مولوی حسین فقهی، سخنران مراسم نماز جمعه این هفته خیرآباد(22اسفند1393) سخنان خود را با تلاوت آیات:«وَقَالَ مُوسَى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ.فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» و حدیث«عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «يُحْشَرُ المُتَكَبِّرُونَ يَوْمَ القِيَامَةِ أَمْثَالَ الذَّرِّ فِي صُوَرِ الرِّجَالِ يَغْشَاهُمُ الذُّلُّ مِنْ […]
مولوی حسین فقهی، سخنران مراسم نماز جمعه این هفته خیرآباد(22اسفند1393) سخنان خود را با تلاوت آیات:«وَقَالَ مُوسَى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ.فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» و حدیث«عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «يُحْشَرُ المُتَكَبِّرُونَ يَوْمَ القِيَامَةِ أَمْثَالَ الذَّرِّ فِي صُوَرِ الرِّجَالِ يَغْشَاهُمُ الذُّلُّ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ، فَيُسَاقُونَ إِلَى سِجْنٍ فِي جَهَنَّمَ يُسَمَّى بُولَسَ تَعْلُوهُمْ نَارُ الأَنْيَارِ يُسْقَوْنَ مِنْ عُصَارَةِ أَهْلِ النَّارِ طِينَةَ الخَبَالِ» آغاز کرد.
وی ابتدا بیان داشت: خداوند را سپاسگزاریم که به ما فرصت بخشید تا در جمعه ای دیگر در خانه او گرد هم آییم. طبق فرموده رسول خدا (ص) فرشتگان مجالسی را که درآنها مذاکره دین و ایمانیات باشد، احاطه می کنند. امیدوارم خداوند این جمع شدن من و شما را بپذیرد و باعث رشد و راهنمایی و هدایت ما بگرداند.
ایشان با اشاره به سخنان هفته گذشته بیان داشت: اگر به یاد داشته باشید، در هفته گذشته، پیرامون فضائل و مناقب حضرت فاطمه (رض) مطالبی(توسط امام جمعه محترم) ایراد شد. بر اساس تاریخ، ایام وفات آن حضرت نزدیک می باشد و ما براین باور هستیم که وفات ایشان طبیعی بوده و توسط کسی مورد تهاجم قرار نگرفته اند و قطعا ساحت صحابه پاک تر و مقدس تر از این هست که به دختر رسول خدا (ص) حمله کنند و به ایشان ضربه ای بزنند.
وی افزود: بنده این هفته می خواهم پیرامون یکی از امراض اخلاقی که بسیاری از ما بدان گرفتار هستیم، صحبت کنم. این مرض، مرض تکبر و خود برتربینی هست که بنا به گفته بزرگان، این صفت نازیبا، مادر تمام مفاسد و تباهی هاست.
خداوند درآیات متعدد پیرامون نکوهش تکبر سخن به میان آورده است.
خداوند به نقل از حضرت موسی فرموده است: وَقَالَ مُوسَى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ. « موسی (خطاب به فرعون و فرعونیان) گفت: من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه میبرم از دست هر متکبّری که به روز حساب و کتاب (قیامت) ایمان نداشته باشد. »
و در جایی دیگر فرموده است: فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ « پس (باید که شما) وارد درهای دوزخ شوید (و به داخل آن روید و) جاودانه در آن بغنوید. وه که جایگاه متکبّران چه جای بدی است! »
در سوره نحل فرموده است: إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ « و مستکبران را عقاب مینماید، چرا که مستکبران را دوست نمیدارد. »
در روایات نقل شده که رسول خدا فرمودند: متکبرین در روز قیامت به حقارت مورچه حشر می شوند. آنها را به زندانی به نام «بولس» درجهنم می برند و بر آنان آتش افروخته می شود. و به آنان از چرک و زردآب اهل جهنم خورانده می شود.
در حدیثی دیگر آمده : کسی که به اندازه ی ذره ای تکبر در قلب او باشد، وارد بهشت نمی شود.
استاد حوزه انوارالعلوم خیرآباد افزود: امام محمد غزالی مفصل به این موضوع پرداخته است. ایشان در وهله اول کبر را به سه درجه تقسیم نموده است: 1- تکبر درمقابل خدا، همچون نمرود و فرعون و ابلیس که در مقابل خدا ایستادند.2- تکبر در مقابل رسول خدا، همانند کفار قریش که در مقابل ایشان ایستادگی نمودند و می گفتند: اولا باید قرآن بر فرشته ای نازل می شد نه بر پیامبری که همانند ما می خورد و می آشامد. حال که فرشته ای نیاورده، باید فرد ثروتمند و صاحب مقامی آن را می آورد. چنانچه خداوند فرمود: «وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا *أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُورًا* » (محمّد را نیز مسخره میکنند) و میگویند: این چه پیغمبری است؟! او غذا میخورد، و در بازارها راه میرود، (نه شیوهی فرشتگان دارد، و نه روش شاهان. او امتیازی بر دیگران ندارد، چرا که همچون افراد عادی نیاز به تغذیه دارد، و در بازارها برای کسب و تجارت و خرید نیازمندیهای خود رفت و آمد میکند). چرا لااقل فرشتهای به سوی او فرستاده نشده است تا (به عنوان گواه صدق دعوتش) همراه او مردم را بیم بدهد (و در امر تبلیغ رسالت او را یاری نماید و ما هم ایمان بیاوریم.) * یا این که گنجی (از آسمان) به سوی او انداخته شود (تا از آن خرج و انفاق کند) و یا این که باغی داشته باشد که از (میوههای) آن بخورد (و امرار معاش کند). ستمگران (کفرپیشه) میگویند: شما جز از یک انسان دیوانه پیروی نمیکنید. »
با تامل در این آیات پر واضح است که حساب این دو فرد، مشخص هست که اهل جهنم هستند.
