به اجماع مسلمانان؛ تعداد ازواج مطهرات (امهات المؤمنین) یازده نفر ذكر شده كه حضرات: خدیجه دختر خویلد، سوده دختر زمعه، عایشه دختر حضرت ابوبکرصدیق، حفصه دختر حضرت عمر فاروق، ام سلمه دختر ابوامیه، ام حبیبه دختر ابوسفیان، زینب دختر خزیمه، زینب دختر جحش، جویریه دختر حارث، صفیه دختر حیی بن اخطب، و میمونه دختر حارث ـ رضیاللهعنهن ـ ، میباشند.
مقدمه
با توجه به جایگاه بلند زنان رسول الله صلی الله علیه و سلم، به ایشان امهات المؤمنین (مادران مسلمانان) گفته میشود. این لقب مناسب شأن و جایگاهی است كه خداوند متعال ایشان را با آن شرافت بخشیده است. آنجا كه میفرماید:
« النَّبِی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ » [أحزاب : 6]
« پیغمبر از خود مؤمنان نسبت بدانان اولویت بیشتری دارد و همسران پیغمبر، مادران مؤمنان محسوبند.»
به جهت حرمت و جایگاه پیامبر صلی الله علیه و سلم، خداوند متعال زنان او را نیز عزت بخشیده است و به مسلمانان دستور داده است تا با حفظ حجاب با آنان صحبت نموده و آداب كامل اجتماعی را در وقت دخول به خانههای ایشان مراعات نمایند.
خداوند میفرماید: «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ» [ أحزاب: 53]
«هنگامی كه از زنان پیغمبر چیزی از وسائل منزل به امانت خواستید، از پس پرده از ایشان بخواهید، این كار برای پاكی دلهای شما و آنان بهتر است.»
وقتی خداوند متعال زنان پیامبر صلی الله علیه و سلم را امهات المؤمنین قرار میدهد، پس بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و سلم نیز ازدواج را بر آنان حرام قرار داده است.
در این نوشتار به چند مطلب كلی از زندگی ازواج مطهرات اشاره میگردد و بعد از آن به طور جداگانه، به مختصری از زندگی هر یک از ایشان پرداخته میشود.
تعداد ازواج مطهرات
به اجماع مسلمانان؛ تعداد ازواج مطهرات (امهات المؤمنین) یازده نفر ذكر شده كه حضرات: خدیجه دختر خویلد، سوده دختر زمعه، عایشه دختر حضرت ابوبکرصدیق، حفصه دختر حضرت عمر فاروق، ام سلمه دختر ابوامیه، ام حبیبه دختر ابوسفیان، زینب دختر خزیمه، زینب دختر جحش، جویریه دختر حارث، صفیه دختر حیی بن اخطب، و میمونه دختر حارث ـ رضیاللهعنهن ـ ، میباشند.
دو نفر از ایشان یعنی حضرت خدیجه و حضرت زینب بنت خزیمه ـ رضى الله عنهما ـ در حیات پیامبرصلی الله علیه و سلم، و بقیه بعد از رحلت ایشان وفات نمودند. و به جز دو نفر از آنها، بقیهی امهات المؤمنین در قبرستان بقیع مدینهی منوره دفن گردیدند. (و آن دو: حضرت خدیجه ـ رضى الله عنها ـ كه در حجون مكه، و حضرت میمونه بنت حارث ـ رضى الله عنها ـ كه در سرف نزدیک مكه دفن گردیدند.)
آنان در نیكی و تقوا بهترین زنان مسلمان، همچنین در زندگی پیامبرصلی الله علیه و سلم، بهترین حامی و پشتیبان ایشان بودند كه همهی سختی و مشكلات را با رسول الله صلی الله علیه و سلم تحمل نموده و اسلام را منتشر ساختند. آنان احكام و مسائل دینی زنان مسلمان را نیز آموزش میدادند.
مهریه همۀ زنان پیامبر صلی الله علیه و سلم برابر بوده است؛ گرچه در مقدار آن اختلاف است. اما بیشتر منابع تاریخی مقدار مهریه را برابر با ۵۰۰ درهم دانستهاند، مگر مهریۀ امحبیبه که ۴۰۰ دینار بود؛ نجاشی پادشاه حبشه، كه وکیل پیامبر صلی الله علیه و سلم بود آن مبلغ را معین نمود و پرداخت كرد. (1)
خانهها یا حجرههای زنان پیامبر صلی الله علیه و سلم در ضلع غربی مسجد و بخشی از ضلع جنوبی تا جایگاه منبر قرار داشت و در گسترش مسجد در سده نخست هجری قمری به مسجد پیوست. در زمان تخریب این خانهها، شهر مدینه غرق گریه و ماتم شد.(2)
برخی آرزو میکردند که کاش این خانهها میماند تا مردم با دیدن سادگی آنها از رسول خدا صلی الله علیه و سلم الگو میگرفتند.(3)
حجرههای ازواج مطهرات، پنج خانه کومههایی(4) کوچک از برگ درخت نخل بود که پردههایی مویین بر درهایشان آویخته بود و چهار خانه دیگر اتاقهایی کوچک و گلی بود.(5)
رسول الله با وجود داشتن مشاغل و مسئولیتهای اجتماعی، سیاسی و … به نیازهای عاطفی و غریزی همسران توجه کامل داشتند. ایشان بهترین مردان امتش را کسانی میدانستند که با همسر خود بهتر رفتار کنند و خود بهتر از همۀ آنها با همسرانشان رفتار میکردند.(6)
ایشان برای هر یک از همسرانشان زمانی معین کرده بودند و هر روز با همه دیدار کرده و به آنها ملاطفت مینمودند و نوبت هر کدام شان در همان روز بود، نزد او میماندند و گر نه بر میخاستند.(7)
این شیوه حتی در دوران بیماری ایشان نیز رعایت میشد تا هنگامی که رسول الله صلی الله علیه و سلم از همسران خواستند که برای رعایت حال ایشان، حق خود را ببخشند و آنان نیز پذیرفتند ( تا در حجره حضرت عایشه استراحت نمایند).
