اشتباه بزرگی است اگر بخواهیم محبت واقعی و پاک را در غیر محل واقعی آن بجوییم یا اگر بخواهیم آن را از افرادی فرا بگیریم که شایستگی آن را ندارند. محبت و عشق، بزرگتر از آن است که با یک تماس تلفنی آغاز شود، و والاتر از آن است که از سریالها و فیلم ها […]
اشتباه بزرگی است اگر بخواهیم محبت واقعی و پاک را در غیر محل واقعی آن بجوییم یا اگر بخواهیم آن را از افرادی فرا بگیریم که شایستگی آن را ندارند.
محبت و عشق، بزرگتر از آن است که با یک تماس تلفنی آغاز شود، و والاتر از آن است که از سریالها و فیلم ها سرچشمه و نشأت بگیرد و یا از این راه فراگرفته شود. بلکه پاکتر و وارسته تر از آن است که بتوان معانی بلند آن را در ابیات شعر شاعری یافت که به هیچ اعتقادی پایبند نیست.
از آنجا که دین ما، دین زیبایی و روح و عقل و بدن است و به این ها ارزش قائل می باشد، ضرورتا باید به موضوع محبت و عشق توجه کرده باشد.
سرشت بشر با عشق و محبت، پیوند دیرینه ای دارد و عشق را می توان در تمام جوامع یافت. در شأن محبت است که کرامت و عفت زن را حفاظت نماید و به مرد نیز ارزش قائل شده او را در موقعیت اصلی اش حفظ نماید و از هر گونه بیهودگی و پوچی و یا از همسان سازی به مردان و زنان هوس ران دورش نماید.
لازم نیست بخواهیم عشق را در میان اقوام و جوامع گوناگونی که تعلقی با قوانین آسمانی ندارند، واکاوی نماییم.
بیاییم محبت را در سیرت برترین و پاک ترین فرد بشریت، نبی رحمت(که درود خدا بر او باد) بجوییم و ببینیم در سیرت خود، چقدر پیرو او هستیم و چقدر خود را از محبت و عشق حقیقی محروم ساخته ایم.
نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه و سلم ) ، همسران خود را حتی در هنگام روزه می بوسیدند و هرگاه یکی از همسرانشان در ظرفی آب می نوشید پیامبر سعی می کرد از همان جایی که همسرش نوشیده، بنوشد. هرگاه در سفر، یکی از ازواج مطهرات را همراه داشت، فرصت را غنیمت شمرده با او مسابقه می داد، گاهی پیروز می شد وگاهی می باخت. با هم از آب یک ظرف غسل می کردند، بگونه ای که دست هایشان به هم می خورد و اگر در وقت اعتکاف همسری به دیدارش می آمد، همانند یک همراه خوب و مهربان او را بدرقه می کرد.
تا یکی از همسران همراه ش نبود، به سفر نمی رفت و در خانه هر یک که می بود، در کارها با او همکاری می نمود و با مهربانی و ملاطفت با او برخورد می نمود، اگر گوسفندی می کشت همسر مرحومه خود( خدیجه رضی الله عنها) را یاد می کرد و برای دوستان و آشنایان او، بخاطر بیان وفا و محبت، مقداری گوشت می فرستاد.
هرگاه همسرش می خواست بر شتری سوار شود، زانویش را طوری می گذاشت که او بتواند سوار شتر شود، با وجود اینکه 9 همسر داشت، هیچ گاه یکی از آنها را کتک نزد، با آنها شوخی و مزاح می نمود، گلایه آنها را می شنید و به حرف آنها گوش فرا می داد و به همسرش این اجازه را می داد که بازی دیگران را تماشا نماید، با وجود این که آنها را از دید دیگران می پوشاند و تا همسرش از تماشا خسته نمی شد، او مانع تماشایش نمی شد. هرگاه از او می پرسیدند: چه کسی را از همه بیشتر دوست داری؟ بدون هیچگونه پروا و تردیدی اسم همسرش را می گفت، چرا که محبت چیزی نیست که بتوان آن را پوشاند.
به معنای واقعی کلمه عاشقانه زیست و یاد و خاطره همسرش را همیشه زنده نگه می داشت. تا آنجا که همسر دوست داشتنی اش می گوید: بر محبت پیامبر به خدیجه، رشک می بردم، بدین خاطرکه پیامبر همواره از او یاد می کرد و بسیار تعریفش می نمود. همیشه از اولین همسرش ، گرچه چندین سال بود وفات کرده بود، یاد می کرد حال که زنان دیگری نیز داشت.
مهربانانه زیست و دیگران را نیز بدان فرا خواند، چنانچه که فرمود: “بهترین شما کسی است که با خانواده اش بهترین رفتار را داشته باشد” و “هیچ مرد مؤمن بر زن مؤمن خشم نکند ” و “به زنان نیکی کنید”.
به مردان با اشاره می فهماند که لقمه را در دهان زنان شان بگذارند”، بدین تشویق می نمود که زن و مرد با یکدیگر ملاعبت نمایند و احساسات یکدیگر را درک کنند و تشویق می کرد که با زنان که به مثابه شیشه هستند، خوبی و مهربانی نمایند.”
این است عشق پاک و واقعی که در شایسته ترین محل خود قرار گرفته است و در یک زندگی خوب، در محل واقعی اش قرار گرفته است و در خانه ای که محبت بر آن سایه گسترانیده، سعادت و خوشبختی، بخواهد یا نخواهد به آن پا می گذارد.
شایسته است که از این مدرسه و از این چنین استادی محبت و عشق را فرا گیریم. عواطف و احساسات را نباید بازیچه خود قرار دهیم و نباید از کسانی که پایبند هیچ قانون و اخلاقی نیستند، و بین خوب و بد هیچگونه فرقی قائل نیستند، پیروی کورکورانه نماییم.
درود خدا بر شخصیتی که برترین اخلاق را با خاندان خود داشت و نیز بر کسانی که دنباله روی او شدند و از او تبعیت نمودند.
نویسنده: نبيل النشمي(موقع : السبیل)
مترجم: عصمت الله تیموری(انواروب)






Sunday, 15 February , 2026