همه میدانیم سرزمین فلسطین سرزمینی مبارک است؛ سرزمینی که پیامبران و اولیاء از آن برخاستهاند و از دیرباز جایگاه ویژهای در وجدان مؤمنان داشته است. بسیاری از علما خواستهاند در این خاک دفن شوند و از همانجا در روز قیامت مبعوث گردند. برای پیروان ادیان آسمانی این زمین اهمیتی ژرف دارد و طبیعی است که دلبستگی و حساسیت نسبت به آن شدید باشد.
اسلام این سرزمین را از راه فتوحات و دلاوریها در اختیار گرفت و آن درخشش ویژه را، نخست در عصر خلفای راشدین و بهویژه در زمان عمر بن خطاب رضیالله عنه، به دست آورد. پس از آن هم تاریخ صحنهٔ درگیرها و تاختوتازهای پیاپی بود؛ چرا که وقتی مردمی چیزی را در منظر دین خود گرانقدر میدانند، برای تصاحب آن با هم رقابت میکنند — حتی اگر آن چیز در واقع چندان بسندهپذیر نباشد. — پرسش این است که مرز این رقابت کجاست وقتی ارزشها رنگ مذهبی دارند؟
در میان فتوحات تاریخی، نمیتوان از حملات صلیبی و نبرد حطّین چشم پوشید؛ نبردی که لشکر صلیبیان در آن شکست سختی خورد و سلطنت لاتین را در هم ریخت. اما صلیبیان؛ انگیزهٔ دینی را بهمثابه پوششی برای برانگیختن احساسات تودهها در اروپا به کار گرفتند تا به منافع دنیوی خود برسند.
حمد و سپاس خدای را، و درود و سلام بر پیامبر او.
همه میدانیم سرزمین فلسطین سرزمینی مبارک است؛ سرزمینی که پیامبران و اولیاء از آن برخاستهاند و از دیرباز جایگاه ویژهای در وجدان مؤمنان داشته است. بسیاری از علما خواستهاند در این خاک دفن شوند و از همانجا در روز قیامت مبعوث گردند. برای پیروان ادیان آسمانی این زمین اهمیتی ژرف دارد و طبیعی است که دلبستگی و حساسیت نسبت به آن شدید باشد.
اسلام این سرزمین را از راه فتوحات و دلاوریها در اختیار گرفت و آن درخشش ویژه را، نخست در عصر خلفای راشدین و بهویژه در زمان عمر بن خطاب رضیالله عنه، به دست آورد. پس از آن هم تاریخ صحنهٔ درگیرها و تاختوتازهای پیاپی بود؛ چرا که وقتی مردمی چیزی را در منظر دین خود گرانقدر میدانند، برای تصاحب آن با هم رقابت میکنند — حتی اگر آن چیز در واقع چندان بسندهپذیر نباشد. — پرسش این است که مرز این رقابت کجاست وقتی ارزشها رنگ مذهبی دارند؟
در میان فتوحات تاریخی، نمیتوان از حملات صلیبی و نبرد حطّین چشم پوشید؛ نبردی که لشکر صلیبیان در آن شکست سختی خورد و سلطنت لاتین را در هم ریخت. اما صلیبیان؛ انگیزهٔ دینی را بهمثابه پوششی برای برانگیختن احساسات تودهها در اروپا به کار گرفتند تا به منافع دنیوی خود برسند.
متأسفانه آن زمان شرق اسلامی یکپارچه نبود؛ پراکندگی و نزاع داخلی مانع واکنش متحد شد. در شام امیران سلجوقی بر سر تاجوتخت میجنگیدند، در مصر دولت فاطمی به ضعف و رقابتهای داخلی دچار بود، و در بخشهایی از شرق، حکمرانیها شکسته و مستقل شده بودند.