پیامبر هنگام سفر با قرعه یکی از همسرانشان را برمیگزیدند و وی را با خود به سفر میبردند.(8)
عقیدهی اهل سنت بر آن است که همسران پیامبر صلی الله علیه و سلم در بهشت نیز همسران ایشان میباشند.(9) زیرا پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم دعا فرموده و از خداوند خواستند تا در دنیا جز با بهشتیان ازدواج نکند.(10) پس دعای پیامبرصلی الله علیه و سلم مستجاب بوده و همۀ امهات المؤمنین شامل این دعا گردیده و به سبب این شرافت، از اهل بهشت میباشند.(11)
ام المؤمنین خدیجه بنت خویلد
حضرت خدیجه اولین زنی است كه رسول الله صلی الله علیه و سلم با ایشان ازدواج نمودند. پس لقب امالمؤمنین برای اولین بار به ایشان داده شد. رسول الله صلی الله علیه و سلم در 25 سالگی به پیشنهاد حضرت خدیجه (12) با او ازدواج نمود. كه عمر حضرت خدیجه در آن زمان 40 سال بود. ایشان 25 سال با رسول الله صلی الله علیه و سلم زندگی نمودند و همه فرزندان پیامبر (به جز ابراهیم) از حضرت خدیجه متولد گردیدند كه نامهای ایشان: قاسم، عبدالله، زینب، رقیه، امکلثوم، و فاطمه میباشد.
تا وفات حضرت خدیجه، پیامبر صلی الله علیه و سلم، با هیچ زنی ازدواج ننمودند.
وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم به پیامبری مبعوث گردید، حضرت خدیجه اولین كسی بود كه اسلام آورد. در آن سالها به رسولالله صلی الله علیه و سلم از قوم او آزار و اذیت بسیار میرسید. مشركین، پیامبریِ او را تكذیب نموده و با او دشمنی مینمودند. حضرت خدیجه همراه و یاور پیامبرصلی الله علیه و سلم بود تا از غم و غصهی او بكاهد. او با مال و سرمایهی خود به یاری پیامبر برخاست و در مقابل آزار و اذیت مشركین از او حمایت نمود.
حضرت خدیجه همواره به نصرت و یاری پیامبرصلی الله علیه و سلم ادامه داد تا اینكه در ماه رمضان سه سال قبل از هجرت در 65 سالگی وفات نمود.
با وفات حضرت خدیجه، رسول الله صلی الله علیه و سلم بسیار اندوهگین گشت، زیرا بهترین حامی، همراه و مددكار خود را از دست داده بود و این غم و اندوه، قبلاً با وفات ابوطالب بر پیامبر صلی الله علیه و سلم وارد گشته بود. از این جهت این سال را رسولالله صلی الله علیه و سلم «سال غم» (عام الحزن) نام نهادند.
پس از وفات حضرت خدیجه، رسول الله صلی الله علیه و سلم هیچ وقت در صحبتهای خود از حضرت خدیجه فراموش نمینمودند و همیشه از ایشان به نیكی یاد میكردند تا حدی كه حضرت عایشه میفرمایند: «در مورد هیچ یک از زنان پیامبر به غیرتم برنخورد و حساس نشدم مثل آنكه بر حضرت خدیجه حساس گردیدم در حالیكه ایشان را هرگز ندیده بودم. ولی پیامبرصلی الله علیه و سلم همیشه از ایشان یاد میكردند و هرگاه گوسفندی ذبح مینمودند، آن را قطعه قطعه كرده، برای دوستان خدیجه میفرستادند.»
جبرئیل علیه السلام بر پیامبر صلی الله علیه و سلم نازل شد و فرمود: «یا رسول الله! خدیجه با كاسهای طعام و نوشیدنی به نزد تو میآید از جانب پروردگار به او سلام برسان، همچنین سلام من (جبرئیل) را به او برسان و او را به منزلی در بهشت از قصب ( نیای از جنس لؤلؤ) بشارت بده كه هیاهو و رنجی در آن نیست.» (13)
همچنین رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: « بسیاری از مردان به درجه كمال رسیدند و از زنان كسی به جز مریم بنت عمران، آسیه همسر فرعون و خدیجه بنت خویلد به كمال نرسیدند.» (14)
ام المؤمنین سوده بنت زمعه
ام المؤمنین سوده دختر زمعه از خاندان بنی مخذوم، دومین همسر پیامبر صلی الله علیه و سلم است كه بعد از وفات حضرت خدیجه، با رسول الله صلی الله علیه و سلم ازدواج نمود.