وی در ادامه افزود: بخش سوم، تکبر در برابراهل ایمان هست. معمولا تکبر در مقابل مسلمانان به دو سبب نکوهیده است: اول اینکه که تکبر و بزرگی و عظمت از آنِ خداست، چنانچه درروایت قدسی آمده. «الكبرياء ردائي، والعظمة إزاري، فمن نازعني واحدا منهما، قذفته في النار»
و عقل این را حکم می نماید که تکبر برای کسی زیبنده هست که رقیب نداشته باشد. و این خصلت ، تنها متعلق به خداوند باریتعالی هست.
امام غزالی همین مطلب را اینگونه تمثیل می کند که:فرض کنید پادشاه جایی رفته و تاج خود را در قصر بگذارد، حال یک غلام یا کنیز برود و آن را بر سر بگذارد. چقدر زشت هست. به همین اندازه و بلکه خیلی بیشتر نازیباست که بنده در مقابل خداوند ابراز وجود کند .
مشکل دوم این است که فرد متکبر همیشه سعی می کند که حق را قبول ننمایند. به عنوان نمونه شیطان و فرعون و نمرود حق را نپذیرفتند.
چنانچه پیشتر بیان شد، اهل علم، تکبر را ام المفساد معرفی کرده اند، چنانچه گفته اند: درست است که کبر متعلق به اخلاق هست، اما نه تنها درون انسان را تخریب می کند، بلکه ظاهر انسان را نیز در برمی گیرد چرا که متکبر باد به غبغب می اندزند و خود را والاتر می پندارند.
ایشان درادامه به پیامدهای تکبر و خود بینی پرداخت: یکی از مفاسد تکبر، غیبت هست که انسان مغرور خودش را برتر می بیند و به خود این اجازه را می دهد تا از دیگران غیبت کرده به آنان طعنه زند.
عیب دیگر متکبر این است که چیزی را که برای خود نمی پسندد برای دیگران می پسندد.در حالی که طبق فرموده نبی رحمت(ص) مؤمن کامل کسی است که چیزی را که برای خود می پسندد برای دیگران نیز بپسندد. در حالی که فرد متکبر عکس این قضیه عمل می نماید.از دیگر معایب تکبر می توان به طمع ، حرص و… اشاره کرد.
مولوی فقهی در ادامه به بیان اسبابی که باعث ایجاد تکبر در وجود فرد می شوند پرداخت و گفت: اسبابی که باعث پیداش تکبر در انسان می شوند، زیاد هست که به صورت گذرا به چند مورد از آنها اشاره می شود: یکی از اسباب کبر، علم است. فرد عالم خود را نسبت به دیگران برتر می داند. چنانچه نقل شده : «آفة العلماء الخیلاء» آفت علم تکبر هست.
علامت تکبر این است که توقع داشته باشد که دیگران او را تحویل بگیرند و در صدر مجلس بنشانند و در نزد مردم جایگاه خاصی داشته باشد.
البته اینکه مردم خودشان به کسی اظهار ارادت بکنند و برایش منزلت و جایگاهی قائل شوند، این مبحثی جداگانه می باشد. لذا برای عالم متکبر نکوهش های سختی ذکر شده است.
دومین سببی که ایجاد کبر می نماید، زهد و عبادت است. اینکه شخص به عبادت ها ، تلاوت ها ، تهجد و صدقه های خود بنازد و خود را از دیگران برتر بداند و مردمان را به چشم حقارت ببیند.
سومین عامل تکبر، نسب است. کسی به تبار ونیکان خود بنازد.
رسول خدا خطاب به اهل بیت خود فرمودند: از مال هر چه می خواهید، بخواهید ، اما از من چیزی نخواهید که در دست من نیست.
یکی دیگری از عوامل پدید آورنده تکبر، زیبایی صورت و جمال است. اینکه شخص به جمال و هیکل خود بنازد.غافل از آنکه این زیبایی رابا تلاش و کوشش خود بدست نیاورده است، بلکه الله به او داده است، همان ذاتی که انسانهایی را که او زشتشان می پندارد، آفریده است.
ایشان در ادامه فرمود: همه می دانیم تنها معیار و ملاک ارزش در نزد خداوند، تقوا و پرهیزگاری هست. در تاریخ نقل شده که حضرت عمر(رض) به حضرت بلال(رض) که یک فرد سیاه پوست بود می گفت: تو سید ما هستی. لهذا جمال عامل فریب انسان می گردد.
عامل دیگر تکبر، زور، قوت ، پست و مقام است که انسان را به تکبر وا می دارند. این فرد غافل است که اگر خداوند به یک رگ بدن او دستور دهد تا بند شود! حال او چه می خواهد بکند.
عامل دیگر تکبر کثرت طرفداران و دوست داران است که خود منجر به تکبر می شود.
مولوی فقهی در پایان، خود شناسی و خداشناسی را دو راه مبارزه با صفت زشت تکبر دانست و گفت: فرد باید عظمت و بزرگی خدا را مدنظر داشته باشد و دیگر اینکه به حقارت و ضعف خود پی ببرد. چنانچه خداوند در مورد ضعف انسان می فرماید: مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ، مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ « خدا او را از چه چیز میآفریند؟! او را از نطفهی ناچیزی میآفریند و قوّت و قدرت (و جمال و کمال) بدو میبخشد. »






Saturday, 13 June , 2026