پاسخ به شبهه
پاسخ این اشکال به چند وجه ممکن است:
اول: رستاخیز، قرارگاهها و مراحل گوناگونی دارد. در برخی از این مراحل، انسانها سخن میگویند و در برخی دیگر، توان سخن گفتن از آنان گرفته میشود.
دوم: آنچه در برخی آیات نفی شده، سخنی است که برای آنان سودمند باشد. هرچه میگویند، بیفایده است و چون اثر ندارد، گویا اصلاً سخن نگفتهاند.
سوم: پس از آنکه خداوند متعال خطاب به آنان میفرماید:
«اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ» (مؤمنون: ۱۰۸)
در دوزخ خموش باشید و با من سخن مگویید.
از آن لحظه به بعد، قدرت سخن گفتن از آنان گرفته میشود و جز فریاد و ناله چیزی از آنان شنیده نمیشود.
«وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِم بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا يَنطِقُونَ» (نمل: ۸۵)
و وعده عذاب بر آنان به سبب ستمی که کردند محقق گشت، پس سخن نمیگویند.
رأی سوم از دو رأی پیشین قویتر و پسندیدهتر است.
از دیرباز، ملحدان همواره در تلاش بودهاند تا با ایجاد تزلزل در باورهای مسلمانان، آنان را از مسیر دستورات الهی و سنت پیامبر اکرم صلیالله علیه وسلم منحرف سازند. یکی از مهمترین ابزارهای آنان برای نیل به این هدف، القای شبهات و آلوده ساختن ذهنها به این ابهامات بوده است.
در عصر حاضر، موج شبههافکنی به اوج خود رسیده و ذهن و جان مسلمانان را گرفتار تلاطمی سنگین ساخته است. متأسفانه شاهدیم که بسیاری، توان ایستادگی در برابر این امواج مخرب را ندارند و گرفتار انحرافات فکری و عقیدتی میشوند. ریشه این دینگریزی و دینستیزی را باید در پذیرش ناخودآگاه شبهاتی جستوجو کرد که مستشرقین و ملحدان به ذهنهای تهی از معرفت قرآنی و بینش نبوی تزریق میکنند.
گویی امروزه برای جوان مسلمان، پیامی جذابتر از پیام قرآن، سبکی دلنشینتر از سبک زندگی پیامبر، و تمدنی پیشرفتهتر از تمدن اسلامی معرفی میشود. افسوس که ما هنوز پیام قرآن را چنانکه باید درنیافتهایم، سبک زندگی پیامبر را درست نشناختهایم، و از شکوه فرهنگ و تمدن اسلام بیخبریم.
آری، این دوران را «عصر تمدن» مینامند، اما نه تمدنی اسلامی؛ سخن از «پیام» است، اما نه پیام قرآن؛ دوران «علم و فناوری» است، اما نه دانشی برخاسته از کتاب خدا و سنت رسول.
آنچه بیش از هر چیز مسلمانان را به سمت این شبهات میکشاند، دلبستگی ناخودآگاه آنان به مظاهر تمدن غرب و تهیبودن ذهنشان از علم قرآن و دانش حدیث است. راه بازگشت، آگاهی و معرفت است؛ بازگشتی به پیام الهی، سنت نبوی و تمدن پرشکوه اسلام.
مستشرقین و ملحدین همواره میکوشند با ایجاد شبهه در قرآن و احادیث، این دو رکن بنیادین اسلام را تضعیف کنند. آنان تلاش دارند آیات قرآن را متعارض نشان دهند و احادیث را در تضاد با قرآن جلوه دهند، تا چنین وانمود کنند که قرآن کتابی پر از تناقض، و سنت پیامبر بیاساس و پوچ است.
در این نوشتار، یکی از این شبهات را بررسی خواهیم کرد:
شبهه تعارض آیات قرآن
خداوند متعال در سوره مرسلات میفرماید:
«هَذَا يَوْمُ لَا يَنطِقُونَ * وَلَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ» (مرسلات: ۳۵/۳۶)
امروز، روزی است که (آنان) سخن نمیگویند و اجازه عذرخواهی به آنان داده نمیشود.
این آیات دلالت دارد بر اینکه دوزخیان در آن روز سخن نمیگویند و عذرخواهی نمیکنند. اما آیات دیگری وجود دارد که بر خلاف این معنا، دال بر سخن گفتن و عذر آوردن دوزخیان هستند. مانند:
«وَاللهِ رَبَّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ» (انعام: ۲۳)
(مشرکان گویند:) به خدا که پروردگار ماست، ما مشرک نبودهایم.
«فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ» (نحل: ۲۸)
(پس در برابر عذاب) سر تسلیم فرود میآورند (و میگویند:) ما هیچ کار بدی انجام نداده بودیم.
«بَل لَّمْ نَكُن نَّدْعُو مِن قَبْلُ شَيْئًا» (غافر: ۷۴)
بلکه ما از پیش چیزی را به فریاد نمیخواندیم.
«تاللهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ * إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ * وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ» (شعراء: ۹۷/۹۹)
(مشرکان گویند:) به خدا سوگند، ما در گمراهی آشکاری بودیم، آنگاه که شما را با پروردگار جهانیان برابر میدانستیم، و جز تبهکاران، کسی ما را گمراه نکرد.
«رَبَّنَا هَؤُلَاءِ أَضَلُّونَا» (اعراف: ۳۸)
پروردگارا! اینان بودند که ما را گمراه کردند.
و آیات دیگری که مضمون مشابهی دارند.
پاسخ به شبهه
پاسخ این اشکال به چند وجه ممکن است:
اول: رستاخیز، قرارگاهها و مراحل گوناگونی دارد. در برخی از این مراحل، انسانها سخن میگویند و در برخی دیگر، توان سخن گفتن از آنان گرفته میشود.
دوم: آنچه در برخی آیات نفی شده، سخنی است که برای آنان سودمند باشد. هرچه میگویند، بیفایده است و چون اثر ندارد، گویا اصلاً سخن نگفتهاند.
سوم: پس از آنکه خداوند متعال خطاب به آنان میفرماید:
«اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ» (مؤمنون: ۱۰۸)
در دوزخ خموش باشید و با من سخن مگویید.
از آن لحظه به بعد، قدرت سخن گفتن از آنان گرفته میشود و جز فریاد و ناله چیزی از آنان شنیده نمیشود.
«وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِم بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا يَنطِقُونَ» (نمل: ۸۵)
و وعده عذاب بر آنان به سبب ستمی که کردند محقق گشت، پس سخن نمیگویند.
رأی سوم از دو رأی پیشین قویتر و پسندیدهتر است.
مراجع:
دفع إيهام الاضطراب عن آيات الكتاب، علامة شنقيطي
تفسير روح المعاني، علامة آلوسي
تفسير المحرر الوجيز، ابن عطية
تفسير أبي السعود
تفسير الكشاف، زمخشري
تفسير البحر المحيط، أندلسي
التفسير الكبير، فخر رازي
- نویسنده : محمد علیخواجه






Tuesday, 27 January , 2026