او زنى مؤمن بود و به همراه شوهرش، سکران بن عمرو، به حبشه هجرت کرد (سكران از یک طایفۀ قریش نزدیک مكه بود)كه پس از بازگشت از حبشه، فوت كرد. قبیله سوده (بنى عامر)، همه مشرک و دشمن پیامبر صلی الله علیه و سلم بودند و با مرگ شوهر سوده، خطر جانى و یا انحراف، او را تهدید مىکرد. براى حفظ آن زن مؤمن از این خطرات، پیامبر صلی الله علیه و سلم در سال دهم بعثت، خوله بنت حكیم را به خواستگاری او فرستاد و با او ازدواج کرد تا پریشانی خاطر او برطرف گردد و جایگاه بلند او در جامعه حفظ گردد. این ازدواج، در گرایش قبیله بنى عامر به اسلام نیز مؤثر بود.(15) در آن ایام حضرت سوده 55 سال سن داشت كه قبل از هجرت و در مكۀ مكرمه بعد از وفات شوهرش بیوه گردیده بود.
سوده، اولین زن پیامبر صلی الله علیه و سلم پس از درگذشت حضرت خدیجه بود و گویا پیامبرصلی الله علیه و سلم پس از ازدواج با سوده، تا سه سال، با زن دیگرى وصلت نکرد؛ هرچند که عایشه در این دوره به عقد پیامبر صلی الله علیه و سلم درآمد؛ امّا در مدینه به خانه حضرت تشریف آورد.(16)
حضرت سوده به مدینه هجرت كرد و تا وفات رسولالله صلی الله علیه و سلم با ایشان زندگی كرد. خدمت كردن او برای رسول الله صلی الله علیه و سلم ضرب المثل شده بود و ضمن آن به فرزندان حضرت خدیجه نیز خدمت میكرد.(17) (در سن پیری) وی از رسول الله صلی الله علیه و سلم خواست به امید این که روز قیامت در شمار همسران پیامبر محشور شود، او را در همسری خویش نگاه دارند.(18)
حضرت سوده در زمان خلافت حضرت عمر رضی الله عنه وفات نمود و در بقیع دفن گردید. (19)
ام المؤمنین عایشه بنت ابی بكر الصدیق
حضرت عایشه در سال چهارم یا پنجم بعثت در شهر مكه به دنیا آمد و در حالیكه دختری كوچک بود با خواهرش اسماء مسلمان گردید. در 9 سالگی قبل از هجرت در شهر مكه به عقد ازدواج رسول الله صلی الله علیه و سلم درآمد و بعد از هجرت در مدینۀ منوره عروسی نموده به خانۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم تشریف بردند.
پیش از آنكه رسول الله صلی الله علیه و سلم از عایشه خواستگاری كند، جبرئیل او را در خواب به پیامبر صلی الله علیه و سلم نشان داده بود و پیامبر صلی الله علیه و سلم به او نگریسته و او را پسندیده بود. این رؤیا را بعدها رسول الله صلی الله علیه و سلم برای عایشه چنین تعریف كرده بود: « در خواب دیدم كه جبرئیل امین تو را در چادر دیبا پیچانده بود و به نزدم آورد و گفت: چادر را بردار و به او بنگر كه همسر تو خواهد بود.» (20)
پیامبرصلی الله علیه و سلم به جز عایشه با دختر دیگری ازدواج ننمود و دیگر ازواج ایشان همگی از زنان بیوه بودند.
چنانکه حضرت ابوبكر صدیق رضی الله عنه محبوبترین مردم در نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم بودند، حضرت عایشه نیز مجبوبترین زنان در نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم بود.
منافقین در ماجرای افک ام المؤمنین عایشه را به فحشا متهم نمودند، ولی خداوند متعال پاكی و برائت ایشان را در قرآن بیان نمود. (21)
وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم مریض گشتند، از دیگر ازواج اجازه گرفتند تا ایام مریضیشان را در خانۀ عایشه سپری نمایند. با این وجود در حجرۀ عایشه نیز وفات نمودند.
بعد از وفات رسولالله صلی الله علیه و سلم حضرت عایشه اولین فقیه در اسلام بود كه حتی بزرگان صحابه رضی الله عنهم مسائل مشكل فقهی خویش را از ایشان سؤال میفرمودند.
حضرت عایشه علاوه با احاطۀ كامل در علم فقه و حدیث در علم طب و فن شعر نیز از داناترین مردم بودند. از ایشان بیش از 2000 حدیث روایت شده است.(22) ایشان در 66 سالگی در رمضان سال 58 هـ ق ژوئن 677 میلادی در مدینه منوره وفات نمود و در جنة البقیع دفن گردید.
