شاید وقتی به وضع جوامع اسلامی نگاه کنیم و فقر، جنگ، اختلاف و عقب‌ماندگی را ‌ببینیم، این پرسش به ذهن ‌برسد که: «آیا اسلام عامل این وضع است؟» در پاسخ به این سوال باید گفت: نه تنها اسلام، بلکه هیچ دینی که از جانب خداوند آمده باشد، مانع پیشرفت انسان نیست، چرا که خداوند دین […]

شاید وقتی به وضع جوامع اسلامی نگاه کنیم و فقر، جنگ، اختلاف و عقب‌ماندگی را ‌ببینیم، این پرسش به ذهن ‌برسد که: «آیا اسلام عامل این وضع است؟»
در پاسخ به این سوال باید گفت: نه تنها اسلام، بلکه هیچ دینی که از جانب خداوند آمده باشد، مانع پیشرفت انسان نیست، چرا که خداوند دین را برای پیشرفت بشر فرستاده است و نه عقب ماندگی آن. البته تا زمانی که آن دین توسط پیروانش دچار خرافات نشده باشد. آنچه در اروپای قرون وسطا مانع پیشرفت شد، خرافات کلیسا بود، نه اصل دین. در تاریخ اسلام نیز چنین بوده است؛ تاریخ نشان می‌دهد هرگاه مسلمانان به اسلام عمل کردند، تمدنی درخشان پدید آمد. در قرون میانه، بغداد، اندلس و بخارا مراکز علم و صنعت و فلسفه بودند و مسلمانان در پزشکی، ریاضی، نجوم، معماری و ادبیات سرآمد جهان بودند؛ به گونه‌ای که غربی‌ها بسیاری از علوم خود را از همین تمدن اسلامی گرفتند.
این صرفا یک ادعا نیست، بلکه هر انسان واقف بر تاریخ به خوبی این مسئله را درک می‌کند و به آن آگاهی دارد.
اما وقتی مسلمانان گرفتار دنیاپرستی، اختلاف داخلی و حکومت‌های فاسد شدند، مسیر سقوط آغاز شد. بیگانگان نیز از این فرصت استفاده کردند و با استعمار، ملت‌های اسلامی را در فقر و ضعف نگه داشتند.
در کل می توان مهمترین عوامل عقب ماندگی مسلمانان را اینگونه برشمرد:
1. فاصله گرفتن از روح حقیقی اسلام و گرفتار شدن در سستی، رفاه‌طلبی و دنیاپرستی به جای علم آموزی و پیشرفت.
2. فساد و استبداد سیاسی که انرژی ملت‌ها را صرف حفظ قدرت حاکمان کرد، نه رشد علمی و اجتماعی.
3. استعمار و دخالت خارجی؛ استعمارگران منابع سرزمین‌های اسلامی را غارت کردند و با ایجاد وابستگی، مانع شکوفایی آنان شدند.
4. تفرقه و نزاع‌های داخلی؛ به جای اتحاد و همبستگی اسلامی. مسلمانان درگیر جنگ‌ها و شعارهای قومی و ملی‌گرایانه شدند.

اما چرا غرب پیشرفت کرد؟
پیشرفت غرب به خاطر «بی‌دینی» نبود. آنان وقتی از خرافات کلیسا فاصله گرفتند و با علوم اسلامی آشنا شدند، راه رنسانس و نوزایی را در پیش گرفتند. عوامل مهم پیشرفت غرب چنین بود:
1. انتقال دانش مسلمانان از طریق اندلس و جنگ‌های صلیبی؛
2. نهضت رنسانس و شکستن حصار جهل کلیسا؛
3. ایجاد نهادهای تازه در سیاست و اقتصاد؛
4. استعمار و غارت ملت‌های دیگر و بهره‌برداری از منابع آنان.
اما باید توجه کرد که پیشرفت غرب، تنها در صنعت و تکنولوژی بوده و در عرصه اخلاق و انسانیت بحران‌های بزرگی آفرید. نتیجه آن شد که با وجود قدرت صنعتی، جهان شاهد دو جنگ جهانی، بمب اتم، استعمار ملت‌ها و فجایع انسانی شد.
از طرفی، بنیان خانواده در جهان غرب از هم پاشید و با وجود پیشرفت‌های صنعتی که داشته است نتوانسته آرامش را برای خود و بشریت به ارمغان آورد. موهبتی که اسلام و دین، آن را به پیروانش ارزانی داشته است.
بنابراین، اگر مسلمانان به روح اولیه اسلام بازگردند و از تجربه‌های گذشته درس بگیرند، می‌توانند بار دیگر تمدنی پویا و پیشرفته بنا کنند.

  • نویسنده : حسین سلیمانپور