در سال چهارم هجری صحابی بزرگوار خبیب بن عدی انصاری رضی الله عنه اسیر شد. او در مکه به فرزندان حارث بن عامر که خبیب پدرشان را در جنگ بدر کشته بود فروخته شد. فرزندان حارث از او خواستند که از اسلام برگردد تا زنده بماند. اما او نپذیرفت. آنان خبیب را بیرون مکه بردند […]
در سال چهارم هجری صحابی بزرگوار خبیب بن عدی انصاری رضی الله عنه اسیر شد. او در مکه به فرزندان حارث بن عامر که خبیب پدرشان را در جنگ بدر کشته بود فروخته شد.
فرزندان حارث از او خواستند که از اسلام برگردد تا زنده بماند. اما او نپذیرفت. آنان خبیب را بیرون مکه بردند تا بکشند. خبیب از آنان خواست تا قبل از شهادت دو رکعت نماز بخواند.
وقتی مسلمان میمیرم ، پروایی ندارم،
که چگونه در راه خدا کشته میشوم
این برای خداست و اگر او بخواهد
در اعضای تکه تکه شده هم برکت میدهد.
دوست داشتی الان به جای تو محمد اینجا میبود و تو در کنار خانوادهات میبودی؟
به خداقسم دوست ندارم که در جایی که هست خاری به پایش بخلد. و من راحت زندگی کنم
به خدا من کسی را ندیدم که کسی دیگر را دوست داشته باشد، آنگونه که یاران محمد، محمد را دوست دارند.
خدایا گواه باش که ما پیامِ پیامبرت را رساندیم. خدایا خبر آنچه را بر ما گذشت به پیامبرت برسان.
خبیب بن عدی رضی الله عنه تیرباران شد. اگر جانفشانیهای صحابه بزرگواری همچون خبیب نبود، مسلمانان امروز از نعمت اسلام بهرهمند نمیشدند. رشادت او الگوی هر مسلمانی خواهد بود که روزی به خاطر اسلام دچار مشکلات شود.






Wednesday, 3 June , 2026