ام المؤمنین حفصه بنت عمر بن الخطاب رضی الله عنه
پیامبر صلی الله علیه و سلم در سال دوم هجری با حضرت حفصه بعد از شهادت همسرش ازدواج نمود. حضرت حفصه دوازده سال سن داشت كه همسرش خنیس بن حذافه سهمی رضی الله عنه در غزوهی بدر شركت داشت و در غزوه احد شهید شد. با این ازدواج رشته دوستی و محبت بین پیامبرصلی الله علیه و سلم و یكی از اصحاب بزرگ ایشان محكمتر گشت و زحمات و مجاهدتهای حضرت عمر رضی الله عنه در راه پیشرفت اسلام پاس داشته شد.
بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و سلم حضرت حفصه همه وقتش را در خانه به عبادت و روزه سپری میكرد. از ایشان 60 حدیث روایت شده است.(23) وقتی در دوران خلافت حضرت ابوبكر صدیق رضی الله عنه قرآن مجید جمعآوری گردید، از میان امهات المؤمنین حضرت حفصه برای نگهداری از اولین نسخۀ قرآن انتخاب شد.
این قرآن در نزد حضرت حفصه نگهداری میشد تا اینكه در زمان خلافت حضرت عثمان رضی الله عنه قرآن را خواستند و از آن چندین نسخه نوشتند و قرآنی با یک قرائت به تمام ولایات عالم اسلام فرستادند.
امالمؤمنین حفصه در ربیعالاول سال 45 هجری (اكتبر 665م) در 65 سالگی در دوران خلافت حضرت معاویه رضی الله عنه وفات یافت.
ام المؤمنین زینب بنت خزیمة الهلالیة
ام المؤمنین زینب از زنان مؤمن بود. شوهرش (عبیده بن حارث بن عبدالمطلب) در جنگ احد شهید شد. او با شهادت شوهرش بىسرپرست، و دچار فقر گردید؛ در حالى که زنی بخشنده بود و به جهت غذا دادن به مساكین و نیكی به آنان به ام المساکین (مادر بینوایان) معروف بود.(24)
رسول الله صلی الله علیه و سلم در ماه رمضان سال سوم هجری براى رسیدگى و حفظ جایگاهش با او كه زنی 28 ساله بود، ازدواج نمودند.
زندگی ام المؤمنین زینب با رسول الله صلی الله علیه و سلم دوام چندانی نداشت و بعد از چند ماه زندگی با پیامبر صلی الله علیه و سلم در 30 سالگی در ربیع الاول سال 5 هجری (625 میلادی) وفات نمود. آن حضرت صلی الله علیه و سلم در جنازۀ او شركت داشت و بر او نماز خواند.(25)
ام المؤمنین ام سلمه
نام ایشان ام سلمه، هند بنت أمیة المخزومی میباشد. پدرش ابو امیة (ابوامامه) بن مغیره از اشراف قریش بود.(26)
او همسر عبداللَّه بن عبدالاسد (ابیسلمه) بود و از او چهار فرزند داشت كه به همراه همسرش جزء اولین مسلمانان بودند كه به حبشه هجرت نموده و پس از آن به مدینه هجرت كرد. ام السلمه نخستین زنى بود که به مدینه آمد.
وقتی که ام سلمه در سفر هجرت به مدینه وارد شد و خود را دختر ابوامیه معرفی کرد، مردم مدینه باور نکردند که دختر چنان مردی به مسلمانان پیوسته است.(27)
همسرش در جنگ احد مجروح شد. پس از آنكه زخمش اندكی التیام یافت به ماموریت مبارزه با یكی از طوایف بنیاسد به شمال حجاز رفت و پس از برگشت عفونت زخمش شدت یافت و در سال سوم هجرت، بر اثر آن جراحت درگذشت.(28)
رسول خدا صلی الله علیه و سلم در سال چهارم هجری، با ام سلمه ازدواج كردند. غریبى و سرپرستى چهار یتیم، از انگیزههاى ازدواج پیامبر صلی الله علیه و سلم با او بود.(29)
امالمؤمنین ام سلمه زنی دانا و دیندار بود. پیامبرصلی الله علیه و سلم همیشه با او مشورت میكرد و نظرش را در مورد مسائل مختلف جویا میشد. امسلمه در بسیاری از غزوات و سفرها پیامبر صلی الله علیه و سلم را همراهی میكرد از جمله: در حدیبیه، غزوۀ خیبر، فتح مكه، غزوهی هوازن، ثقیف، و محاصرۀ طائف؛ همچنین در سال دهم هجری در حجةالوداع رسول الله صلی الله علیه و سلم را همراهی كرد. از ایشان 387 حدیث روایت شده است.(30)
ام سلمه در سال 61 هجری بعد از اینكه خبر شهادت امام حسین در كربلا به او رسید، وفات یافت.
