ذات خداوند يكتا و يگانه است و در ذات و صفاتش بی همتاست و كسي با او شريك و سهيم نيست لذا مطابق حكمت و مصلحت و قدرت خود، عالم لاهوتي (آخرت) و عالم ناسوتي (دنيا) را آفريد. قدرت خداوندي، علاوه بر آن دو، كائنات انساني را نيز  ترتيب داده و  با بهترين صورت او را آراسته گردانيد همچنانكه از آيات متعدد قرآني واضح مي‌گردد، چنانچه در سوره والتين مي‌فرمايد:

لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم(ما انسان را در بهترين قالب و صورت پيدا كرديم.)
و در سوره اسراء فرموده‌است:
  و لقد كرمنا بني آدم (70). ( ما بني نوع انسان را با خلقت زيبايي، عزت و كرامت بخشيديم. )
انسان متوازن الاعضا، متناسب الاجسام آفريده شده و از هر نوع قدي كه برخوردار باشد دست، پا، بيني، ابرو، چشم، سر و … نيز متناسب با آن آفريده شده‌است و اگر كسي قد بلند آفريده شد اجزاي متناسب با آن، در او رعايت گرديده‌است و تمام اين موارد، پرتوي از حسن و جمال، رحم و كرم و لطف ايزدي او مي‌باشد.
همچنانكه نبي امي (ص) فرمودند در وجود انسان سيصد و شصت مفصل قرار داده شده‌است و اگر خداوند در جايي تقاضاي شكر احسانش را نموده‌است فقط در قبال چشم، گوش و قلب است. چنانچه در سوره نحل مي‌فرمايد:
وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۷۸﴾ مالك دو جهان شما را از حدود و قيود رحم مادر آزاد نمود و بر فرش خاكي و زير عرش نيلگون وسيع و عريض دنيا سكونت بخشيد حالانكه در آن زمان، شما هيچ آگاهي نداشتيد، لذا خداوند براي شما بعنوان آله علم، چشم، گوش و دل قرار داد تا جذبه شكرگذاري در شما بوجود آيد و از رازهاي سربسته كائنات اطلاع پيدا كنيد.
اين يك حقيقت مسلمه است كه براي حصول علم، همين سه چيز بطور بنيادين، ممد و معاون ثابت گرديده‌اند و اعضاي ديگر، چندان با علم رابطه‌اي ندارند بلكه آنها از حيثيت مستخدم برخوردارند زيرا در اين عالم رنگ و بو، علم بوسيله چشم سر، و بعد از خواندن كتاب كائنات (با چشم قلب) حاصل مي‌شود يا بصورت ديگر، انسان با شنيدن كلمات و جملات عالمي متبحر و كارآگاه، در رابطه با شئ نامعلومي، آگاهي حاصل مي‌كند و احياناً اگر از قوه بينايي و شنوايي محروم ‌شود بنابر تأثر و احساس قلبي‌اش، بعضي اشياء را درك مي‌كند.
وقتي انسان از اين سه اعضاي مركزي و بنيادين محروم گردد گر چه او را مي‌توان صورتاً انسان گفت ولي در حقيقت او يك حيوان انسان‌نمايي بيش نيست زيرا همچنانكه حيوان از تشخيص خوب و بد، و خير و شر، عاري است او نيز راه آنها را مي‌پيمايد لذا پروردگار دو عالم،به وجود اين اعضا اشاره نموده و داعيه فرمانبرداري را بيدار مي‌نمايد.
كسانيكه در دنيا اين اعضا را بطور صحيح بكار بستند راه عافيت را پيمودند و اين هم كاملاً روشن است كه با استفاده نامشروع از آنها، مسير اشتباه را خواهندپيمود. به همين مناسبت، پروردگار مهربان به مداواي بنيادين و اساسي آن اشاره نموده‌است كه در روز قيامت از همين اعضا سؤال خواهدشد و مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت.
چنانچه در سوره بني‌اسرائيل فرموده‌است:
وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً
متوجه باشيد! آنچه را اطلاع نداريد بدنبالش نيفتيد يقينا،ً از اعمال چشم و گوش و دل محاسبه و مؤاخذه مي‌‌شود و در باره آنچه انجام داديد بازپرسي خواهد شد.
