در مورد افصح المتکلمین، شيخ شيراز ، سعدي رحمه الله و ابعاد مختلف زندگي اش ، شاعران و نويسندگان اعم از مسلمان و غير مسلمان به حد وافر قلم فرسايي نموده اند و ارادتمندان وي در قالب نظم و نثر او را به به خوبی ستوده اند . گر چه وصف بزرگمردي چنين ، در و جيزه اي خرد، كاري است، سهل و نه درخور، توصيف نادره اي كه از كلامش عطر عشق الهي مي تراود و از قلمش درس فرزانگي و حكمت و دين و اخلاق و سياست و چگونه زيستن جاري مي شود و در ترسيم اين حضور گسترده در فراز و نشيب تجربه‌ي انساني، كلمات و واژگان حقير مي نمايند. ولي بهرحال ما نيز دراين نوشتار به حد وسع برآنيم تا مختصري از زندگي ، آثار و مذهب اين عارف و شاعر اسلامي را بيان كنيم.

سعدي يكي از شاهكارهاي آفرينش و موهبت پروردگار توانا به اين سرزمين است. مقدر بود كه زبان فارسي به دست او كمال يابد و آماده بيان لطيفترين احساسها و عاطفه هاي انساني بشود.
مشرف بن مصلح (يا مشرف الدين مصلح يا شرف الدين بن مصلح الدين)‌ سعدي شيرازي كه به تقريب در اوايل قرن هفتم هجري قمري در شيراز در روزگاري كه اتابكان سلغري بر فارس حكم مي راندند تولد يافت و حدود 90 سال زيست و يك جهان ادب و هنر بوجود آورد، هدف او راهنمايي و خدمت به انسانها بود. آنچه در ضميرش مي گذشت بوسيله معايني كه كلمه ها و تركيب ها را در بردارد بيان كرد. مي توان گفت كه با قلم تواناي خويش سودمندترين مباحث اجتماعي را تصوير كرده است، زبان نظم و نثرش هر دو روان و دلنشين مي باشد ، هنرش در زبان فارسي بي مانند است. پيوسته در انديشه ديگران خاصه بي نوايان به سر برده، و غم آنان را خورده است اين همه از نوشتار وي هويدا مي باشد.
پيشه اش وعظ بود، صله و رشوه از كسي دريافت نكرد از فرط تواضع نخواست كه جزئيات زندگي اش ضبط شود ارزش هنر خويش را نيك مي دانست. سعدي (ره) در شيراز در خانداني كه از « عالمان دين بودند » ولادت يافت.
همه قبيله من عالمان دين بودند **** مرا معلم عشق تو شاعري آموخت

