خداوند متعال سرشت انسان را به گونه‌ای رقم زده است که از نیستی و نابودی تنفر دارد و همواره میل به بقا و جاودانگی در او موج می‌زند. اهمیت معاد در منظومه فکری مسلمان آنجا نمود پیدا می‌کند که مرگ را پایان کار ندانسته و بر این باور است که با کلید خوردن معاد زندگیِ مطلوبِ وی رقم خواهد خورد. آری معاد آن عطش جاودانگی را به حقیقت تبدیل نموده و انسان را از نیستی می‌رهاند. مؤمن نه تنها معاد را نابودی نمی‌داند، بلکه ایمان به جهان آخرت را رمز بالندگی خود می‌داند.

اهمیت معاد در ساختار ایمانی
خداوند متعال سرشت انسان را به گونه‌ای رقم زده است که از نیستی و نابودی تنفر دارد و همواره میل به بقا و جاودانگی در او موج می‌زند. اهمیت معاد در منظومه فکری مسلمان آنجا نمود پیدا می‌کند که مرگ را پایان کار ندانسته و بر این باور است که با کلید خوردن معاد زندگیِ مطلوبِ وی رقم خواهد خورد. آری معاد آن عطش جاودانگی را به حقیقت تبدیل نموده و انسان را از نیستی می‌رهاند. مؤمن نه تنها معاد را نابودی نمی‌داند، بلکه ایمان به جهان آخرت را رمز بالندگی خود می‌داند.
طبق ایدئولوژی اسلامی مسئله معاد علاوه بر عقلانی بودن، فطری نیز می‌باشد. به راستی اگر رستاخیز فطری نیست، چرا این عقیده در طول تاریخ از انسان‌ها جدا نشده است؟ عادات و رسوم دائما در حال تغییر هستند، فرهنگ‌ها عموما دستخوش دگرگونی هستند. تنها اموری می‌تواند در طول تاریخ بشر، در برابر گذشت زمان پایدار بماند که ریشه‌هایی در اعماق فطرت داشته باشند. از این جهت فطرت سالم هر انسان باور به معاد را در خود احساس می‌کند.
ضرورت عقلی معاد
اگر بخواهیم با دید عقلانی به مسئله قیامت بنگریم، دلایل مختلفی وجود دارد؛ یکی از دلایل مهم به شرح زیر است:
دلیل عدالت: شرایط حاکم بر جوامع بشری، این را می‌طلبد که در پی دنیا، آخرتی وجود داشته باشد؛ در غیر این صورت، تاریخ بی‌معنا خواهد شد. به تصریح آیات و احادیث آفریش جهان هستی بر پایه حق و عدالت بنا شده است. عدل خداوندی ایجاب می‌کند تا در پی جهان طبیعت، نظامی عادلانه وجود داشته باشد تا در آن حق ستمدیدگان از گردنکشان گرفته و فاسدان به پاداش کردار تباهشان برسند. چرا که اگر قیامت متحقق نشود، و داوری میان مردم برگزار نگردد، بدکاران به کیفر کردار ناشایست خود نخواهند رسید و مؤمنان نیز به پاداش اعمال خود نائل نخواهند شد. در چنین شرایطی میان ظلم و عدل، ظالم و عادل برابری بر قرار می‌شود که این برابریِ ناموزون هرگز با عدل الهی سازگار نیست.
آیا دنیا به این جهت آفریده شده که فیلمی وحشتناک از این همه شیطنت، شرارت، درندگی و ظلم و ستم، برای یک بار به نمایش گذاشته شود و پس از آن کسی نه سراغ ظالم برود و نه خبری از مظلوم بگیرد؟! این رویدادها نشان دهنده نقص دنیا و دلیلی روشن بر ضرورت فرا رسیدن روزگاری است که دنیا در آن به تکامل برسد. آری زمان به تکامل رسیدن دنیا همان جهان آخرت است.
نقش باور به معاد در کنترل اخلاق و رفتار
از گذشته این پرسش برای بشر مطرح بوده است که چگونه می‌توان مردم را در مسیر صداقت و حق قرار داد؟ با نگاهی به لا به لای صفحات تاریخ مشاهده می‌کنیم پادشاهان و حاکمان همواره با تدوین و اِعمال قوانین سعی بر تحقق این هدف داشته‌اند. اما با این حال می‌بینیم که بسیاری از مجرمان با وجود قوانین شدید در برخی کشورها همچنان از تبهکاری دست بر نمی‌دارند و هیچ چیز آنان را از جنایت باز نمی‌دارد؛ اگر بگویی قانون، افراد بسیاری به راحتی آن را زیر پا می‌گذارند؛ اگر بگویی شرم اجتماعی، آن شخص می‌تواند کار خود را به خوبی توجیه کند؛ اگر بگویی ارزش‌های اخلاقی مانع وی می‌شود، سوال این است: کدام ارزش؟ مبنای ارزش گذاری وی چیست؟ به این ترتیب افراد بی‌پروا تمام راه‌های نفوذ را بسته و به جرم و جنایت خود ادامه می‌دهند. بدین خاطر فشارهای بیرونی راه به جایی نبرده و فقط نیروی درونی و ارادی می‌تواند از ارتکاب این گونه جرایم جلوگیری کند. و ایجاد انگیزه درونی صرفاً در باور به معاد ممکن است. این انگیزه از آن جهت در باور به معاد وجود دارد که هر شخص اجتناب از هر گونه ظلم و گناه را وظیفه خود می‌داند.
ولتر Voltaire فیلسوف و نویسنده فرانسوی که خود اعتقادی به متافیزیک ندارد اما اهمیت اعتقاد به خدا و آخرت را از این جهت که زیربنای اخلاقیات می‌باشد، درک می‌کند. او بر این باور است که فقط اعتقاد به خدا و آخرت می‌تواند فضای اخلاقی مناسبی ایجاد کند.
با وجود این همه دلایل ـ که ما به منظور اختصار بسیاری از آن‌ها را بیان نکردیم ـ نپذیرفتن معاد چیزی جز استکبار و عناد نیست.
منابع:
1- الإسلام یتحدی؛ وحید الدین خان
2- معاد؛ محمد حسن قدردان قراملکی

 

  • نویسنده : مصطفی احمدي