ام المؤمنین زینب بنت جحش
ام المؤمنین زینب دختر جحش بن ریاب و دختر عمۀ پیامبر صلی الله علیه و سلم بود كه با راهنمایى پیامبر صلی الله علیه و سلم، با زید بن حارثه، پسر خوانده رسول الله صلی الله علیه و سلم ازدواج کرد. این پیوند، به علت مشكلات زناشویی به جدایى انجامید. (گرچه رسول الله صلی الله علیه و سلم ایشان را به صبر دعوت داده و زید را به نگهداشتن همسر توصیه نمودند.) (31)
پیامبر صلی الله علیه و سلم در سال پنجم هجری به دستور خداوند (32) و به جهت برداشتن سنت جاهلى ممنوعیت ازدواج با همسر پسرخوانده، با حضرت زینب ازدواج كردند. زیرا مردم، همسر پسر خوانده را مانند همسر پسر خود، عروس تلقى مىکردند و ازدواج با او را ممنوع مىدانستند!(33)
منافقان از این موضوع سوء استفاده نموده و به تخریب پیامبر صلی الله علیه و سلم پرداختد که آیه « ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ»،(34) براى خنثى کردن این توطئه، نازل شد و خداوند دستور داد که فرزندخواندگان، به پدرانشان منسوب شوند (35) و از آن پس، او به جاى زید بن محمد، زید بن حارثه خطاب میشد.(36)
زینب بر همسران دیگر پیامبر افتخار میکرد که خداوند در آسمانها عقد ازدواج او را با پیامبر صلی الله علیه و سلم بسته است. (37) او پس از شنیدن آیه، فوق العاده خوشحال گردید و سجده شكر به جا آورد و دو ماه روزه، نذر نمود.(38)
ام المؤمنین زینب 25 سال سن داشت كه با رسول الله صلی الله علیه و سلم ازدواج نمود. در روز عروسی ایشان خداوند متعال حجاب را بر زنان پیامبر صلی الله علیه و سلم و دیگر زنان مسلمان فرض گردانید.
حضرت زینب زنی سخاوتمند و خیرخواه شناخته میشد او به دباغی پوست مهارت داشت و با دست خود اشیایی را میساخت و به فقرا و مساكین میبخشید.
امالمؤمنین زینب در سال 20 هجری در زمان خلافت حضرت عمر رضی الله عنه وفات یافت و خلیفه بر او نماز گذارد و در بقیع دفن گردید.
بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه و سلم، حضرت زینب اولین نفر از امهاتالمؤمنین بود كه وفات نمود.
ام المؤمنین جویریه بنت الحارث الخزاعیه
او دختر حارث بن ابىضرار، رئیس طایفه بنى مصطلق بود و در سال پنجم هجری، در غزوه مریسیع، به همراه تعداد زیادى از افراد قبیلهاش، اسیر شد.
هنگامی که پدر جویریه برای آزادی او و پرداخت بهایش نزد پیامبر آمد، پیامبر وی را میان رفتن با پدر یا ازدواج با خود مخیر گذاشت. جویریه که در آن هنگام ۲۰ ساله بود، به رغم میل پدر، ازدواج با پیامبر صلی الله علیه و سلم را برگزید.(39)
پیامبرصلی الله علیه و سلم جویریه را آزاد نموده و با او ازدواج كرد. وقتی خبر این ازدواج پخش گردید اصحاب رضی الله عنهم گفتند: حال که این طایفه، فامیل پیامبر ما شدند، ما همهشان را به احترام همسر پیامبرمان آزاد مىکنیم و بنىمصطلق هم که چنین دیدند، همه مسلمان شدند.(40)
حضرت عایشه رضی الله عنها میفرمایند: هیچ زنى را نمىشناسم که بیش از او، برکت از طرف وى به قومش رسیده باشد.(41)
حضرت جویریه به كثرت عبادت و قنوت مشهور است، از صبح تا چاشث به طور مرتب به تسبیح و ذكر خدا مشغول بود و این برنامۀ همیشگی او بود.(42)
حضرت جویریه تا سال 56 هجری (675 میلادی) زنده بود و در ۷۰ سالگی در زمان خلافت حضرت معاویه رضی الله عنه وفات نمود.
ام المؤمنین صفیه بنت حی بن أخطب
رسول الله رضی الله عنه در سال هفتم هجری بعد از فتح خیبر با حضرت صفیه ازدواج نمودند. در این غزوه مسلمانان پیروز شدند و قلعۀ خیبر فتح گردید و حضرت صفیه كه هفده سال سن داشت با دیگر افراد اسیر گردید. حضرت صفیه مسلمان شد. پیامبر صلی الله علیه و سلم او را آزاد كرد و با او ازدواج نمود.