شيخ در نظاميه بغداد
دولتشاه مي نويسد: « گويند پدر شيخ ملازم اتابك بوده » و در كودكي هم يتيم شد. مقدمات علوم ادبي و شرعي را در شيراز آموخت و سپس براي اتمام تحصيلات به بغداد رفت. سعدي در نظاميه بغداد از محضر جمال الدين عبدالرحمن ابوالفرج بن جوزي دوم (متوفاي 636) مدرس مدرسه مستنصريه و عارف معروف شيخ شهاب الدين ابوحفص عمر بن محمد سهروردي صاحب عوارف المعارف (متوفاي 632) تلمذ نمود و از علم و دانش و عرفان هر دو نهايت استفاده را برد.
در اقصاي عالم بگشتم بسي  **** به سر بردم ايام با هر كسي
تمتع به هر گوشه‌يي يافتم  **** زهر خرمني خوشه‌يي يافتم
شيخ علاوه بر بغداد از برخي شهرهاي خاور نزديك، ديدن و با بعضي دانشمندان معاصر ملاقات كرده و با بعضي ديگر مكاتبه داشته است و نيز به شام و حجاز سفري داشته و به زيارت خانه خدا مشرف شده است.
آثار شيخ (ره)
مشهورترين آثار سعدي عبارتند از : گلستان ، بوستان ، غزليات و قصايد پارسي در كليات شيخ ـ افزون بر اينها ـ قطعات ، رباعيات ، ترجيحات ، مثلثات ، قصايد و غزليات عربي ، رسايلي به نثر و … گرد آمده اند كه در صحت انتساب همه آنها به سعدي شك كرده اند.
اما از مهمترين آثار سعدي:
1) بوستان :
مثنوي در بحر متقارب و انشاء شده به سال 655 هـ قمري است. بوستان را شهر آرماني سعدي دانسته اند دنياي پندها و آرزوهاي او؛ دنيايي كه بيشتر رنگ « بايد » ها دارد تا « هست » ها مدينه اي كه بنيان نظام اجتماعي آن بر عدل استوار است و صحنه زندگي اش لبريز است از گذشت، فداكاري، احسان، تواضع و فروتني، حلم و بردباري، همدلي و همدردي و عشق به خدا، گو اينكه بوستان را مي توان تصويري از مدينه فاضله سعدي انگاشت. اين اثر با حجمي مشتمل بر حدود 4000 بيت، تا زماني كه انسانيت زنده است، تا آنگاه كه بشر نفحه‌ي روح الهي را در درون خويش مي فهمد، حرفها براي گفتن خواهد داشت.
2) گلستان:
گلستان به نثر آهنگين داراي هشت باب و تأليف سال 656 هـ . ق است. سعدي با قدرت طبع شگفت خويش كلمات را زيبا مي گزيند، زيبا تر در كنار هم مي نشاند و از اين هم نشيني همراه با موسيقي كلام موجي مي آفريند آهنگين و روح نواز كه روزگار، هرگز آن را نفرسوده و چنين مي نمايد كه هيچ گاه گرد كهنگي بر آن نخواهد نشست.
واپسين سرگذشت در باب گلستان چنين آمده است: ريشي درون جامه داشتم و شيخ هر روز پرسيدي كه چون است؟ و نگفتي كه بر كجاست دانستم كه از آن احتراز مي كند كه ذكر هر عضوي روا نباشد.
سعديا چون تو كجا نادره گفتاري هست **** يا چو شيرين سخنت نخل شكر باري هست
يا چو بستان و گلستان تو گلزاري هست **** هـيـچم ار نيست تـولّاي تـوام بـاري هست
بي گلستان تو در دست بجز خاري نيست  ****  بـه زگـفتار تـو بـي شـائـبه گـفـتاري نيست
« ملك الشعراي بهار »

مذهب شيخ (ره)
اگر صفحات كتب را بنگريم چيزي بنام مذهب سعدي به چشم نخواهد خورد ولي آنچه مسلّم است و در آن هيچ شك و ترديدي وجود ندارد حضرت شيخ سعدي ملقب به افصح المتكلمين شاعر و عارفي از اهل سنت و جماعت بوده است. باتوجه به اينكه يكي از ويژگيها و اعتقادات مهم اهل سنت محبت با صحابه كرام بالاخص خلفاي راشدين و اهل بيت است اين مشخصه و عقيده كامل در اشعار سعدي رحمه الله آشكار است سعدي (ره) مناقب و فضايل خلفاء راشدين را با استناد از آيات و احاديث رسول خدا ذكر مي فرمايد. ايشان به صديق اكبر، فاروق اعظم، عثمان غني و حيدر كرار عشق مي ورزد و اين عشق را اينگونه در اشعارش به تصوير مي كشد:
درود مـلـك بـر روان تـو بـاد  **** بر اصحاب و بر پيروان تـو باد
نـخستين ابـوبـكر  **** عمر پنجه بــر پيچ ديـو مـريد
خردمند عثمان شب زنده دار  **** چهارم علي شاه دل دل سوار
يا در قصائد فارسي اش چنين مي سرايد:
اي يـار غـار سـيـد و صــديـق نـامـور  **** مــجـمـوعه فضايل و گنجينة صفـا
مردان قدم به صحبت ياران نهاده اند **** ليكن نه همچنانكه تو در كام اژدهـا
ديگر عمر كه لايق پـيـغــمبري بـدي  **** گـر خـواجـه رسـل نـبـدي ختم انبيا
ديگر جمال سيرت عثمان كه بر نكرد  ****    در پيش روي دشمن قاتل سر از حيا
خاصان حق هميشه بليت كشيده‌ اند  ****    هـم بيشتر عنايت و هـم بيشتر عنا
كسي را چه زور و زهره كه وصف علي كند  **** جـبـار در مـناقـب او گفته هل اتـي
پيغمبر آفتاب منير است در جــهان  **** ينان سـتـارگان بـزرگـند و مـقـتدا