با آغاز افول امپراتوری عثمانی از اواخر سدهٔ هجدهم میلادی، کشورها و سرزمینهای عربی بهتدریج زیر نفوذ قدرتهای اروپایی رفتند. پس از جنگ جهانی اوّل و فروپاشی عثمانی — و تقسیم خاورمیانه میان انگلستان و فرانسه در پی پیروزی متفقین در سال ۱۹۱۸ — سوریه و لبنان زیر قیمومیت فرانسه قرار گرفتند و عراق، اردن و فلسطین به قیمومیت بریتانیا درآمدند. بدینسان دورهٔ تقریباً چهارصدسالهٔ سلطنت عثمانی در دنیای عرب پایان یافت.
این خلأ سیاسی فرصتی بود برای نهضت صهیونیسم تا طرح تأسیس دولتی یهودی در فلسطین را پی بگیرد. در کنفرانس ۱۸۹۷ به رهبری تئودور هرتزل نقشهای برای ایجاد «وطن ملی» یهودیان در فلسطین تدوین شد. صهیونیستها خواستند سلطان عثمانی عبدالحمید را قانع کنند که اجازهٔ مهاجرت و اسکان یهودیان را بدهد، اما او این خواسته را رد کرد و حتی قانونی صادر نمود که جلوی مهاجرت و ایجاد مستعمرات یهودی در فلسطین را بگیرد.
با فروپاشی عثمانی، تلاشها برای ایجاد یک دولت صهیونیستی شدت گرفت. در سال ۱۹۱۷ وزیر خارجه بریتانیا — بلفور — وعدهای داد که زمینهٔ امید و تحرک برای حصول یک «وطن ملی یهودی» را فراهم کرد. بریتانیا از آن پس مهاجرت یهودیان را تسهیل کرد و زبان عبری را در کنار عربی و انگلیسی رسمیت بخشید.
پژواک این تحرکات در میان فلسطینیان با مقاومت و هشدار همراه شد؛ آنها خطر افزایش مهاجرت و طرحهای صهیونیستی را احساس کردند و علیه قیمومیت بریتانیا به پا خاستند. در ۱۹۴۷ موضوع فلسطین به سازمان ملل رفت و پیشنهاد تقسیم سرزمین به دو دولت عربی و یهودی و قرار دادن اماکن مقدس تحت نظارت بینالمللی مطرح شد. عربها آن طرح را نپذیرفتند و مردم فلسطین برای دفاع از وطن ایستادند. در ۱۹۴۸ قیمومیت بریتانیا پایان یافت و در همان سال اعلامیهٔ تأسیس رژیم اسرائیل صادر شد؛ ارتشهای عربی وارد عمل شدند و تا آستانهٔ تلآویو ـ که صهیونیستها آن را پایتخت خود اعلام کرده بودند — پیش رفتند.
اما این پایان ماجرا نبود. در سالهایی که پس از آن آمد، صهیونیسم گسترهٔ منافع خود را افزایش داد و در دهههای بعدی با تجاوزات متعدد بخشهای بیشتری از سرزمین فلسطین و حتی ارتفاعات جولان و نواحی دیگر را تصرف کرد.
آنچه تا کنون در این سرزمین گذشته است، خلاصهٔ رویاها و آرزوهای صهیونیستها برای تسلط بر سرزمین موعود است. — آرزویی که بههیچوجه نباید محقق گردد — بنابراین از امروز تا روز قیامت لازم است در برابر این تجاوزهای آشکار صف بکشیم و مقاومت کنیم.
برای این کار دو رکن اساسی لازم است:
نخست، مبلغان و اصلاحگرانی که آگاهیبخش و مصلح باشند؛ مردانی همچون مدحت پاشا که در استانبول پرورش یافت، در جامع فاتح علوم دینی و ادبی آموخت و به زبانهای ترکی، عربی، فارسی و فرانسه آشنا بود. او میگفت دولت عثمانی جز با گسترش عدالت، ریشهکن کردن جهل و استبداد و پذیرش نظامهای درست و قانونمند دموکراتیک زنده نخواهد ماند، نظامی که میان اقوام و مؤلفهها مساوات برقرار کند و آزادیها را تضمین نماید.
- نویسنده : مولانا عبدالواحد مومنی






Saturday, 13 June , 2026