بسیار مضحک است که برخی برای مبارزه با قرآن، کلماتی بی‌معنا و بی‌روح را کنار هم می‌چینند و گمان می‌کنند هماوردی کرده‌اند!!! درست مانند کسی که چند واژه را در متن شخصی تغییر بدهد و خود را هم‌سطح او بداند.
بنابراین ارائه یک متن هر چند هم که فصیح باشد، معارضه با قرآن و پاسخ به تحدی آن محسوب نمی‌شود. چرا که قرآن ژرف‌ترین و مهمترین پیام‌های اخلاقی و تربیتی را در خود گنجانده است. از همه شگفت‌انگیز‌تر آنکه طی دوران چهل ساله پیش از نبوت، حتی جمله‌ای از این قبیل جملات بر زبان رسول اکرم ـ صلی الله علیه و سلم ـ جاری نشده است. همچنین معارف عرضه شده توسط ایشان به عنوان وحی الهی، دارای اسلوبی ویژه و هماهنگی و نظمی خاص است که آن را از دیگر سخنان ایشان کاملاً متمایز می‌سازد. بر این اساس ایجاد چنین اثری با این اوصاف به دست فردی ناخوان ناممکن است و جز به قدرت و اراده الهی شدنی نیست.

قرآن کریم بیش از چهارده قرن پیش به عنوان معجزه‌ای جاوید و بی‌بدیل بر قلب مطهر پیامبر امین ـ صلی‌الله‌علیه‌ و سلم ـ نازل شد. قرآن کریم از همان آغاز، انسان‌ها را به آوردن متنی همانند خود به مبارزه طلبید. با وجود تلاش‌های فراوان دشمنان و آگاهی آنان از این دعوت، هیچ‌کس در طول تاریخ نتوانسته حتی سوره‌ای همانند قرآن بیاورد.
برهان تحدی:
این برهان به اختصار چنین است:
1ـ اگر قرآن ساخته بشر بود، دیگران نیز می‌توانستند همانند آن را بیاورند.
2ـ اما هیچ‌کس در طول تاریخ قادر به این کار نشده و نخواهد شد.
3ـ پس قرآن سخنی الهی و معجزه‌ای آشکار است.
ویژگی‌های مهم قرآن مانند جامعیت در بیان عقاید، اخلاق و قوانین فردی و اجتماعی، نبود تناقض در محتوا، و ارائه آن از سوی پیامبری امی و ناخوان همه نشان می‌دهد که با کلام بشر روبه‌رو نیستیم. بنابراین کسی که در پی مبارزه و تحدی با قرآن است، بایستی همه این ویژگی‌ها را رعایت نماید. یعنی کلامی بیاورد که صفات برجسته معنوی قرآن را به همراه فصاحت و بلاغت لفظیِ آن داشته باشد.
حال پرسش این است که قرآن چه معجزه‌ای را در خود گنجانده است که آن را بی‌همتا کرده است؟!
پیش از نزول قرآن، تنها دو قالب ادبی در میان عرب رواج داشت: شعر و نثر. اما قرآن قالبی کاملاً تازه عرضه کرد؛ سبکی که نه شعر بود و نه نثر، بلکه نظامی ویژه و بی‌مانند بود.
قرآن نه تنها واژگان شناخته‌شده را به کار گرفت، بلکه شیوه‌ای نوین را نیز ایجاد کرد. از جمله نوآوری‌های قرآن می‌توان به امور زیر اشاره کرد:
1ـ نوآوری در ترکیب‌ها: ترکیب‌هایی مانند «الرحمن الرحیم» یا «مالک یوم الدین»، هرچند برای اعراب آشنا بود، اما پیش از قرآن هیچ‌گاه در این قالب و معنا استفاده نشده بودند.
2ـ نوآوری در واژگان: بسیاری از واژه‌ها و مشتقاتِ تازه مانند «التقوی، الشكور و العالَمین» برای نخستین بار در قرآن به کار رفتند.
برخی از کلمات نیز با وجود آنکه از گذشته معنا داشند، اما در قرآن معنایی تازه پیدا کردند: مانند واژه مرض که در معنای جسمانی به کار می‌رفت، ولی قرآن آن را در معنای روحی و اخلاقی به کار برد: فی قلوبهم مرض.
3- وضوح و بلاغت: قرآن میان سادگی و عمق معنا جمع کرد؛ کلامی که هم برای عوام قابل فهم بود و هم بزرگان بلاغت عرب را به شگفتی واداشت.
4- تأثیر ماندگار: قرآن کریم سبکی پدید آورد که قرن‌هاست ذهن‌ها را مشغول خود کرده است.
بسیار مضحک است که برخی برای مبارزه با قرآن، کلماتی بی‌معنا و بی‌روح را کنار هم می‌چینند و گمان می‌کنند هماوردی کرده‌اند!!! درست مانند کسی که چند واژه را در متن شخصی تغییر بدهد و خود را هم‌سطح او بداند.
بنابراین ارائه یک متن هر چند هم که فصیح باشد، معارضه با قرآن و پاسخ به تحدی آن محسوب نمی‌شود. چرا که قرآن ژرف‌ترین و مهمترین پیام‌های اخلاقی و تربیتی را در خود گنجانده است. از همه شگفت‌انگیز‌تر آنکه طی دوران چهل ساله پیش از نبوت، حتی جمله‌ای از این قبیل جملات بر زبان رسول اکرم ـ صلی الله علیه و سلم ـ جاری نشده است. همچنین معارف عرضه شده توسط ایشان به عنوان وحی الهی، دارای اسلوبی ویژه و هماهنگی و نظمی خاص است که آن را از دیگر سخنان ایشان کاملاً متمایز می‌سازد. بر این اساس ایجاد چنین اثری با این اوصاف به دست فردی ناخوان ناممکن است و جز به قدرت و اراده الهی شدنی نیست.
منابع:
۱ـ النبأ العظیم؛ محمد عبدالله‌ درّاز
۲ـ اعجاز قرآن با گرایش شبهه پژوهی؛ محمدعلی محمدی
۳ـ انسان‌شناسی؛ صفدر الهی راد

  • نویسنده : مصطفی احمدي