گلچيني از مواعظ و حكم سعدي (ره)
گرچه انتخاب چند اندرز از ميان هزاران نكته‌ي گهربار شيخ كاري بس مشكل است زيرا هر يك به تنهايي درسي است براي اهل علم و دانش ، ولي:
آب دريا را اگر نتوان كشيد  **** هم به قدر تشنگي بايد چشيد
و اينك گزيده اي از مواعظ ايشان:‌
عـالــم آنــكــس بود كه بد نكند  **** نـه بــگويد بــه خــلق و خــود نكند
عالم كه كامراني و تن پروري كند  ****  او خويشتن گم است كرا رهبري كند
علم از بهر دين پروردن است نه بهر از دنيا خوردن
سه چيز پايدار نماند: مال بي تجارت، علم بي بحث و ملك بي سياست
گنهكار انديشناك از خــداي  **** بـه از پـارسـاي عــبـادت نماي
موّحد چه در پاي ريــزي زرش  **** چه شمشير هندي نهي بر سرش
اميد و هراسش نباشد زكس     **** بر اين است بنياد تـوحيد و بس
هر كه با بزرگان ستيزد، خون خود بريزد خطا بر بزرگان گرفتن خطاست
رياست به دست كساني خطاست  **** كه از دستشان دستها بر خداست
نخواهي كــه نـفرين كنند از پَسَت  **** نــكو بــاش تــابد نـگويد كَسَت
صبر تلخ است وليكن برشيرين دارد جور استاد به ز مهر پدر
چنان زي كه ذكرت به تحسين كنند     **** چو مردي نه بر گور نفرين كنند
بــه نطق آدمي بهتر است از دواب     **** دواب از توبه گر نگويي صواب
اگـــر بــر رفــيــقان نباشي شفيق     **** بــه فرسنگ بگريزد از تو رفيق
چـو باسفله گويي به لطف و خوشي     **** فزون گردَدش كبر و گرد نكشي
زبان بسته بهتر كه گويا به شر

وفات شيخ
در تاريخ وفاتِ شيخ ، اختلاف است وفات وي را در مأخذ گوناگون از سال 690 تا 695 ذكر كرده اند حمد الله مستوفي در اين باره مي گويد : سعدي در سابع عشر ذي حجه تسعين و ستمائه درگذشت . در تاريخ كبير جعفري كه پيش ازسال 845 تاليف شد وفات او را روز أضحي سال 690 نوشته اند .
هماي روح پاك شيخ سعدي     **** چـو در پــرواز شـد از روي اخـلاص
مه شوال بود و شام جمعه     **** كه در درياي رحمت گشت غواص
بالاخره شيخ سعدي جان به جان آفرين تسليم كرد و عالمي را سوگوار كرد چرا كه گفته‌اند « موت العالم موت العالم » اما آيا به راستي سعدي رفت و نام و نشاني ازاو باقي نيست ؟ خير به قول خودش كه مي فرمايد :
سعديا مرد نكونام نميرد هرگز     **** مرده آنست كه نامش به نكويي نبرند
پس برماست كه آثار ارزشمند سعدي را بيش از پيش مورد مطالعه و بررسي قرار دهيم و از كوله بار تجربه و انديشه‌ي نابش حظي وافر بگيريم .
عبدالحميد بخشي

ـــــــــــــــــــــــــــ
منابع :
1) ‌دايرة المعارف فارسي ـ  به سرپرستي غلامحسين مصاحب 1/1297
2) خلفاي راشدين در قلمرو نظم و نثر فارسي ـ فريدون سپري
3) مواعظ و حكم سعدي در بوستان و گلستان ـ دكتر ابراهيم شكورزاده
4) سعدي شناسي ـ دكتر اميراسماعيل آذر
5) مقالاتي درباره‌ي زندگي و شعر سعدي ـ منصور رستگار فسائي
6) غزليات سعدي ـ بهاء الدين اسكندر ي
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.