پدرش از سران یهود بنینضیر بود که در نبرد خیبر همراه شوهر صفیه کشته شد. صفیه نیز، در پی اسارتش در غزوه خیبر میان همسری پیامبر و پیوستن به قبیلهاش، همسری پیامبر را برگزید. از حضرت صفیه روایت شده که پیش از ازدواج با پیامبر صلی الله علیه و سلم در خواب دیده بود که ماه در آغوش وی قرار دارد. مادرش (و یا شوهرش) به او گفت: تو میخواهی همسر پادشاه عرب شوی! سپس به صورت او چنان سیلی زد که اثرش تا هنگام ازدواج با پیامبر صلی الله علیه و سلم باقی بود.(43)
روزی ام المؤمنین صفیه خدمت رسول الله صلی الله علیه و سلم از حضرات عایشه و حفصه شكایت نمود كه آنها بر قریشی بودن یا عرب بودن خود فخر میكنند و مرا بر اصل یهودیام طعنه میزنند. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: آیا به آنها نگفتی: چگونه از من بهتر میباشید، در حالی كه شوهرم محمد است و پدرم هارون است و عموی من موسی است.؟!(44)
ام الؤمنین صفیه میفرماید: من از این جواب، بسیار قانع و راضی شدم.
در فتنۀ شهادت حضرت عثمان رضی الله عنه وقتی امیرالمؤمنین در محاصره قرار داشتند و رسیدن آب و غذا از ایشان منع شده بود، حضرت صفیه كه خانهاش مجاور خانۀ حضرت عثمان بود، دیوار را سوراخ كرد و از آنجا آب و غذا به ایشان میرساند.
ام المؤمنین صفیه در سال 50 هجری در زمان خلافت امیرالمؤمنین معاویه بن ابیسفیان ـ رضى الله عنهما ـ وفات نمود و در جوار دیگر ازواج مطهرات در بقیع دفن گردید.
ام المؤمنین أم حبیبه
نام ام حبیبه، رمله بنت أبىسفیان بن حرب میباشد. وقتی مسلمانان به حبشه هجرت كردند امحبیبه نیز با شوهرش به حبشه هجرت نمود. در آنجا دخترش حبیبه متولد شد كه با آن، كنیهاش به ام حبیبه مشهور است.(45) آنها در حبشه بودند كه شوهرش عبیدالله بن جحش از اسلام برگشت و مسیحى شد و در همان جا (بر اثر افراط در شراب خواری (46) درگذشت. ام حبیبه پس از فوت شوهرش در آنجا ماندگار شد؛ چون با وجود ابوسفیان در مکه، جرأت بازگشت نداشت. پیامبر صلی الله علیه و سلم براى بازگشت مهاجرین حبشه به مدینه و رهایى این زن بزرگ زاده، و خواستگاری از او فردى به نام عمرو بن امیه ضمری را به حبشه فرستاد.(47)
نجاشی پادشاه حبشه به سفارش پیامبرصلی الله علیه و سلم امحبیبه را به ازدواج ایشان درآورد و مهریهاش را به مبلغ 400 دینار معادل بیش از 3 كیلو طلای خالص امروز پرداخت. و امحبیبه چندین سال دیگر با مسلمانان در حبشه ماند.
امحبیبه در سال هفتم هجری به مدینه برگشت تا با رسول الله صلی الله علیه و سلم و دیگر امهاتالمؤمنین زندگی نماید. به این مناسبت شهر مدینه را شادمانی فرا گرفت. حضرت عثمان دایی امحبیبه مجلسی بر پا كرد و شترها قربانی نمود و مردم را غذا داد.
زمانی كه امحبیبه به مدینه برگشت شش ماهی از انعقاد صلح حدیبیه گذشته، و میان مكه و مدینه آشتی نسبی دراز مدت برقرار شده بود و مهاجرین مدینه كم و بیش با اقوام خود در مكه رفت و آمد داشتند و تقریبا كینهها از بین رفته بود.(48)
شیرینی این ازدواج را نیز پیامبر صلی الله علیه و سلم برای ابوسفیان و مردم مكه فرستاد. ایشان مقداری طلا به شكل دانههای جو یا هسته خرما توسط عمرو بن امیه به مكه فرستاد. ابوسفیان آن را تحویل گرفت و میان تهیدستان قریش تقسیم كرد و خرسندانه گفت: الله به برادرزادهام محمد پاداش نیكو دهد كه صلۀ رحم كرده است.(49)
ام المؤمنین امحبیبه سالها بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه و سلم زنده بود. و از ایشان 65 حدیث روایت شده است.(50) و سرانجام در هفتاد سالگی در سال 44 قمری( 664 میلادی) وفات یافت.
ام المؤمنین میمونهبنت الحارث الهلالیه
ام المؤمنین میمونه آخرین همسر پیامبر صلی الله علیه و سلم است. رسولالله صلی الله علیه و سلم در سال هفتم هجری در سفر عمرةالقضا با ایشان ازدواج نمودند. و در ماه ذیالقعده حین برگشت از عمره در مكانی نزدیک مكه به نام سرف، عروسی ایشان برگزار شد.