و پرواضح است كه انسان، بوسيله شكار تير چشم مي‌تواند كسي را به دام انداخته و به فساد دست پيدا كند.
در (کتاب طحاوي) آمده‌است يك مرتبه رسو ل اكرم (ص) به حضرت علي (دض) بعنوان نصيحت فرمود:
اي علي! پي‌درپي به نامحرم نگاه مكن، اگر يك مرتبه بطور ناگهاني نظرت افتاد، دو مرتبه قصداً نگاه مكن، زيرا نگاه اول (بطور اتفاقي) معاف است ولي نظر دوم گناه است. رسول اكرم (ص) در جايي ديگر فرمودند: زناي چشم، نگاه به نامحرم است.
در كائنات انساني، دل نقش شاه را دارد و مغز و چشم، نقش وزير داخلي و خارجي را دارد و باقي اعضا، نقش كارگر و مزدور را دارند. و گوش را بايد از غيبت و بهتان، يا از گفتار زشت حفاظت نمود.
در عصر كنوني، دوري جستن از تماشاي فيلم‌هاي مبتذل و گوش فرا دادن به موسیقی های متذل و … ، ذريعه حفاظت گوش از گناه است. و دل را نيز از حسد، خشم، كينه، نفاق، تكبر، غرور، خودرأيي و خودستايي بر حذر داشتن، ضروري است و تمام اين موارد، در گناه دل شامل‌اند. و اراده نمودن قتل كسي در دل نيز، سبب گناه است.
خلاصه اينكه، آزاد داشتن اين هر سه اعضا را از تخيلات و تفكرات غلط و اشتباه، ضروري است و اشتباه استعمال نمودن اين سه عضو بنيادين، همچنانكه سبب هلاكت است ناقدري نمودن به آنها نيز سبب ويل و هلاكت است.
خداوند در قرآن مجيد، حالات كفار و مشركين، يا اهل جهنم را يادآوري نموده مي‌فرمايد:
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا (اعراف 179).
ما بسياري از افراد جن و انس را، براي جهنم آماده كرديم زيرا آنها از قلوبي برخوردارند كه از درك و فهم خالي‌اند چشم دارند ولي از عاري از بینایی، گوش دارند ولي از شنيدن حكمت و پند و موعظه بي‌بهره‌اند.
سپس مي‌فرمايد: آنها همانند حيوانات‌اند بلكه از آنها پست‌تراند زيرا آنها نفع و ضرر، سود و زيان خود را مي‌دانند، محسن خود را مي‌شناسند، دشمن خود را مي‌شناسند ولي اين‌گونه انسانها از اين موارد بي‌بهره‌اند، لذا براي اتمام حجت، بر اين اعضا، درروز قيامت، همين اعضا و جوارح، يعني گوش، چشم، پوست و … را گواه قرار داده مي‌فرمايد:
(يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) (نور 24). 
در روز قيامت گوش، چشم و پوست مشركين بر عليه اعمال مشركانه آنها گواهي خواهند داد.
هدف اينكه، هر عضو بدن انسان، بر كردارش گواهي مي‌دهد آنها در ورطه حيرت متفكر و غرق‌اند. سؤال مي‌كنند ما انطقكم، امروز اين قوت گويايي و گفتاري را چه «قدرتي» به شما داد؟ جواب خواهند داد.
 قالوا انطقنا الله الذي انطق كل شي (حم سجده 21).
ما را آن ذاتي، قدرت تكلم و گويايي بخشيد كه به هر چيز قوت گويايي مي‌بخشد.
 و اين جاي حيرت و تعجب نيست زيرا در جايي شهادت دست و پاها و زبان ذكر گرديده، و در جايي اعضاي ديگر.
بهر حال! هيچ انساني قدرت تكذيب را نخواهد داشت و براي حفاظت اين اعضا، از آغشته شدن به اعمال زشت، فقط يك را ه وجود دارد و آن مد نظر داشتن جواب‌دهي، در پيشگاه دادار دادگر.
من جهان كوچكي هستم كه فرمانروايش خودم هستم(اقبال)

مولانا محمد زبير (هندوستان)
ترجمه:عبدالغني شيخ جامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.