همراه وی 50 سوارکار فرستاد. ولی در میان آنها هیچ کس از مهاجرین و انصار نبود، عیینه و یارانش بر بنی تمیم شبیخون زده 11 مرد و تعدادی از زنان آنها را دستگیر کردند و آنها را به همراه فرزندان شان به مدینه آوردند و در میان آنها جمعی از سرداران و بزرگان بنی تمیم بود که عبارت بودند از: عطارد بن حاجب، قیس بن عاصم، قیس بن حارث، نعیم بن سعد، اقرع بن حابس و …( طبقات 1/293-294 ).
پیامبر اکرم  صلی الله علیه و سلم  در مسجد بودند، بلال اذان گفته بود و تمیمی ها منتظر بودند تا رسول خدا  صلی الله علیه و سلم  از مسجد خارج شوند. وقتی انتظار آنان طولانی شد و پیامبر بیرون نشدند عجله کردند و اقرع بن حابس با این الفاظ خطاب به پیامبر گفت: ای محمد! به من اجازه ورود بده چرا که مدح کردن من زینت است و سرزنش من رسوایی بدنبال دارد. (طبقات 1/293-294).
نبی رحمت فرمودند: دروغ می گویی، آنچه گفتی مخصوص خداوند است.
پیامبر  صلی الله علیه و سلم  پس از آنکه با خشوع و خضوع کامل نماز خود را به پایان رساندند از مسجد بیرون شده و اسیران جلویشان ایستاده بودند. عطارد بن حاجب که سخنگویشان بود شروع به صحبت کرد.
رسول خدا خطاب به ثابت بن قیس بن شماس فرمودند: ای ثابت! جوابش را بده! آنها گفتند: ای محمد به شاعر ما هم اجازه بده تا سخن بگوید. پیامبر به وی اجازه دادند.و او شروع به شعر خوانی نمود.
رسول خدا به حسان بن ثابت گفتند: جوابش را بده. حسان نیز با اشعاری همانند شعرش جواب وی را داد.
بنی تمیم گفتند: به خدا سوگند سخنرانش از سخنران ما فصیح تر و شاعرش از شاعر ما برجسته تر و آنان از ما داناتر هستند.
آغاز اسلام بنی تمیم- قوم بنی قینقاع بن عمرو تمیمی- در سال نهم هجری پس از غزوه تبوک بود (الکامل ابن اثیر 2/110)
قعقاع در میان قومش بود و همراهشان مسلمان شد. بنی تمیم خالصانه دین را پذیرفتند و رسول خدا را بسیار دوست می داشتند به گونه ای که وقتی خبر رحلت پیامبر را شنیدند خیلی غمگین و ناراحت شدند و گفتند: پدران و مادران ما بفدایت یا رسول الله.
بنی تمیم در سایه نعمت اسلام و امنیت و آرامشش زندگی می کردند تا اینکه زمینه ی جهاد برای دفاع از اسلام پیش آمد، اینجا بود که قعقاع و برادرش عاصم از مبارزان اسلام شدند.

فرمانده ی بزرگ
قعقاع از همان ابتدا سربازی شجاع و دلیر بود که با شجاعت تمام در جهاد شرکت می نمود و کم کم به مقام فرماندهی رسید او که حکمت ریاست و سیاست جنگ را فراگرفته بود از هیچ گاه آرام و قرار نداشت.
اگر نظر همرزمان قعقاع را در مورد وی جویا شویم به این نتیجه می رسیم که همه بر این مسئله اتفاق نظر دارند که در هر لشکری که قعقاع باشد. آن گروه ابداً شکست نمی خورند، چنانچه صدیق اکبر وی را چنین ستود: نعره ی قعقاع از هزار مرد جنگی برتر است ( الاصابه 3/239 )
قعقاع مؤمنی کامل و دارای ایمانی محکم و ثابت بود و زمانی که اشخاص ضعیف الایمان قومش از ایمان برگشتند او به دینش پایبند ماند و با غیرت دینی و ایمانی اش به شدت و سختی با آنان جنگید.
در هیچ جنگی مال و ثروت جمع آوری ننمود و فقط به اندازه کفافش مال و ثروت داشت با وجود اینکه اموال و غنایم زیادی در فتوحات سهم اش می شد.
در قسمت بعد با این سردار رشید اسلام هم رکاب شده به میدان جنگ می رویم و مجاهدت های وی را مشاهد می کنیم.
ادامه دارد…

نوراحمد پاک نیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.