امالمؤمنین میمونه خواهر زن عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و سلم و بیوهزنی 18ـ 19 ساله از طایفه بنیهلال (یكی از طوایف بنی عامر) بود كه شوهرش در این اواخر فوت كرده بود.(51)
نوشتهاند كه: این ازدواج به درخواست حضرت میمونه بوده و مهریه اش را نیز بر پیامبر صلی الله علیه و سلم بخشیده است.(52)
همچنین روایت شده كه ایشان نفس خود را بر رسول الله صلی الله علیه و سلم هبه كرد و این آیه در این درباره نازل شده : « وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِی إِنْ أَرَادَ النَّبِی أَن یسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ»
« و زن باایمانی كه خویشتن را به پیغمبر ببخشد و پیغمبر بخواهد او را به ازدواج خود درآورد، كه ( این یكی ) خاصّ تو است و برای سائر مؤمنان جایز نیست (بدون مهریه و از راه هبه، زنی را به ازدواج خود درآورند).»(53)
حضرت عایشه میفرمایند: او از همه ما باتقواتر بود و با خویشاوندان با صلۀ رحمتر است. در راه خدا جهاد كرد و در معركه تبوک شركت داشت. تیری به او برخورد كرد اما خدا او را حفاظت كرد.(54)
حضرت میمونه مدتها بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه و سلم زنده بود. او وصیت كرد تا در سرف دفن گردد و آن مكانی بود كه عروسی ایشان با رسول الله صلی الله علیه و سلم در آن برگزار شده بود.
وقتی امالمؤمنین میمونه در سال51 هجری (یا در سال 63 هجری در 81 سالگی) (55) وفات كرد خواهرزادهشان حضرت عبدالله بن عباس ـ رضى الله عنهما ـ بر ایشان نماز جنازه خواند و حاملین جنازه را وصیت كرد تا به آرامی جنازه را به محل مورد نظر حمل نمایند.
پس او را در جایی كه دوست داشت دفن نمودند.
ــــ ارجاعات:
1. انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۹. الاصابه، ج۸، ص۱۴۱.
2. الطبقات، ج۸، ص۱۳۱-۱۳۳. سبل الهدی، ج۳، ص۳۴۹.
3. تاریخ الاسلام، ج۶، ص۲۵۳. سبل الهدی، ج۳، ص۳۴۹.
4. پناهگاه کوچکی که فالیزبانان و شکارچیان با شاخوبرگ درختان در بیابان برای خود درست میکنند.
5. الطبقات، ج۸، ص۱۳۴. تاریخ الاسلام، ج۶، ص۳۲.
6. البدایة و النهایه، ج۱۰، ص۱۵۳.
7. الطبقات، ج۸، ص۱۳۵-۱۳۶.
8. الطبقات، ج۸، ص۱۳۵. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۱۷.
9. السنن الکبری، ج۷، ص۶۹.
10. جامع البیان، ج۲۲، ص۲۹.
11. الحاوی الکبیر، ج۹، ص۳۹.
12. السیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۱۸۸.
13. متفق عليه
14. متفق عليه
15. الاستیعاب، ج 4، ص 421؛ ، تهذیب التهذیب، ج 12، ص 427.
16. سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 513.
17. امهات المومنين ص 8
18. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷. المنتظم، ج۳، ص۳۴۴.
19. وفات ايشان را در دوران خلافت حضرت عثمان ( ۲۶-۳۵ق.) درسن ۸۰ سالگی نيز یاد کردهاند. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۷.
20. امهات المؤمنين ازواج رسول الله به نقل از طبقات ابن سعد ج 8 ص 64
21. امهات المومنين ص 9
22. امهات المومنين ص 9
23. امهات المومنين ص 11
24. الاستیعاب، ج 3، ص 409؛ سیر اعلام النبلاء، ج 4، ص 484.
25. امهات المومنين ص 13
26. انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۰۰. اعلام النبوه، ص۲۱۳.
27. الطبقات، ج۸، ص۷۴
28. الاستیعاب، ج 3، ص 244.
29. الاستیعاب، ج 4، ص 493؛ سیر اعلام لنبلاء، ج 4، ص 474.
30. امهات المومنين ص 16
31. امهات المومنين ص 17
32. « وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَراً زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً » احزاب ، آیه 37.
« ( يادآور شو ) زماني را كه به كسي ( زيدبنحارثه نام ) كه خداوند ( با هدايت دادن وي به اسلام ) بدو نعمت داده بود ، و تو نيز ( با تربيت كردن و آزاد نمودن وي ) بدو لطف كرده بودي ، ميگفتي : همسرت ( زينب بنت جحش ) را نگاهدار و از خدا بترس . ( اي پيغمبر ! ) تو چيزي را در دل پنهان ميداشتي كه خداوند آن را آشكار ميسازد ، و از مردم ميترسيدي ، در حالي كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسي . هنگامي كه زيد نياز خود را بدو به پايان برد ( و بر اثر سنگدلي و ناسازگاري زينب ، مجبور به طلاق شد و وي را رها كرد ) ما او را به همسري تو درآورديم . تا مشكلي براي مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخواندگان خود نباشد ، بدان گاه كه نياز خود را بدانان به پايان ببرند ( و طلاقشان دهند ) . فرمان خدا بايد انجام بشود . »
33. الاستیعاب، ج 4، ص 406.
34. احزاب ، آیه 40.
35. « ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً » [احزاب: 5]
آنان را به نام پدرانشان بخوانيد كه اين كار در پيش خدا عادلانهتر بشمار است . اگر هم پدران ايشان را نشناختيد ، آنان برادران ديني و ياران شما هستند . هر گاه در اين مورد اشتباه كرديد ( و مثلاً بر اثر عادت گذشته ، يا سبق لسان ، به لغزش افتاديد و به خطا رفتيد ) گناهي بر شما نيست . ولي آنچه را كه دلتان ميخواهد ( يعني از روي عمد و اختيار ميگوئيد ، گناه است و كيفر دارد ) . به هر حال ، پيوسته خدا آمرزگار و مهربان بوده و هست ( و قلم عفو بر اشتباهات و لغزشها ميكشد و شما را ميبخشد ) .
36. الاستیعاب، ج 4، ص 406
37. الطبقات، ج۸، ص۸۲.
38. امهات المومنين ص 17
39. انساب الاشراف، ج۱، ص۴۴۲. الطبقات، ج۸، ص۹۵.
40. سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 511 .
41. الاستیعاب، ج 4، ص 367
42. امهات المومنين ص 19
43. تاریخ طبری، ج۱۱، ص۶۱۰. الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۷۱. الاصابه، ج۸، ص۲۱۰-۲۱۲.
44. ترمذي 3827
45. امهات المومنين ص 21
46. الطبقات، ج۸، ص۷۷. تاریخ طبری، ج۳، ص۱۶۵.
47. الاستیعاب، ج 4، ص 483؛ سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 485 ، 487 .
48. امهات المؤمنين ازواج رسول الله ص 39
بلاذري از ابن عباس روايت كرده است كه وقتي پيامبر با ام حبيبه ازدواج كردند اين آيا نازل شد:
« عَسَى اللَّهُ أَن يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُم مِّنْهُم مَّوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِيرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ » « اميد است خدا ميان شما و ميان دشمنانتان پيوند محبت برقرار سازد ، چرا كه خدا بسيار توانا است ، و او آمرزنده مهربان است . »
49. تاريخ يعقوبي 2/56
50. امهات المومنين ص 22
51. امهات المؤمنين ازواج رسول الله ص 43
52. الاصابه، ج۱، ص۸۷.
53. احزاب : 50
54. امهات المومنين ص 24
55. امهات المومنين ص 24
ـــ منابع:
الاستیعاب: ابن عبدالبر، به کوشش البجاوی، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲ق؛
الاصابه: ابن حجر العسقلانی، به کوشش علی معوض و عادل عبدالموجود، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق
اعلام النبوه: الماوردی، بیروت، مکتبة الهلال، ۱۴۰۹ق؛
امهات المؤمنين ازواج رسول الله ، امير حسين خنجي، نشر الكترونيك وبگاه ايران تاريخ
امهات المومنين، محمد جمالزهي ، زاهدان، نگين كوير، 1391
انساب الاشراف: البلاذری، به کوشش زکار و زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق؛
البداية و النهايه: ابن كثير، بيروت، مكتبة المعارف؛
تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير: الذهبي، به كوشش عمر عبدالسلام، بيروت، دار الكتاب العربي، 1410ق؛
تاریخ طبری (تاریخ الامم و الملوک): الطبری، به کوشش گروهی از علما، بیروت، اعلمی، ۱۴۰۳ق؛
تاريخ يعقوبي: تاليف: احمد بن اسحاق يعقوبي، ترجمه محمدابراهيم آيتي، تهران ، انتشارات علمي و فرهنگي، 1374
تهذیب التهذیب ، احمد بن علي بن حجر عسقلاني، تحقيق عادل احمد عبدالموجود ، علي محمد معوض، رياض ، وزارة الشئون الاسلاميه …..
جامع البيان في تفسير القرآن، محمد بن جرير طبري، بيروت، دارالمعرفه، 1403ق؛
الحاوی الکبیر في فقه المذهب الامام الشافعي: علي بن محمد الماوردي، تحقيق و تعليق : علي محمد معوض، عادل احمد عبدالموجود ، بيروت، دار الكتب العلميه، 1414ق؛
سبل الهدی: محمد بن یوسف الصالحی، به کوشش عادل احمد و علی محمد، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۴ق؛
سنن الترمذي: محمد بن عيسي ترمذي، تحقيق صدقي جميل العطار، بیروت، دار الفکر، ۱۴22ق.
السنن الکبری: ابي بكر احمد بن حسين بن علي البيهقي، بيروت ، دارالمعرفه
السيرة النبويه: ابن هشام ، به كوشش السقاء و ديگران، بيروت، المكتبة العلميه؛
سیر اعلام النبلاء: للذهبی ، به کوشش گروهی از محققان، بیروت، الرساله، ۱۴۱۳ق؛
الطبقات الكبري: ابن سعد ، به كوشش محمد عبدالقادر، بيروت، دار الكتب العلميه، 1418ق؛
المنتظم: ابن الجوزي ، به كوشش محمد عبدالقادر و ديگران، بيروت، دار الكتب العلميه، 1412ق؛
- نویسنده : ترجمه و تألیف: عبدالقادر تاجیکی
- منبع خبر : مجله انوار
https://anvarweb.net/?p=8650






Wednesday, 28 January , 2026