در جهان پرآشوب امروز، یکی از خطرناک‌ترین انحراف‌ها، کشاندن مقدسات دینی به میدان بازی‌های سیاسی و هیجانات زودگذر است. قرآن، به‌عنوان کتاب آسمانی میلیونها انسان، نه ابزار فشار سیاسی است و نه کارت بازی برای تسویه‌حساب‌های شخصی یا جناحی. قرآن فراتر از دولت‌ها، افراد و منازعات روزمره ایستاده و جایگاه آن، جایگاه ایمان، هویت و معنویت است، جایگاهی فراتر از حکومت‌ها، افراد و نزاع‌های روزمره.

اظهار نظر اخیر یک ورزشکار درباره اعدام و قرآن، مرز نقد و بی احترامی به مقدسات را زیر سوال برده است.

در جهان پرآشوب امروز، یکی از خطرناک‌ترین انحراف‌ها، کشاندن مقدسات دینی به میدان بازی‌های سیاسی و هیجانات زودگذر است. قرآن، به‌عنوان کتاب آسمانی میلیونها انسان، نه ابزار فشار سیاسی است و نه کارت بازی برای تسویه‌حساب‌های شخصی یا جناحی. قرآن فراتر از دولت‌ها، افراد و منازعات روزمره ایستاده و جایگاه آن، جایگاه ایمان، هویت و معنویت است، جایگاهی فراتر از حکومت‌ها، افراد و نزاع‌های روزمره.

آزادی بیان، بی‌تردید یکی از ارزش‌های مهم دنیای معاصر است؛ اما هیچ جامعه‌ی عاقلی آزادی بیان را مساوی با توهین، تحقیر و جریحه‌دار کردن باورهای مقدس نمی‌داند. همان‌گونه که نفرت‌پراکنی، نژادپرستی و توهین به اقلیت‌ها در بسیاری از کشورها جرم محسوب می‌شود، اهانت به مقدسات دینی نیز نمی‌تواند زیر عنوان آزادی بیان توجیه شود. آزادی بیان یعنی نقد، پرسش و گفت‌وگو؛ نه تحریک احساسات و شکستن حرمت باورهای میلیون‌ها انسان.

در این میان، اظهارنظر اخیر یک ورزشکار که اعدام انسان را هم‌سنگ سوزاندن قرآن دانسته، قیاسی نادرست، احساسی و از نظر منطقی مخدوش است. اعدام—در هر کشوری—پدیده‌ای حقوقی و سیاسی است که می‌توان درباره‌ی آن بحث کرد، آن را نقد نمود یا حتی به‌طور کامل با آن مخالفت داشت. اما قرآن، موضوع قانون و سیاست نیست؛ موضوع ایمان است. مقایسه‌ی این دو، نادیده گرفتن تفاوت بنیادین میان «نظام حقوقی» و «باور اعتقادی» است و نتیجه‌ای جز تشدید شکاف‌های اجتماعی ندارد.

چنین مقایسه‌هایی نه کمکی به دفاع از حقوق بشر می‌کند و نه به اصلاح اجتماعی. برعکس، این رویکردها به تولید تنش، دوقطبی‌سازی و نفرت دامن می‌زند و گفت‌وگو را به تقابل تبدیل می‌کند. وقتی نقد سیاسی با بی‌احترامی به مقدسات گره می‌خورد، نه پیام عدالت شنیده می‌شود و نه مطالبه‌ی انسانی به نتیجه می‌رسد.

افرادی که تریبون گسترده دارند—خواه ورزشکار باشند، هنرمند یا فعال اجتماعی—مسئولیت بیشتری در قبال سخنان خود بر عهده دارند. بیان احساسات شخصی در فضای عمومی، زمانی که به باورهای دینی میلیون‌ها نفر گره می‌خورد، دیگر صرفاً یک نظر شخصی نیست؛ بلکه اثری اجتماعی دارد و می‌تواند آتش اختلاف را شعله‌ور کند. نقد قدرت، نقد حکومت و اعتراض مدنی، همگی مشروع و قابل دفاع‌اند؛ اما مقدسات مردم، میدان تسویه‌حساب سیاسی نیستند.

قرآن نه متعلق به حکومت‌هاست، نه ابزار ا‌ُپوزیسیون، نه سپر دفاعی قدرت و نه چماق اعتراض. قرآن برای مؤمنان، کلام خداست و برای دیگران، دست‌کم بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی یک ملت. سوزاندن، تحقیر یا استفاده‌ی ابزاری از آن، نه شجاعت است و نه روشنگری؛ بلکه بی‌احترامی آشکار به باورهای دینی و همزیستی اجتماعی است.

می‌توان مخالف اعدام بود، می‌توان منتقد حکومت بود و می‌توان معترض بود؛ اما نمی‌توان با لگدمال‌کردن مقدسات، مدعی دفاع از انسانیت شد. اگر گفت‌وگو می‌خواهیم، باید مرزها را بشناسیم و اگر جامعه‌ای کم‌تنش‌تر می‌خواهیم، باید بپذیریم که قرآن—و هر مقدس دیگری—بازیچه‌ی سیاست نیست.

و در پایان از همه‌ی چهره‌های تأثیرگذار، فعالان سیاسی و کنشگران اجتماعی انتظار می‌رود که در بیان اعتراض و نقد، حرمت باورهای دینی را پاس بدارند و مقدسات را از میدان منازعات سیاسی دور نگه دارند. راه اصلاح از احترام می‌گذرد، نه از جریحه‌دار کردن ایمان میلیون‌ها انسان.

  • نویسنده : محمد عباسی فرمان آبادی